نبرد بر سر بیمه کارکنان پلتفرمی
پیمان حقیقتطلب*
صدوسیزدهمین نشست کنفرانس بینالمللی کار در ژنو سوئیس در خرداد۱۴۰۴ جایی بود که هیات سهجانبه کارگری، کارفرمایی و دولتی ایران در صحنهای بینالمللی از فراهم کردن پوشش بیمه تامین اجتماعی برای کارگران پلتفرمی در ایران خبر دادند. این نشست سالانه بالاترین نهاد تصمیمگیری در سازمان بینالمللی کار است. سخنگوی هیات ایرانی در این نشست به ماده۲۸ برنامه هفتم توسعه اشاره کرد و از عزم ایران برای فراهم کردن پوشش بیمهای گستردهتر پرده برداشت.
در ماههای بعد، اجرای بند «چ» ماده۲۸ برنامه هفتم پیشرفت در مجلس پیگیری شد. در این فرآیند، اختلاف میان ذینفعان مختلف شدت گرفت و در نهایت نیز به توافق مشخصی منجر نشد. مصوبهای هم که بتواند سازوکار اجرایی مورد توافقی برای این حکم فراهم کند، از مجلس حاصل نشد. موضوع بیمه برای رانندگان و پیک موتوریهای پلتفرمهای آنلاین، کارگران تاسیسات ساختمانی و کسانی که از طریق پلتفرمهای آنلاین در ایران بهصورت پارهوقت و تماموقت مشغول به کارند هنوز هم روی میز بوده و به سرانجامی نرسیده است؛ اما ذینفعان مختلف این موضوع چه کسانی هستند و چرا نبرد بین ذینفعان به هیچ توافقی منجر نشده است؟ این یادداشت میکوشد تا دیدگاههای ذینفعان مختلف این موضوع را شناسایی کند.
کارکنان پلتفرمی (گیگ ورکرها)
کارکنان پلتفرمی به کسانی اطلاق میشود که از طریق پلتفرمهای آنلاین به مشتریها متصل میشوند. رانندهای که یک پلتفرم او را به مشتری وصل میکند، لولهکشی که پلتفرمی دیگر او را به مشتری نیازمند خدمات تاسیساتی متصل میکند، همه نمونههایی از کارکنان پلتفرمیاند. کارکنانی که به اندازه خدمتی که ارائه میدهند، پول دریافت میکنند، در تعیین ساعت کاری خود انعطاف دارند و هر وقت دلشان بخواهد کار میپذیرند و هر وقت دلشان نخواست نمیپذیرند. اما در مقابل، نگرانیهای جدی نیز وجود دارد. موتورسواری که در اسنپ کار میکند در ریسک بالایی از تصادف است. او میداند که اگر دچار سانحه شود یا حتی اگر بیمار شود، بعد از آن خبری از کار کردن در پلتفرم و کسب درآمد نخواهد بود. سانحه یا بیماری برای چنین فردی تنها به توقف کار محدود نمیشود، بلکه میتواند مستقیما درآمد خانوار او را نیز مختل کند. رانندههایی در این پلتفرمها هستند که روزانه هشت تا حتی ۱۲ساعت رانندگی میکنند؛ اما وقتی برای دریافت یک وام بانکی به بانک مراجعه میکنند، نمیتوانند گواهی اشتغال به کار و فیش حقوقی ارائه کنند و از دریافت یک وام ساده درمیمانند. کارگر نظافتچی که تمام روزهای هفته بهواسطه یک پلتفرم آنلاین کار میکند، میداند که خبری از بازنشستگی در روزهای پیری نخواهد بود. ممکن است همه آنها به فکر بیمه خویشفرما باشند. اما مطمئنا هزینههای بالای پرداخت همه حق بیمه توسط خودشان باعث میشود تا این گزینه را کنار بگذارند. در این بین کارکنانی پلتفرمی هم وجود دارند که شغل اول دیگری دارند و مزایای بیمه اجتماعی را از آن طریق دریافت میکنند. برای آنان کار کردن در پلتفرمها ریسک کمتری دارد و در شرایط اقتصادی فعلی کشور با تورم بالا، این پلتفرمها نقش بالایی در بهبود درآمد و معیشت این افراد دارند. طبیعی است که مساله پوشش بیمهای برای افرادی که بخش اصلی یا تمام درآمدشان از کار پلتفرمی تامین میشودف اهمیت بیشتری داشته باشد؛ هرچند موضع آنان درباره اجباری شدن بیمه میتواند به میزان سهمی که باید خودشان بپردازند نیز وابسته باشد. کسانی که اتحادیههای کارگری سعی میکنند صدایشان باشند و نهادهای قانونگذار هم به آنها توجهاتی دارند.
