تنگه هرمز در مسیر توافق

سفر فرمانده ارتش پاکستان و بلافاصله وزیر خارجه عمان به تهران در شرایطی انجام شد که بن‌بست در مسیر گفت‌وگوهای ایران و آمریکا، همزمان با تشدید فشارهای اقتصادی واشنگتن و تداوم تنش در خلیج‌فارس، وارد مرحله تازه‌ای شده است. آنچه این دو سفر را در این مقطع مهم و متمایز می‌کند، تلاش‌هایی است که برای احیای تفاهم‌نامه اسلام آباد از مسیر توافق بر سر مسیر تردد دریایی در تنگه هرمز صورت می‌گیرد. توافقی که می‌تواند گره هرمز را باز و به رفع محاصره منجر شود.

همزمان با پایان سفر وزیر خارجه عمان به تهران، وزارتخانه‌های دو کشور روز سه‌شنبه ۳ شهریور بیانیه مشترک مطبوعاتی صادر کردند. بیانیه‌ای که به تعبیر کارشناسان می‌تواند مسیر دستیابی به توافق بر سر هرمز را در دسترس قرار دهد. در متن این بیانیه مشترک آمده است: در رایزنی‌های سازنده‌ دو وزیر بر اهمیتی که هر دو کشور برای از سرگیری دریانوردی ایمن از طریق تنگه هرمز، با حفظ حاکمیت و حقوق حاکمیتی خود، قائل هستند، متمرکز شد. دو وزیر با توجه به وضعیت کنونی در تنگه که ناشی از جنگ اخیر و پیامدهای فاجعه‌بار آن است، چارچوبی مرحله‌بندی‌شده را مورد بحث قرار دادند که می‌تواند مبنایی عملی و قابل اجرا برای پیشبرد امور فراهم کند.

چارچوب پیشنهادی شامل ایجاد یک کریدور دریانوردی موقت مشترک از طریق تنگه هرمز و توافقی برای اجرای یک پروژه مشترک به منظور پاکسازی تنگه از مین‌ است. مذاکرات فنی میان دو طرف با هدف توافق بر سر یک کریدور دریانوردی دائمی و اداره آینده تنگه و همچنین سازوکاری برای تبادل اطلاعات، مدیریت ترافیک و ارائه خدمات دریانوردی و امنیتی مربوطه ادامه خواهد یافت. در این راستا، هر دو طرف بر اهمیت برگزاری گفت‌وگوهای مشترک با کشورهای منطقه هم‌مرز با آب‌های خلیج فارس تاکید کردند. آنها همچنین بر لزوم رعایت حقوق بین‌الملل قابل اعمال و احترام به حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تاکید ورزیدند.

پیوند چارچوب مشترک به تفاهم اسلام آباد

اهمیت توافق بر سر چارچوب مرحله بندی شده میان وزرای خارجه ایران و عمان در این واقعیت نهفته است که پس از پایان مذاکرات عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان با مقامات ایرانی ارزیابی‌ها حکایت از «پیشرفت قابل‌توجه» در گفت‌وگوها بود. اسلام‌آباد اکنون می‌کوشد بار دیگر خود را به‌ عنوان کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن تثبیت کند؛ نقشی که پس از شکل‌گیری تفاهم اسلام‌آباد به این کشور داده شد، اما با توقف مذاکرات عملا با مانع مواجه شد.

سفر سازنده منیر

چند ساعت پس از پایان ماموریت ژنرال عاصم منیر؛ وزارت کشور پاکستان اعلام کرد که گفت‌وگوهای انجام‌شده در تهران بر مناقشه ایران و آمریکا، تنش‌های منطقه‌ای و اقدامات لازم برای احیای تفاهم اسلام‌آباد متمرکز بوده است. محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان، پس از این دیدارها از «پیشرفت قابل‌توجه» سخن گفت و مذاکرات را بسیار سازنده توصیف کرد. ارتش پاکستان نیز پیش‌تر هدف سفر را تلاش برای دستیابی به یک راه‌حل جامع و پایدار برای بحران منطقه‌ای اعلام کرده بود. مقام‌های ایرانی نیز ضمن مثبت خواندن رایزنی‌ها، بر ادامه پیگیری اجرای تفاهم اسلام‌آباد تاکید کرده‌اند. در این خصوص معاون ارتباطات دفتر رئیس‌جمهور از «دستاوردهای دیپلماتیک ارزشمند» سفر منیر به تهران خبر داد.

اهمیت سفر منیر را باید در همین نقطه جست‌وجو کرد؛ مساله دیگر صرفا انتقال پیام میان تهران و واشنگتن نیست، بلکه تلاش برای یافتن فرمولی است که بتواند مذاکرات متوقف‌شده را دوباره فعال کند. گزارش‌های منتشرشده از منابع پاکستانی حاکی از آن است که پیشنهادهای تازه‌ای در این سفر مطرح شده که دو موضوع «بازگشایی تنگه هرمز» و «ازسرگیری مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا» را دربر می‌گیرد. یک منبع ارشد به العربیه گفته که آمریکا پیشنهاد کرده در ازای بازگشایی تنگه هرمز و توقف حملات نیروهای متحد ایران، محاصره و تحریم‌ها علیه ایران لغو شوند.

