قطر؛ ثروتمند اما آسیب‌پذیر

صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده است که اقتصاد قطر در سال ۲۰۲۶ حدود ۸.۶درصد کوچک می‌شود. برای اقتصاد ایران نیز این صندوق کاهش ۵.۴درصدی تولید ناخالص داخلی را پیش‌بینی کرده است. در منطقه، عراق، بحرین و کویت نیز با پیش‌بینی رشد منفی مواجه‌اند. با این حال، تجربه قطر از جهت مقدار شوک به تولید ناخالص داخلی متمایز است.

 این کشور محصول، ظرفیت تولید و خریداران خود را دارد، اما در مقطعی توانایی انتقال مطمئن محصول به بازار جهانی را از دست داده است. اختلال در تنگه هرمز، در نتیجه درگیری‌های امسال، یک شوک ژئوپلیتیک را به شوکی مستقیم برای اقتصاد قطر تبدیل کرده است.

 یک صنعت، یک گلوگاه

مدل اقتصادی قطر به‌شدت به توانایی این کشور برای تبدیل ذخایر گاز طبیعی به درآمدهای صادراتی وابسته است. گاز طبیعی نه فقط یک محصول صادراتی، بلکه یکی از پایه‌های درآمدهای خارجی، ظرفیت مالی دولت و سرمایه‌گذاری در اقتصاد قطر است. از همین رو، گلوگاه‌های حمل‌ونقل برای این اقتصاد اهمیت ویژه‌ای دارند. صادرات گاز طبیعی قطر به‌طور تاریخی به حمل‌ونقل دریایی از مسیر تنگه هرمز وابسته بوده است. هنگامی که درگیری‌ها تردد کشتی‌ها در این مسیر را مختل کردند، مساله قطر از کمبود تقاضا یا کمبود محصول به مشکل دسترسی به بازار تبدیل شد. کپلر در ماه مارس گزارش داد که جریان گاز طبیعی قطر از طریق تنگه هرمز متوقف شده و قطرانرژی در حال تکمیل محموله‌هایی است که پیش از آغاز درگیری بارگیری شده بودند. بنابراین حتی در شرایطی که برخی تعهدات صادراتی قبلی همچنان در حال اجرا بود، جریان جدید صادرات از این مسیر متوقف مانده بود. شوک حمل‌ونقل سپس با آسیب مستقیم به زیرساخت‌های گاز قطر تشدید شد. رویترز در ۱۹ مارس گزارش داد که در جنگ رمضان، ۱۷درصد از ظرفیت صادرات گاز طبیعی قطر از مدار خارج شده است. به گفته مدیرعامل قطرانرژی، تعمیر این آسیب‌ها ممکن است سه تا پنج سال طول بکشد و در این مدت حدود ۱۲.۸‌میلیون تن در سال از ظرفیت صادرات گاز طبیعی قطر از دست برود. ارزش این ظرفیت ازدست‌رفته حدود ۲۰‌میلیارد دلار درآمد سالانه برآورد شده است. بنابراین، آسیب‌پذیری قطر صرفا ناشی از «صادرات‌محور بودن» اقتصاد این کشور نیست. مساله مهم‌تر، تمرکز بخشی از ظرفیت صادراتی آن در یک مسیر حیاتی است. اقتصادی که محصول و خریدار دارد اما مسیر اتصال این دو را از دست می‌دهد، نمی‌تواند تمام ظرفیت تولیدی خود را به درآمد تبدیل کند.

چگونه شوک صادرات به تولید منتقل می‌شود؟

اختلال در صادرات گاز طبیعی ابتدا درآمدهای حاصل از صادرات را کاهش می‌دهد، اما اثر آن به همین نقطه محدود نمی‌شود. در اقتصاد قطر، درآمدهای صادراتی از ظرفیت مالی دولت و سرمایه‌گذاری پشتیبانی می‌کنند. بنابراین یک اختلال بزرگ در صادرات می‌تواند از چند مسیر همزمان به اقتصاد داخلی منتقل شود.