سازمان تامین اجتماعی
سازمان تامین اجتماعی با فشارهای مالی قابلتوجهی مواجه است. اگر در سال۱۳۵۷ به ازای هر فرد بازنشسته ۲۰نفر بیمهپرداز وجود داشت، در سالهای اخیر این نسبت به ۳.۳نفر به ازای هر فرد بازنشسته رسیده است. از این رو، گسترش جمعیت بیمهپرداز میتواند از منظر منابع مالی برای سازمان اهمیت زیادی داشته باشد. جمعیت قابلتوجه فعالان پلتفرمی، هم از منظر گسترش پوشش بیمهای و هم از منظر افزایش جمعیت بیمهپرداز، این گروه را برای سازمان تامین اجتماعی به یک جامعه هدف مهم تبدیل کرده است. وظیفه سازمانی نیز حکم میکند که در راستای اجرای ماده۲۹ قانون اساسی، این سازمان برای افزایش چتر حمایتی بیمه تامین اجتماعی از تلاشها فروگذار نکند.
شرکتهای پلتفرم
شرکتهای پلتفرم آنلاین از مهمترین مخالفان اجباری شدن بیمه برای کارکنان پلتفرمها هستند. اجباری شدن بیمه برای این پلتفرمها یعنی افزایش هزینههای نیروی کار، افزایش هزینه برای کاربران، مسوولیتهای بیشتر و مهمتر از همه تغییر مدل کسبوکار. اصلیترین ویژگی پلتفرمهای آنلاین فراهم کردن فضای انعطافپذیر کار برای افراد است. کارکنان موظف نیستند که تعداد ساعات مشخصی برای این پلتفرمها کار کنند و در عوض وظایف پلتفرمها هم در قبال این افراد متمرکز بر واسطهگری و اتصال بهتر و درستتر متقاضیان به عرضهکنندگان است. پلتفرمهای دیجیتال به شدت در مقابل این طرح مخالفت دارند. از نگاه پلتفرمها، تحمیل سهمی از حق بیمه میتواند هزینههای فعالیت را افزایش دهد و بخشی از این هزینه ممکن است از طریق تغییر کمیسیون، قیمت خدمات یا سایر اجزای مدل درآمدی جبران شود و این امر باعث کاهش جذابیت برای کاربران، رانندگان و سهم بازار آنان در برابر بازیگران سنتی و کاهش سهم اقتصاد دیجیتال خواهد شد. در حقیقت اجباری شدن بیمه برای کارکنان پلتفرمها آنها را به سوی تبدیل شدن به سازمانهای سنتی سوق میدهد و عملا ممکن است فلسفه وجودی آنان را تغییر دهد. به همین دلیل این شرکتها مخالفت سرسختانهای دارند.
دولت
نکته جالب در مورد دولت این است که نگاه یکپارچهای به اجباری شدن بیمه کارکنان پلتفرمها در آن وجود ندارد. از یکسو وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در راستای گسترش رفاه و امنیت اجتماعی با هر نوع گسترش پوشش بیمه تامین اجتماعی موافق است. حتی احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در مصاحبهای در دیماه سال۱۴۰۴ از انواع پوششهای بیمهای صحبت به میان آورد و از ارائه بیمه اجباری تامین اجتماعی تا ارائه بیمه خدمات پایه همگانی گفت. او همچنین افزود که این وزارتخانه با هر نوع بیمه تامین اجتماعی موافق است. گسترش پوشش اجتماعی، افزایش قانونمندی بازار کار، گسترش شفافیت، افزایش دریافت داده از دلایل موافقت بخشی از دولت با این طرح است.
