۳ رسانه بینالمللی ابزارهای شورای همکاری خلیجفارس برای تنشزدایی میان ایران و آمریکا را بررسی کردند
اعراب ثبات را به آشوب ترجیح میدهند
قمار دیپلماتیک قطر
الجزیره به تاریخ ۲۳ ژانویه طی گزارشی عنوان کرد که برای قطر، همانند دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، ترجیح دیپلماسی نه شکلی از ایدهآلیسم بلکه ضرورتی برای مدیریت خطر است. این گزارش عنوان کرد: سطح تنشها میان ایران و آمریکا در روزها و هفتههای اخیر وارد فاز خطرناک دیگری شده و گزینههایی چون درگیری مستقیم و پاک کردن صورتحسابهای کهنه در آن مطرح شده است. این در حالی است که از زمان حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در ماه ژوئن، احتمال افزایش حوزه درگیری و وقوع تنشهای فراگیر دیگر نه یک احتمال تئوریک، بلکه گزارهای محسوس است که خطر به واقعیت پیوستن آن بیش از گذشته وجود دارد.
الجزیره افزود: در چنین موقعیتی است که دیپلماسی و میانجیگری قطر میان ایران و آمریکا باید درک و فهمیده شود. این بیطرفی را باید نه صرفا ابزاری برای حفظ منافع دوحه بلکه تلاشی دانست در جهت مدیریت ریسکهایی که هرگونه تنشزایی میتواند به دنبال داشته و آنها را برجسته کند. این نکته را باید مدنظر داشت که اختلاف میان تهران و واشنگتن همواره اثراتی فراملی و فرامنطقهای داشته است. در عین حال، چیدمان زیرساختهای انرژی و محیط امنیتی خلیج فارس بهنحوی است که حتی درگیریهای محدود نیز میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به این منطقه بزند. به همین خاطر بوده که قطر بارها تلاش کرده از نظرگاه دیپلماتیک تنشها میان ایران و آمریکا را حلوفصل کرده و از طریق کانالهای سیاسی ثبات را به منطقه بازگرداند، آن هم در اوضاع و احوالی که کمتر کسی به راهحلهای صلحآمیز امید بسته است.
میانجیگری قطر برآمده از ارائه راهحلهای موثر و قابلاتکا بوده و توانسته مسیرهایی عملی برای جلوگیری از وقوع بحران ایجاد کند. همچنین باید در نظر داشت که دوحه در عین داشتن شراکتهای منطقهای و سیاسی با تهران، روابط خوبی هم با واشنگتن دارد و این موضوع سبب شده این کشور در جایگاهی مناسب برای انجام تلاشهای فوری دیپلماتیک قرار بگیرد. طی چند ماه اخیر نیز جهان شاهد بوده که این کشور توانسته از گسترش درگیریها در منطقه و جهان جلوگیری کرده و طرفین این نزاع را به سمتوسوی گزینههای کمخطرتر سوق دهد.
در ادامه گزارش الجزیره آمده است: مقابله نظامی میان ایران و آمریکا اثری فراگیر در منطقه خواهد داشت و بیتردید کشورهای حوزه خلیج فارس نیز از آتش این جنگ احتمالی مصون نخواهند بود. از یک سو، آشوب در ایران خطری جدی برای کشورهای منطقه است و ثباتی را که این کشورها در قالب آن اقدام به تجارت میکنند، بر هم خواهد زد. از دیگر سو، یک جنگ فراگیر بیتردید به یورش موجهای پناهجویان به کشورهای منطقه میانجامد و امنیت دریایی و بازارهای انرژی را زیر سوال میبرد. این تهدیدها برای قطر و دیگر کشورهای منطقه آنچنان جدی بوده که ترجیح میدهند با میانجیگری مانع از فوران این آتشفشان شوند.