نخست، کاهش درآمدهای صادراتی مستقیما منابع ارزی و مالی دولت را محدود می‌کند و ظرفیت آن برای حفظ سطح مخارج جاری و سرمایه‌گذاری‌های عمرانی را کاهش می‌دهد. دوم، از آنجا که بخش عمومی در این اقتصادها معمولا موتور اصلی تقاضای داخلی است، افت مخارج و سرمایه‌گذاری دولتی به‌سرعت به کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات در کل اقتصاد منتقل می‌شود؛ همین کانال، افت مستقیم فعالیت و اشتغال در خود بخش انرژی را نیز تشدید می‌کند. سوم، چون بخش‌های غیرهیدروکربنی (خدمات، ساختمان، تجارت داخلی) در نهایت به همین تقاضای دولتی و انرژی‌محور وابسته‌اند، کاهش سرمایه‌گذاری و تقاضا در دو مرحله قبل، فعالیت این بخش‌ها را نیز از طریق کاهش سفارش‌ها، پروژه‌ها و قدرت خرید تحت تاثیر قرار می‌دهد. در نتیجه، مساله صرفا این نیست که قطر بخشی از صادرات خود را از دست داده است. مساله این است که صادرات انرژی در این اقتصاد به فعالیت اقتصادی داخلی متصل است. وقتی جریان صادرات مختل می‌شود، شوک می‌تواند از بخش خارجی به درآمد دولت، سرمایه‌گذاری و تقاضای داخلی منتقل شود. این همان تفاوت میان شوک تجاری و شوک به تولید است. در اقتصادی با پیوندهای ضعیف میان صادرات و فعالیت داخلی، توقف صادرات لزوما به همان نسبت تولید داخلی را کاهش نمی‌دهد. اما هرچه درآمدهای صادراتی بیشتر به بودجه، سرمایه‌گذاری و تقاضای داخلی متصل باشند، احتمال انتقال شوک تجارت خارجی به تولید ناخالص داخلی بیشتر می‌شود.

حفظ اعتبار، با هزینه اقتصادی

اختلال در صادرات فقط درآمدهای جاری قطر را تهدید نمی‌کند؛ اعتبار این کشور به‌عنوان یک تامین‌کننده قابل اتکا نیز اهمیت دارد. قطرانرژی به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان گاز طبیعی جهان برای حفظ تعهدات خود در برابر مشتریان، به خرید گاز طبیعی از سایر تولیدکنندگان متوسل شده است. رویترز در ماه ژوئیه گزارش داد که قطرانرژی در سال ۲۰۲۶ برای جبران اختلال در صادرات گاز طبیعی قطر از مسیر هرمز، ۳۳ محموله گاز طبیعی از آمریکا خریداری کرده است. ارزش این محموله‌ها حدود یک‌میلیارد دلار بوده و حجم آنها تقریبا معادل یک‌سوم صادرات معمول ماهانه قطرانرژی پیش از آغاز درگیری بوده است.

این اقدام به قطر اجازه می‌دهد بخشی از تعهدات خود را حفظ کند و اعتبارش را نزد خریداران به‌عنوان یک تامین‌کننده قابل‌اتکا کاهش ندهد. اما از نظر اقتصاد کلان، جایگزین کاملی برای تولید و صادرات عادی گاز طبیعی داخلی نیست. قطر در حالت معمول گاز را در داخل تولید و به بازار جهانی صادر می‌کند؛ اکنون برای حفظ بخشی از تعهدات صادراتی خود ناچار است گاز طبیعی را از خارج خریداری کند. بنابراین هزینه تامین تعهدات صادراتی افزایش یافته و بخشی از ارزش اقتصادی‌ که در حالت عادی از تولید داخلی ایجاد می‌شد، به هزینه تامین خارجی تبدیل می‌شود. از این منظر، اعتبار یک صادرکننده نیز بخشی از سرمایه اقتصادی آن است. قطر ممکن است بتواند با استفاده از منابع مالی خود شوک کوتاه‌مدت را جذب کند، اما نمی‌تواند بدون هزینه ظرفیت فیزیکی ازدست‌رفته و اختلال در زنجیره صادرات را جایگزین کند.