گره اصلی با سفر بدر البوسعیدی باز می‌شود؟

ورای این پیام و پیغام‌ها و تعارفات دیپلماتیک که در طول نزدیک به ۵ ماه گذشته پس از اعلام آتش‌بس در ۱۸ فروردین امسال بوده است؛ تنگه هرمز به یکی از اصلی‌ترین گره‌های مذاکرات تبدیل شده است. اختلاف بر سر آزادی کشتیرانی و وضعیت این آبراه راهبردی، در کنار موضوع تضمین‌های امنیتی، از جمله عواملی بوده که روند گفت‌وگوهای ایران و آمریکا را متوقف کرده است. از این منظر، پیشنهاد بازگشایی هرمز را نمی‌توان صرفا یک موضوع حمل‌ونقلی دانست. هرمز برای ایران اهرمی در برابر فشار خارجی است و برای آمریکا و اقتصاد جهانی، یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی محسوب می‌شود. بنابراین هرگونه توافق درباره وضعیت این تنگه، عملا با موازنه قدرت میان دو طرف گره خورده است.

گزارش‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که مساله هرمز در حال تبدیل شدن به بخشی از بسته بزرگ‌تر مذاکرات است. بر اساس گزارش خبرگزاری آناتولی به نقل از منابع پاکستانی، پیشنهادهای جدیدی که منیر در تهران درباره آنها رایزنی کرده، بر بازگشایی تنگه و احیای مذاکرات مستقیم تهران و واشنگتن متمرکز بوده است. این منابع همچنین از آن خبر داده‌اند که مهلت ۶۰ روزه پیش‌بینی‌شده در تفاهم اسلام‌آباد برای دستیابی به توافق نهایی به پایان رسیده، اما همزمان تلاش‌ها برای جلوگیری از بازگشت به مرحله جدید درگیری ادامه دارد. این منابع افزودند که پاکستان، به همراه قطر و دیگر شرکای منطقه‌ای، پس از آخرین تماس‌ها با واشنگتن، پیشنهادهای جدیدی را ارائه کرده‌اند. ماجد الانصاری، سخنگوی وزارت خارجه قطر نیز روز گذشته گفت که این کشور به تلاش‌هایش با طرف‌های تنش ایران و آمریکا برای بازگشت به مذاکرات ادامه خواهد داد.

با این حال بازگشایی گره در توافق ایران و عمان نهفته است که دستور کار اصلی سفر وزیر خارجه سلطان نشین عمان به تهران است. پیش‌تر دو طرف به توافق بر سر مسیرهای جدید کشتیرانی دست یافته بودند و تنها برخی نکات در خصوص بیانیه مشترک باقی مانده بود. اگر در سفر روز سه‌شنبه البوسعیدی دو طرف بتوانند پیشرفت‌های جدیدی در خصوص این توافق به‌دست بیاورند، این سفر می‌تواند به بازگشایی تنگه و رفع محاصره کمک قابل‌توجهی کند.

چالش مهم

با این حال، چالش اصلی برای میانجی‌گری عمان و پاکستان، بی‌اعتمادی عمیق تهران به واشنگتن است. مقام‌های ایرانی در جریان رایزنی‌های اخیر تاکید کرده‌اند که آمریکا باید پیش از انتظار برای اقدامات متقابل ایران، به تعهدات خود در تفاهم‌نامه عمل کند. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز در دیدار با منیر بر ضرورت تغییر رفتار آمریکا و انجام اقدامات عملی از سوی واشنگتن تاکید کرده است. در چنین شرایطی، مساله اصلی برای میانجی‌گر نه صرفا انتقال پیام، بلکه یافتن نقطه‌ای برای ایجاد اعتماد حداقلی میان دو طرف است.

در این بین، از نگاه تهران پذیرش رایزنی با عمان و به‌ویژه پاکستان لزوما به معنای پذیرش شروط آمریکا نیست. واکنش مقام‌های ایرانی نشان می‌دهد که اصل میانجی‌گری پاکستان پذیرفته شده، اما نقطه شروع مذاکرات همچنان اجرای تعهدات طرف آمریکایی است. به بیان دیگر، تهران تلاش می‌کند تفاهم اسلام‌آباد را از یک چارچوب صرفا سیاسی به سازوکاری برای سنجش رفتار واشنگتن تبدیل کند. در چنین چارچوبی، بازگشت به مذاکره زمانی معنا پیدا می‌کند که هزینه نقض دوباره توافق برای ایران کاهش یابد و تضمین‌هایی درباره اجرای تعهدات وجود داشته باشد.