این در حالی است که خبرگزاری رویترز نیز در تاریخ ۲۳ژانویه به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش داد که تهران هرگونه حمله علیه خود را «جنگی تمامعیار» خواهد دانست و به آن «به سختترین شکل ممکن» پاسخ میدهد. این مقام ایرانی در آستانه ورود یک ناوگروه ضربتی ناو هواپیمابر ایالات متحده و دیگر تجهیزات نظامی این کشور به خاورمیانه، گفت که نیروهای نظامی ایران برای «بدترین سناریو» در حالت آمادهباش کامل قرار دارند. این در حالی است که در بحبوحه افزایش تنشهای منطقهای و همزمان با تحرکات جدید نظامی آمریکا، رسانههای عبری گزارش دادند که براد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام)، روز شنبه چهارم بهمن وارد سرزمینهای اشغالی شد. روزنامه «یدیعوت آحارونوت» اعلام کرد که وی در ادامه این سفر با شماری از مقامهای ارشد امنیتی و نظامی رژیم صهیونیستی دیدار و گفتوگو میکند.
در سوی دیگر این تحولات، نماینده روسیه در سازمانهای بینالمللی در وین و مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره موضوعات گوناگون از جمله ایران و اوکراین رایزنی کردند. میخائیل اولیانوف، سفیر و نماینده دائم فدراسیون روسیه در سازمانهای بینالمللی مستقر در وین، روز شنبه با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی دیدار و گفتوگو کرد. اولیانوف در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «در این دیدار، درباره شماری از موضوعات روز و بعضا چالشبرانگیز در دستور کار آژانس، از جمله اوکراین، ایران و کنفرانس پیشِ روی پاریس درباره انرژی هستهای گفتوگو کردیم.»
در مخمصه دشوار
از سوی دیگر، بنیاد تحقیقاتی آبزرور نیز طی گزارشی عنوان کرد که با بالا گرفتن سطح تهدیدهای آمریکا علیه ایران، کشورهای حوزه خلیج فارس گرفتار مخمصهای دشوار هستند. آنها از یکسو ایرانی تضعیفشده را ترجیح میدهند، اما از سوی دیگر به این نتیجه رسیدهاند که آشوب و درگیری در منطقه امری است که دستآخر دامان همه را گرفته و به همین خاطر گزینههای مسالمتآمیز را ترجیح میدهند.
این بنیاد تحقیقاتی افزود: به همین خاطر بوده که حمله تلافیجویانه ایران به پایگاه العدید در ماه ژوئن، چندان با واکنش منفی از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس روبهرو نشد. این امر نشان از آن داشته که این کشورها ترجیح میدهند دستکم در وضعیت فعلی، روابط حسنه و درعینحال محتاطانه با ایران را حفظ کنند. از یاد نباید برد که دو هفته پس از درگیریهای ماه ژوئن، محمد بنسلمان، ولیعهد عربستان، در جده میزبان سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران بود. همچنین طی این مدت مذاکراتی نیز میان طرفهای ایرانی با همتایانشان در امارات و قطر صورت گرفت. کار حتی تا آنجا پیش رفت که عمان اعلام کرد اسرائیل ماشه تنشها را چکانده است.
آبزرور در ادامه نوشت: چنین اقداماتی حاکی از حقیقتی آشکار است: برای شیوخ عرب منطقه، ایران دست آخر گزینه بهتری است تا اسرائیل لجامگسیخته. این قضیه از آن جهت امنیت پیدا میکند که طی سالهای اخیر کشورهای حوزه خلیج فارس به این نتیجه رسیدهاند که زمام امنیتشان را باید خود به دست بگیرند و دیگر نمیتوانند روی اولویتها یا حتی کمکهای آمریکا حساب چندانی بکنند. عادیسازی روابط ایران و عربستان در مارس ۲۰۲۳ که با میانجیگری چین صورت گرفت، بخشی از این محاسبات استراتژیک است. این در حالی است که پیشتر، اکثریت این کشورها از سازوکار فشار حداکثری کاخ سفید پیروی میکردند.
