درگیری دوباره در خلیج فارس، چه تاثیری بر زنجیره تامین جهانی دارد؟
پیامد جنگ برای اقتصاد آمریکا
نخستین کانال اثرگذاری جنگ، بازار نفت است. ایران روزانه حدود ۳میلیون بشکه نفت تولید میکند؛ رقمی معادل حدود ۴ درصد عرضه جهانی. افزون بر آن، حدود یکپنجم نفت جهان از مسیر تنگه هرمز عبور میکند. در صورت حملهای محدود که زیرساختهای نفتی را هدف نگیرد، احتمالا افزایش قیمت نفت موقتی خواهد بود؛ مشابه واکنشهایی که در تنشهای پیشین رخ داد. اما اگر زیرساختهای نفتی آسیب ببیند یا اختلالی در تردد نفتکشها ایجاد شود، قیمت نفت میتواند به محدوده ۹۰ تا ۱۰۰ دلار یا حتی بالاتر برسد. در این حالت، شوک عرضه انرژی بهطور مستقیم بر هزینه سوخت، حملونقل و تولید در آمریکا و سایر نقاط جهان اثر میگذارد.
دومین پیامد، تورم است. برآوردها نشان میدهد هر افزایش ۵ درصدی قیمت نفت میتواند حدود ۰.۱ واحد درصد به نرخ تورم اقتصادهای پیشرفته اضافه کند. اگر نفت به ۱۰۰ دلار برسد، فشار تورمی میتواند تا حدود ۱ واحد درصد افزایش یابد. در شرایطی که تورم آمریکا هنوز کاملا به هدف ۲ درصدی خود برای نرخ تورم نرسیده، چنین افزایشی میتواند برنامه کاهش نرخ بهره را به تعویق بیندازد. این یعنی هزینه وامگیری برای خانوارها و بنگاهها بالا میماند؛ بازار مسکن تحت فشار قرار میگیرد و نرخ سرمایهگذاری کند میشود. سومین اثر، از مسیر بازارهای مالی است. شاخص ترس و طمع(VIX) در دورههای تنش ژئوپلیتیک افزایش مییابد و میتواند از سطح ۲۰ به بالای ۴۰ جهش کند؛ نشانهای از ترس شدید سرمایهگذاران. اگر همزمان با ریسک جنگ، نگرانیهایی مانند ترکیدن حباب هوش مصنوعی یا تنشهای تجاری نیز فعال باشد، احتمال اصلاح عمیقتر در بازارهای سهام بیشتر میشود. با این حال، تاریخ نشان داده جنگهای منطقهای لزوما بازار سهام آمریکا را وارد رکود طولانی نکردهاند، مگر آنکه به شوک انرژی پایدار یا بحران اعتباری منجر شوند. چهارمین بعد، رقابت ساختاری آمریکا و چین است؛ جایی که چین در حوزه عناصر نادر خاکی اهرم فشار دارد و آمریکا میکوشد از مسیر انرژی موازنه ایجاد کند.
اگر هدف جنگ فراتر از یک حمله محدود باشد، درگیری میتواند طولانی و پرهزینه شود. در چنین سناریویی، افزایش پایدار قیمت انرژی نه تنها رشد جهانی را تضعیف میکند بلکه میتواند اقتصاد آمریکا را نیز به سمت رکود سوق دهد؛ رکودی که از کانال کاهش مصرف، افت اعتماد مصرفکننده و محدود شدن سرمایهگذاری شکل میگیرد. در مقابل، اگر حمله محدود و کوتاه باشد و اختلالی جدی در عرضه نفت ایجاد نکند، اثر اقتصادی آن احتمالا موقتی خواهد بود؛ در این راستا، افزایش کوتاهمدت قیمت بنزین، نوسان در بازار سهام و سپس بازگشت تدریجی ثبات رخ خواهد داد.