اصطکاک جنگ و دیپلماسی

 همزمان با تداوم وضعیت ناپایدار در سپهر ژئوپلیتیک منطقه، خاورمیانه طی ۴۸ ساعت گذشته بار دیگر شاهد تشدید تنش‌ها بود، امری که امیدها را به یافتن راه‌حل دیپلماتیک برای کلاف پیچیده فعلی کمرنگ‌تر می‌کند. رسانه‌های بین‌المللی طی تحلیل‌هایی جداگانه تحلیل کردند که درگیری اخیر در جنوب ایران، گرچه نشان‌دهنده شکاف در مختصات دیپلماتیک بوده اما در عین حال نمی‌توان آن را شکست مذاکرات توصیف کرد.

نزاع کنترل‌شده

در این رابطه، شبکه الجزیره طی گزارشی به تاریخ دهم ژوئن عنوان کرد که درگیری نظامی اخیر بین ایالات متحده و ایران، پیچیدگی‌های بیشتری را به منطقه و روند مذاکرات بین دو طرف اضافه می‌کند. در عین حال، کارشناسان و تحلیلگران این تشدید تنش را با توجه به آنچه در چیدمان سیاسی موجود اتفاق می‌افتد، کنترل‌شده توصیف می‌کنند.

 ایالات متحده پس از سرنگونی یک هلیکوپتر آپاچی، مجموعه‌ای از حملات را به اهداف ایرانی با ادعای دفاع از خود انجام داد. سنتکام طی بیانیه‌ای اعلام کرد که این حملات به دستور مستقیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا انجام شد. در پاسخ، ایران نیز اعلام کرد که پایگاه‌های ایالات متحده در منطقه را هدف قرار داده است. گزارش الجزیره افزود که حمله اخیر آمریکا به عمق خاک ایران نفوذ نکرده و به حملات هوایی در امتداد سواحل ایران در منطقه تنگه هرمز محدود شد، امری که بدان معناست که این تنگه همچنان منطقه اصلی عملیات هوایی واشنگتن تلقی می‌شود. در عین حال، پاسخ ایران علیه کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا صورت نگرفت، بلکه پایگاه‌های این کشور در منطقه، از جمله کویت، بحرین و اردن را هدف قرار داد، از جمله پایگاه «ازرق» که یک پایگاه اردنی است و نیروهای مشترک اردنی-آمریکایی در آن حضور دارند.

به گزارش الجزیره، درگیری‌های نظامی مکرر میان واشنگتن و تهران از نظر نظامی یک رویارویی تمام‌عیار تلقی نمی‌شود، بلکه یک اصطکاک نظامی است. این گزارش افزود که هدف تنش‌های اخیر آن بود که دو طرف بر مواضع و خط‌قرمزهای اصلی خود تاکید کنند، نه آنکه تلاشی گسترده برای نابودی یکدیگر به کار گیرند. این گزارش در ادامه عنوان کرد: طرف ایرانی بر اساس اصل «تناسب و تدریج» پاسخ می‌دهد. این خود دلیل دیگری است که نشان می‌دهد تشدید تنش اخیر بین دو طرف کنترل‌شده بود، چرا که نه تهران و نه واشنگتن علاقه‌ای به زیاده‌روی نداشته و در مقطع فعلی، گزینه میز مذاکره را ترجیح می‌دهند.

در همین زمینه، ابراهیم فریحات، استاد منازعات بین‌المللی در دانشگاه دوحه، تاکید کرد که انتظار می‌رود قوانین تعامل بین واشنگتن و تهران «منضبط» باقی بماند. وی افزود: «دور جدید تنش‌ها حاکی از آن است که حتی اگر شعله درگیری‌ها بار دیگر روشن شود، چنین نزاعی احتمالا همچنان تابع معادله تناسب در پاسخ خواهد بود. وی در گفت‌وگو با الجزیره توضیح داد که عدم وقوع تلفات انسانی در سرنگونی بالگرد آمریکایی، پاسخ ایالات متحده را به دامنه مادی و نمادین برای حفظ اعتبار محدود کرد و این نکته خود سبب شد که تنش‌ها از کنترل خارج نشود. فریحات خاطرنشان کرد که ایالات متحده از طریق این حملات محدود به آنچه می‌خواست دست یافت و علاقه‌ای به سرمایه‌گذاری در یک رویارویی نظامی طولانی‌مدت پس از آن ندارد، که این امر عملیات را مهارشده نگاه می‌دارد.

پایان باز

از سوی دیگر، پایگاه اینترنتی هیل نگاهی بدبینانه‌تر به تنش‌های اخیر داشته و عنوان کرد که چه‌بسا تنش‌ها میان تهران و واشنگتن بنا نیست به این زودی‌ها خاتمه یابد. هیل نوشت: شاید بتوان گفت که جنگ آمریکا و ایران پایانی قطعی ندارد، چرا که با وجود وعده‌های انتخاباتی دونالد ترامپ مبنی بر دور نگه داشتن ایالات متحده از درگیری‌های خارجی بلندمدت، این درگیری‌ها مرز ۱۰۰ روز را نیز رد کرده است. با این حال، رئیس‌جمهور آمریکا همچنان با سوالاتی در مورد چشم‌انداز صلح در این جنگ مواجه است، چراکه درگیری مجدد بین اسرائیل و ایران، به‌علاوه تبادل آتش اخیر در تنگه هرمز، آتش‌بس شکننده موجود را تهدید می‌کند.

در این رابطه، مایکل روبین، مقام پیشین پنتاگون در دولت دوم جرج بوش پسر، به هیل گفت: «به نظر من، آتش‌بس میان ایران و آمریکا همیشه بیشتر جنبه نظری داشت تا واقعی. باید در نظر داشت که ایران طی درگیری‌های اخیر آسیب دیده اما توانسته همچنان سازوکار خود را حفظ کند. ترامپ اکنون به کانون انتقادهای فراحزبی بدل شده است و چه‌بسا به همین خاطر است که این چنین به پایان تخاصم‌ها اصرار دارد.»