برای کشورهای عربی خلیج فارس، دودلی کاخ سفید در موقعیتهای حساس در مقام یک ضامن امنیتی و از سوی دیگر غیرقابلپیشبینی بودن شخص دونالد ترامپ مایه نگرانی جدی است. همچنین چراغ سبز کاخ سفید به اسرائیل برای حمله به دوحه در سپتامبر ۲۰۲۵ نشانگر آن بود که این کشورها دیگر نمیتوانند روی ضمانتهای ایالات متحده مثل گذشته حساب کنند. همچنین بهبود روابط با ایران برای این کشورها منافع بسیاری داشته است، از جمله اینکه طی این مدت مرزهای آنها امن مانده و اگر نزاعی هم صورت گرفته عامل آن نه ایران که اسرائیل بوده است.
این موسسه تحقیقاتی واقع در هند در ادامه عنوان کرد: اولویتها و چشماندازهای اقتصادی نیز در این مساله تاثیرگذاری بالایی دارند. امارات و عمان به ترتیب دومین و چهارمین شریک تجاری ایران هستند. دبی بهتنهایی میزبان ۸۰۰هزار ایرانی است و بهعنوان هابی برای تجارتهای دوجانبه و چندجانبه عمل میکند. این امر بدان معناست که تا جایی که به مناسبات تجاری مربوط میشود، کشورهای عربزبان همسایه ایران علاقه چندانی به گسترش تنشها نداشته و بنا دارند همچنان کار را بر مدار ثبات پیش ببرند.
تاثیر تنشزایی آمریکا بر بازار نفت
این تحولات و گزارهها در حالی مطرح شده و روی میدهند که تحلیلهای موجود حاکی از آن است که حمله احتمالی آمریکا به ایران میتواند اثرات قابلتوجهی بر بازارهای جهانی نفت داشته باشد. شبکه تلویزیونی سیانبیسی در تاریخ ۲۳ ژانویه طی گزارشی عنوان کرد که تهدیدهای مجدد ترامپ علیه ایران باعث شده که موجی از ترس بازارهای مالی را فرا بگیرد، چراکه بسیاری نگران قطع شدن زنجیره تامین در خاورمیانه در صورت وقوع یک درگیری فراگیر هستند.
از سوی دیگر، پس از آنکه روز جمعه ترامپ از اعزام «نیرویی بزرگ» به خلیج فارس خبر داد، قیمت جهانی نفت خام شاهد افزایش بود. همچنین از یاد نباید برد که بهرغم تحریمهای غرب، ایران همچنان یکی از اعضای مهم اوپک حساب شده و تهدید علیه آن نقشی تعیینکننده در بازارهای جهانی خواهد داشت. در همین رابطه، موسسه تحقیقاتی ریستاد عنوان کرده که احتمال بسته شدن تنگه هرمز در صورت وقوع دور جدید درگیریها همچنان موضوعی است که فکر بسیاری از سرمایهگذاران و فعالان حوزه انرژی را به خود مشغول کرده است. همچنین از یاد نباید برد که ۹۰ درصد صادرات نفت ایران روانه چین میشود و قطع این جریان میتواند اثراتی جدی بر اقتصاد این کشور و در نتیجه بر سازوکار حاکم بر اقتصاد جهانی داشته باشد. با این همه، برخی معتقدند تنشزایی در خاورمیانه دست آخر نمیتواند تاثیری آنچنان مخرب بر بازارها داشته باشد.
در همین رابطه، امین حسن الناصر، مدیرعامل شرکت سعودی آرامکو، روز چهارشنبه در گفتوگو با سیانبیسی عنوان کرد که بازارهای انرژی در وضعیت فعلی بهخوبی تامین شده و حتی وقوع جنگی فراگیر نیز نمیتواند این ثبات را در بلندمدت دستخوش تغییر کند. وی گفت: «اگر نگاهی به تاریخ یک دهه گذشته بیندازیم، متوجه خواهیم شد که بهرغم تغییرات نامطلوب فراوان، در نهایت بازارها به کار خود ادامه دادهاند.» با تمامی این اوصاف، چنین به نظر میرسد که اعراب حوزه خلیج فارس همچنان بر اولویت دیپلماسی به تنشزایی تاکید دارند، اما اینکه آیا این ترجیح میتواند راهی برای حل مسالمتآمیز مشکلات باز کند یا خیر، مسالهای است که باید طی روزها و هفتههای آینده شاهدش بود.