چرا سهام کوچکتر برای فتح تالار شیشهای خیز برداشتند؟
عرضاندام بازیگران جدید بورسی
سبقت هموزن از کل
مروری بر نسبت شاخص کل به شاخص هموزن به عنوان یک سنجه آماری برای مقایسه نمادهای بزرگ و کوچک بازار نشان میدهد؛ طی سه سال اخیر نماگر اصلی با شتاب بیشتری در مقایسه با شاخص ثانویه بازار به روند صعودی ادامه داده است. نقدشوندگی بیشتر نمادهای بزرگ و شرایط پرریسک بازار سبب شده تا استقبال از صنایع بزرگ که پشتوانه محکمی دارند، تقویت شود. هرچند اکنون نیز ریسک نقدشوندگی بازار حائز اهمیت است. اما با بسته ماندن نمادهای بزرگ و خطر جنگ، شانس نمادهای کوچک بیشتر خواهد بود. شاخص کل که تا قبل از جنگ ۴برابر نماگر هموزن بود، امروز این نسبت به ۳.۷۲کاهش یافته و نشان میدهد که بازار از صنایع ریالی و داخلی از ریسک جنگ در امان هستند استقبال مضاعفی را به عمل آورده است.
از زمان بازگشایی بازار، شاخص هموزن عملکردی بهتر از شاخص کل را به ثبت رسانده است. این موضوع نشان میدهد رشد قیمتها تنها محدود به چند نماد بزرگ نبوده و طیف گستردهای از شرکتهای کوچک و متوسط نیز در این صعود مشارکت داشتهاند. در واقع برخلاف بسیاری از مقاطع گذشته که رشد شاخص کل الزاما به معنای رونق عمومی بازار نبود، این بار بخش وسیعتری از نمادها در مسیر صعود قرار گرفتهاند. یکی از دلایل این تغییر را میتوان در شرایط خاص ماههای اخیر جستوجو کرد. بخشی از نمادهای بزرگ و اثرگذار بازار همچنان متوقف هستند و با محدودیتهایی مواجهاند. در نتیجه بخشی از سرمایههای خرد که در شرایط عادی به سمت این شرکتها هدایت شده است، راه خود را به سوی شرکتهای کوچکتر پیدا کرده است. همین مساله موجب شده تا بسیاری از صنایع متوسط و حتی برخی گروههای کمتر مورد توجه بازار در کانون توجه معاملهگران قرار گیرند. عامل مهم دیگر، تفاوت در چشمانداز سودآوری شرکتهاست. بسیاری از شرکتهای کوچکتر به دلیل انعطافپذیری بیشتر، وابستگی کمتر به متغیرهای بینالمللی و محدودیتهای صادراتی و همچنین امکان افزایش نرخ فروش، توانستهاند انتظارات مثبتی در میان سرمایهگذاران ایجاد کنند. به همین دلیل بخشی از سرمایههای خرد ترجیح داده است به جای تمرکز بر بزرگان بازار، به سمت سهمهایی حرکت کند که ظرفیت رشد بیشتری برای آنها متصور است.
در این میان صندوقهای سهامی نیز به یکی از بازیگران اصلی موج جدید رونق بورس تبدیل شدهاند. در هفتههای اخیر بخش مهمی از ورود پول حقیقی به جای خرید مستقیم سهام، به سمت صندوقهای سهامی رفته است. این صندوقها نیز به دلیل ترکیب متنوع داراییهای خود، بخشی از منابع جذبشده را روانه شرکتهای کوچک و متوسط کردهاند و به تقویت روند صعودی این گروهها کمک کردهاند.
جابهجایی موقت؟
با این حال پرسش مهم این است که آیا این جابهجایی لیدرهای بازار موقتی است یا میتواند به یک روند پایدار تبدیل شود؟ برخی تحلیلگران معتقدند بازگشایی کامل نمادهای بزرگ و بازگشت صنایع شاخصساز ممکن است بار دیگر توجه بازار را به سمت لیدرهای سنتی معطوف کند. در مقابل، گروهی دیگر بر این باورند که ورود گسترده نقدینگی و تغییر نگاه سرمایهگذاران میتواند موجب شود نقش شرکتهای کوچک و متوسط در بازار پررنگتر از گذشته باقی بماند. آنچه مسلم است اینکه بورس این روزها چهره متفاوتی به خود گرفته است. بازاری که سالها زیر سایه چند غول بزرگ حرکت میکرد، اکنون شاهد عرضاندام بازیگران تازهای است که توانستهاند سهم مهمی از نقدینگی و توجه سرمایهگذاران را به خود اختصاص دهند. در همین رابطه احمد اشتیاقی تحلیلگر بازارهای مالی در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به وضعیت این روزهای بورس تهران گفت: برای تحلیل رشد اخیر بورس باید فراتر از نوسانات کوتاهمدت بازار نگاه کرد. هرچند بخشی از اقبال سرمایهگذاران به بازار سهام به جاماندگی بورس از سایر بازارهای دارایی بازمیگردد، اما به نظر میرسد عامل اصلی این رشد را باید در سیاستهای اقتصادی اتخاذشده از دیماه سال گذشته جستوجو کرد. تصمیم دولت برای کاهش فاصله نرخ ارز و حرکت تدریجی دلار مبنای محاسبات شرکتها به سمت سطوح نزدیکتر به نرخهای بازار آزاد، یکی از مهمترین متغیرهایی بود که زمینه بهبود سودآوری شرکتهای بورسی را فراهم کرد.