هرمز و قیمت بیمه تجارت

تجربه قطر نشان می‌دهد که تنوع اقتصادی فقط به ترکیب تولید مربوط نمی‌شود. برای یک اقتصاد صادرات‌محور، تنوع مسیرهای دسترسی به بازار جهانی نیز اهمیت دارد. همه اقتصادهای خلیج فارس به یک اندازه در برابر اختلال در تنگه هرمز آسیب‌پذیر نیستند. برخی کشورها خطوط لوله، بنادر یا مسیرهای صادراتی جایگزین دارند و می‌توانند بخشی از جریان انرژی خود را از مسیرهای دیگری منتقل کنند. اما تمرکز بالای صادرات گاز طبیعی قطر بر حمل‌ونقل دریایی، آسیب‌پذیری آن را در برابر اختلال این گلوگاه افزایش داده است.

کشورهای منطقه اکنون در حال افزایش سرمایه‌گذاری برای کاهش این وابستگی هستند. عربستان استفاده بیشتری از مسیرهای صادراتی دریای سرخ را دنبال می‌کند و امارات بر توسعه زیرساخت‌های شرقی و بندر فجیره تمرکز دارد. همچنین سرمایه‌گذاری در خطوط لوله برای دور زدن هرمز در حال افزایش است. امارات متحده عربی نیز روند احداث یک خط لوله جدید نفت را تسریع خواهد کرد تا ظرفیت صادرات خود از طریق فجیره را تا سال ۲۰۲۷، بدون عبور از تنگه هرمز، به دو برابر افزایش دهد. خط لوله فعلی ظرفیت انتقال ۱.۸‌میلیون بشکه نفت در روز را دارد. این سرمایه‌گذاری‌ها را می‌توان نوعی قیمت‌گذاری مجدد ریسک تجارت در خلیج فارس دانست. در شرایط عادی، ایجاد یک مسیر صادراتی جایگزین ممکن است سرمایه‌گذاری پرهزینه و غیرکاربردی به نظر برسد. اما پس از تجربه اختلال در هرمز، همین زیرساخت می‌تواند به‌عنوان نوعی بیمه در برابر شوک‌های ژئوپلیتیک ارزش پیدا کند.

از قطع صادرات تا اختلال اقتصاد

تجربه قطر یک تصور ساده‌انگارانه درباره اقتصادهای صادرات‌محور را نیز به چالش می‌کشد. صادرات معمولا یکی از موتورهای رشد اقتصادی محسوب می‌شود، زیرا به تولیدکنندگان اجازه می‌دهد فراتر از ظرفیت بازار داخلی بفروشند. اما همان ارتباط با بازار جهانی می‌تواند یک نقطه آسیب‌پذیر نیز ایجاد کند: اگر دسترسی به بازار مختل شود، بخشی از ظرفیت تولیدی اقتصاد نیز ممکن است بلااستفاده بماند. قطر از این نظر یک مورد خاص است. این کشور منابع مالی و ظرفیت اقتصادی لازم برای تحمل یک شوک بزرگ را دارد، اما این به معنای مصونیت از شوک نیست. توانایی تحمل شوک با توانایی جلوگیری از شوک تفاوت دارد. همین تفاوت، اهمیت تنوع اقتصادی را نیز بازتعریف می‌کند. تنوع را معمولا با سهم بخش‌های غیرهیدروکربنی از تولید ناخالص داخلی می‌سنجند؛ اما برای یک اقتصاد صادرات‌محور، دست‌کم یک بُعد دیگر نیز اهمیت دارد: تنوع بازارها و مسیرهای صادراتی. کشوری که چند محصول و چند صنعت دارد، اما برای صادرات بخش بزرگی از تولید خود به یک مسیر واحد وابسته است، همچنان با یک ریسک تمرکز مواجه است. در مقابل، ایجاد مسیرهای جایگزین، بنادر جدید و خطوط لوله می‌تواند هزینه اختلال در تجارت را کاهش دهد؛ حتی اگر در شرایط عادی بازده مالی مستقیمی نداشته باشد. تجربه قطر نشان می‌دهد که در اقتصاد جهانی، داشتن محصول کافی نیست. توانایی رساندن محصول به بازار نیز بخشی از ظرفیت تولید است. برای اقتصادی که رفاه خود را بر فروش انرژی به جهان بنا کرده است، اختلال در مسیر صادرات در نهایت می‌تواند به اختلال در فعالیت اقتصادی تبدیل شود.