این در حالی است که یکی از مقامات سابق دولت ترامپ در گفت‌وگو با هیل استدلال کرد که حملات اخیر بین اسرائیل و ایران آتش‌بس را به خطر نمی‌اندازد، زیرا ایران نشان داده که به‌خوبی می‌تواند تداوم تعلیق را مدیریت کند. این مقام سابق گفت: «تنش‌های اخیر بی‌تردید صلح فراگیر را به خطر می‌اندازد. با این همه، باید در نظر داشت که تداوم وضعیت یک بام و دو هوای فعلی بیشتر به ضرر آمریکا تمام می‌شود تا ایران، چرا که قیمت بالای سوخت اقتصاد ایالات متحده را تحت فشار فزاینده‌ای قرار داده است.» هیل در ادامه نوشت: آنچه وضعیت را بیش از هر چیز دیگر برای ترامپ دشوار کرده، خلف وعده‌ای است که در قبال رای‌دهندگان آمریکایی انجام داده است. وی در آغاز به کار دولتش و حتی طی کارزار انتخاباتی‌اش قول داد که آمریکا بنا نیست دوباره به جنگی طاقت‌فرسا کشانده شود. با این همه، با عبور درگیری‌ها با ایران از مرز ۱۰۰ روز و تبادل آتش اخیر، برخی نگران هستند که وضعیت فعلی به این زودی‌ها خاتمه نیابد.

لبنان؛ کانون بحران

با این اوصاف، برخی رسانه‌ها معتقدند که حملات اخیر ایران به سرزمین‌های اشغالی عنصر جدیدی را وارد مذاکرات تهران-واشنگتن کرده است. در این رابطه، شبکه خبری سی‌ان‌ان گزارش داد که پرونده لبنان اکنون به کانون بحرانی مذاکرات ایران و آمریکا و نتایج احتمالی آن بدل شده است. دنی سیترینوویچ، رئیس سابق شاخه ایران در اطلاعات نظامی اسرائیل، به سی‌ان‌ان گفت: «تهران به دنبال ایجاد یک ‌معادله جدید‌ است که هدف آن جلوگیری از اقدام اسرائیل نه تنها علیه خود ایران، بلکه علیه شبکه حامیان آن در منطقه است.»

سی‌ان‌ان نوشت: به نظر می‌رسد ایران همچنین در حال آزمایش اتحاد آمریکا و اسرائیل و بهره‌برداری از اختلافات فزاینده میان تل‌آویو و واشنگتن بر سر پایان درگیری است. ترامپ در هفته‌های اخیر چند بار علنا با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، اختلاف‌نظر داشته و اصرار داشته است که توافق دیپلماتیک با تهران در دسترس است و اظهار کرده است که اسرائیل «چاره‌ای جز پذیرش آن نخواهد داشت.»

در این رابطه، آرون دیوید میلر، مذاکره‌کننده سابق صلح خاورمیانه آمریکا، به ‌سی‌ان‌ان گفت: «ایرانی‌ها، اکنون هم اسرائیلی‌ها و هم ایالات متحده را در تنگنا قرار داده‌اند. آنها آماده ریسک هستند، حال آنکه ترامپ تلاش دارد این غائله را هرچه زودتر به پایان برساند.» وی افزود که ایران ممکن است موفق شده باشد واشنگتن را مجبور به انتخاب بین حمایت از آزادی عمل نظامی اسرائیل و حفظ مسیر دیپلماتیک با تهران کند. میلر با اشاره به این اهرم فشار جدید تهران گفت: «فشار ترامپ بر نتانیاهو «چالش دیگری را به این ماجرا اضافه کرده است و این هنجاری جدید و قابل‌توجه در وضعیت پرتنش جهان است.»

از سوی دیگر، الاخبار به تاریخ دهم ژوئن طی گزارشی عنوان کرد که تنش‌های اخیر، یعنی مبادله آتش میان تهران و تل‌آویو، نشان می‌دهد که پرونده لبنان نشانگر هسته اصلی درگیری بین دو دکترین نهفته است. این رسانه نوشت که درگیری‌های اخیر و تبادل آتش میان تهران و تل‌آویو نشان از آن دارد که ایران از منظر ژئوپلیتیک وارد فازی جدید شده است که در قالب آن ادامه وجود حزب‌الله را بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت ملی و سیستم بازدارندگی منطقه‌ای خود می‌بیند. از سوی دیگر، اسرائیل نیز معتقد است که جلوگیری از قدرت یافتن هرچه بیشتر حزب‌الله یک ضرورت امنیتی است که به اندازه مقابله با هر تهدید مستقیم اهمیت دارد. بنابراین، یکی از اهداف اصلی اسرائیل جلوگیری از تحمیل قواعد درگیری از سوی ایران است که هدف‌گیری مقاومت در لبنان و پایگاه‌های حمایتی آن را مقدمه‌ای برای یک رویارویی وسیع‌تر منطقه‌ای قرار دهد.

 الاخبار نوشت: بنابراین، یکی در تلاش است تا پیوستگی جبهه‌ها را به عنوان منبعی از قدرت و بازدارندگی در برابر ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی تقویت کند و دیگری به دنبال برچیدن این پیوستگی به عنوان منبع اصلی خطر است. با توجه به این وضعیت، آینده تعادل‌های منطقه‌ای به توانایی هر طرف در تحمیل منطق استراتژیک خود و اجرای قواعد خود در محیط امنیتی جدید در حال ظهور در منطقه بستگی دارد.