او افزود: اگرچه این تصمیم در زمان اجرا میتوانست به سرعت اثر خود را در بازار سهام نشان دهد، اما همزمانی آن با برخی تحولات سیاسی و ریسکهای بیرونی موجب شد واکنش بازار با تاخیر همراه شود. در ادامه نیز وقوع تنشهای نظامی و فضای نااطمینانی حاکم بر اقتصاد باعث شد بخش مهمی از اثرات مثبت این سیاست در قیمت سهام منعکس نشود و بازار فرصت کافی برای واکنش به این متغیر بنیادی را پیدا نکند.
این کارشناس ادامه داد: با انتشار گزارشهای عملکرد شرکتها در سامانه کدال، بهویژه گزارشهای فصل زمستان، به تدریج آثار این تصمیم اقتصادی نمایان شد. بسیاری از شرکتها توانستند به واسطه افزایش نرخ فروش محصولات و بهبود درآمدهای عملیاتی، عملکرد مطلوبی را به ثبت برسانند. همین موضوع موجب شد توجه سرمایهگذاران بار دیگر به ظرفیت سودآوری بنگاههای بورسی جلب شود.
وی اظهار کرد: اثر این سیاست بیش از همه در گروههایی نظیر زراعت، صنایع غذایی، دارویی و شویندهها قابل مشاهده بود. این صنایع که عمدتا از شرکتهای کوچک و متوسط بازار تشکیل شدهاند، توانستند از افزایش نرخها و بهبود شرایط درآمدی بیشترین بهره را ببرند. در نتیجه بخش مهمی از نقدینگی واردشده به بازار به سمت این گروهها حرکت کرد و بازدهی قابلتوجهی را برای سهامداران آنها به همراه آورد.
به گفته احمد اشتیاقی، یکی از دلایل اصلی سبقت گرفتن بازدهی شاخص هموزن از شاخص کل نیز به همین موضوع بازمیگردد. از آنجا که وزن شرکتهای کوچک و متوسط در شاخص هموزن بیشتر منعکس میشود، رشد قابلتوجه این دسته از نمادها باعث شد شاخص هموزن عملکرد بهتری نسبت به شاخص کل داشته باشد. در مقابل، بخش مهمی از شرکتهای بزرگ و شاخصساز بازار یا همچنان متوقف بودند یا به دلیل آسیبهای واردشده و ابهامات موجود با محدودیت بیشتری در روند معاملات مواجه شدند و نتوانستند همپای شرکتهای کوچک رشد کنند.
او خاطرنشان کرد: در واقع بخشی از اختلاف بازدهی میان دو نماگر اصلی بازار به ترکیب متفاوت آنها بازمیگردد. در شرایطی که بسیاری از نمادهای بزرگ هنوز به طور کامل به چرخه معاملات بازنگشتهاند، طبیعی است که شاخص کل از شتاب کمتری نسبت به شاخص هموزن برخوردار باشد.
این کارشناس بازارهای مالی گفت: تداوم رشد بورس در ماههای آینده تا حد زیادی به استمرار همین سیاستها وابسته است. در صورتی که روند فعلی در حوزه نرخ ارز و آزادسازی تدریجی قیمتها ادامه پیدا کند، سودآوری شرکتها نیز همچنان تقویت خواهد شد. از سوی دیگر، هرچه فضای سیاسی با ثباتتر شود و ریسکهای بیرونی کاهش یابد، امکان انعکاس کاملتر متغیرهای بنیادی در قیمت سهام فراهم میشود. به همین دلیل میتوان انتظار داشت بازار سرمایه پس از سالها جاماندگی از سایر بازارها، بخشی از این فاصله را جبران کند و متناسب با رشد سودآوری شرکتها به مسیر صعودی خود ادامه دهد.