از طرف دیگر وزارت ارتباطات نیز حامی پلتفرمهای آنلاین است و تلاش میکند که موانع موجود برای کار بهتر و گسترش آنان را از میان بردارد. از این رو، پلتفرمها در پیگیری دغدغههای خود بیش از سایر دستگاهها به وزارت ارتباطات اتکا میکنند. وزارت امور اقتصادی و دارایی نیز از منظر محیط کسبوکار، رقابت و آثار مقررات بر سرمایهگذاری و کارآفرینی میتواند ملاحظاتی متفاوت از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی داشته باشد. در حقیقت کاهش کارآفرینی، کاهش رقابتی بودن اقتصاد و افزایش بیکاری از دلایل مخالفت بخشی از دولت با این طرح است. در نتیجه در داخل دولت هم کشمکشهایی درباره این موضوع وجود دارد.
مساله بیمه کارکنان پلتفرمی در ایران بیش از آنکه صرفا یک بحث درباره گسترش پوشش تامین اجتماعی باشد، محل برخورد دو منطق متفاوت سیاستگذاری است: منطق حمایت اجتماعی که بر کاهش آسیبپذیری نیروی کار و ایجاد امنیت اقتصادی تاکید دارد و منطق اقتصاد دیجیتال که بر انعطافپذیری، کاهش هزینههای مبادله و حفظ مدل کسبوکار پلتفرمها و توسعه سهم اقتصاد دیجیتال استوار است. کارکنان پلتفرمی، بهویژه افرادی که تمام درآمد خود را از این مسیر کسب میکنند، با ریسکهایی مواجهند که نظامهای حمایتی پلتفرمها برای آنها طراحی نشده است؛ اما تحمیل الگوی سنتی رابطهی کارفرما و کارگر به پلتفرمها نیز میتواند پیامدهایی برای ساختار اقتصادی این کسبوکارها داشته باشد. در این میان، اختلاف دیدگاه میان نهادهای دولتی، منافع مالی سازمان تامین اجتماعی، نگرانی پلتفرمها درباره تغییر مدل فعالیت و مطالبات کارکنان باعث شده است که این موضوع از یک تصمیم ساده بیمهای به یک مساله چندبعدی حکمرانی تبدیل شود.
یکی از ابزارهایی که میتواند به کاهش پیچیدگیها و شفافیت بیشتر در این مساله سیاستی کمک کند، استفاده از داده است. سیاستگذار میتواند با بهرهگیری از سیاستگذاری دادهمحور، تصمیم بهتری اتخاذ کند. پاسخ به پرسشهایی از قبیل پرسشهای ذیل و تحلیل دادههای حاصل از آن میتواند مفید باشد و به کاهش مناقشه بینجامد:
۱. براساس معیارهای مختلف، چند درصد از افراد در سکوهای مختلف پارهوقت و تماموقت هستند؟
۲. چه میزان از این افراد وابستگی صد در صدی دارند که نیازمند تضمین حق همگانی تامین اجتماعی هستند؟
۳. چه میزان از افراد شاغل مستمری بگیر و بازنشسته یا صاحب شغل اصلی دیگری هستند؟
راهحل پایدار احتمالا نه در حذف یکی از منطقهای سیاستگذاری، بلکه در طراحی سازوکاری میانجی قرار دارد؛ سازوکاری که بتواند بدون از بین بردن انعطاف اقتصاد پلتفرمی، حداقلی از امنیت اجتماعی را برای افرادی که وابستگی بالایی به این بازار جدید کار دارند، فراهم کند. استفاده از داده مطمئنا میتواند نیل به این مقصود را بسیار تسهیل کند.
* کارشناس ارشد سیاستگذاری