آیا جهان میتواند بدون هرمز دوام بیاورد؟
امنیت انرژی روی لبه تیغ
اهمیت این هشدار از آن روست که بازار این بار با بحرانی متفاوت از جنگ ۴۰ روزه روبهرو شده است. در آن مقطع، هرچند حملات نظامی، تردد نفتکشها از تنگه هرمز را مختل و هزینه حملونقل و بیمه را افزایش داد، اما محاصره رسمی بنادر نفتی ایران وجود نداشت و صادرات نفت، هرچند با دشواری، ادامه یافت. اکنون اما جنگ همچنان ادامه دارد و همزمان ایالات متحده محاصره دریایی بنادر ایران را نیز از سر گرفته است؛ وضعیتی که خطر اختلال در عرضه نفت را از یک ریسک صرفا امنیتی، به تهدیدی مستقیم برای جریان صادرات انرژی منطقه تبدیل کرده است. در همین شرایط، حملات نظامی در اطراف هرمز تشدید شده، تردد نفتکشها کاهش یافته و بازار نفت بار دیگر به سرعت به این تحولات واکنش نشان داده است. بر اساس دادههای Tradingeconomics، بهای نفت برنت روز ۱۷ژوئیه با عبور از ۸۶دلار در هر بشکه، چهارمین روز متوالی افزایش خود را ثبت کرد؛ نشانهای از اینکه معاملهگران بار دیگر «حق بیمه جنگ» را به قیمت نفت بازگرداندهاند.
در سالهای گذشته، هر بار که تنش در خلیجفارس افزایش یافته بود، تصور غالب بازار این بود که بحران دیر یا زود فروکش خواهد کرد و صادرات نفت به سرعت به حالت عادی بازمیگردد. اما این بار لحن آژانس بینالمللی انرژی تفاوت دارد. به گفته بیرول، اگر اختلال در هرمز ظرف چند هفته آینده برطرف نشود، موضوع دیگر صرفا افزایش قیمت نفت نیست، بلکه امنیت عرضه انرژی جهان به خطر خواهد افتاد. این هشدار از آن جهت اهمیت دارد که نزدیک به یکپنجم نفت جهان و بخش قابلتوجهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) پیش از آغاز جنگ از این آبراه عبور میکرد. به عبارت دیگر، هرمز فقط مسیر صادرات ایران نیست؛ عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات و قطر نیز بخش بزرگی از نفت و گاز خود را از همین گذرگاه به بازارهای جهانی ارسال میکنند.
واکنش بازار نفت نشان میدهد سرمایهگذاران نیز احتمال طولانی شدن بحران را جدی گرفتهاند. برنت اکنون بیش از ۱۵دلار بالاتر از سطحی معامله میشود که پیش از آغاز موج تازه درگیریها ثبت شده بود. این افزایش تنها ناشی از کاهش عرضه واقعی نیست، بلکه بیانگر «حق بیمه ژئوپلیتیک» است؛ رقمی که بازار برای احتمال اختلال آینده در عرضه به قیمت نفت اضافه میکند. به بیان ساده، هنوز میلیونها بشکه نفت در بازار وجود دارد، اما معاملهگران نسبت به رسیدن این نفت به پالایشگاههای آسیا و اروپا اطمینان گذشته را ندارند. طی سالهای اخیر کشورهای منطقه میلیاردها دلار برای کاهش وابستگی به هرمز سرمایهگذاری کردهاند. عربستان خط لوله شرق به غرب را توسعه داده، امارات نفت خود را از طریق خط لوله حبشان–فجیره به دریای عمان منتقل میکند و عراق نیز گزینههای صادراتی جدید را بررسی کرده است. با وجود این، ظرفیت این مسیرهای جایگزین هنوز پاسخگوی حجم عظیم صادرات خلیجفارس نیست. برآوردها نشان میدهد حتی اگر همه خطوط لوله موجود با حداکثر ظرفیت فعالیت کنند، همچنان میلیونها بشکه نفت ناچار است از هرمز عبور کند. به همین دلیل، هیچ مسیر دیگری فعلا نمیتواند جای این تنگه را بگیرد.
نشانههای بحران تنها در قیمت نفت دیده نمیشود. اطلاعات شرکتهای ردیابی کشتیها نشان میدهد تردد نفتکشها از هرمز به پایینترین سطح چند هفته اخیر رسیده است. بسیاری از مالکان کشتیها عبور از منطقه را به تعویق انداختهاند و برخی نیز سامانههای موقعیتیاب خود را هنگام عبور خاموش میکنند. همزمان، هزینه بیمه جنگ برای نفتکشهای ورودی به خلیج فارس افزایش یافته است؛ موضوعی که هزینه نهایی حمل هر بشکه نفت را بالا میبرد، حتی اگر عرضه فیزیکی هنوز متوقف نشده باشد. یکی از پرسشهای مهم این است که آیا کشورهای مصرفکننده میتوانند با استفاده از ذخایر استراتژیک خود بحران را مدیریت کنند؟ پاسخ کارشناسان مثبت است؛ اما تنها برای مدت محدود. کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی صدهامیلیون بشکه ذخیره اضطراری در اختیار دارند و در صورت نیاز میتوانند بخشی از آن را روانه بازار کنند؛ همان کاری که پس از حمله روسیه به اوکراین در سال۲۰۲۲ انجام شد.
اما این ذخایر برای مقابله با یک اختلال کوتاهمدت طراحی شدهاند، نه بحرانی که چندین ماه ادامه پیدا کند. به همین دلیل، هشدار آژانس بیش از آنکه درباره امروز باشد، درباره دوام بحران در هفتههای آتی است. اقتصادهای آسیایی بیشترین وابستگی به هرمز را دارند. چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی بخش عمده نفت وارداتی خود را از کشورهای حاشیه خلیجفارس تامین میکنند. هرگونه اختلال طولانیمدت در این مسیر میتواند هزینه واردات انرژی، حملونقل، تولید صنعتی و در نهایت تورم را در این کشورها افزایش دهد. به همین دلیل، پالایشگاههای آسیایی از هفته گذشته خرید محمولههای جایگزین از آفریقا، آمریکا و آمریکای لاتین را افزایش دادهاند؛ هرچند این منابع از نظر حجم و هزینه نمیتوانند جای خلیج فارس را به طور کامل پر کنند.
برای ایران نیز شرایط دوگانه است. از یکسو، افزایش قیمت جهانی نفت ارزش هر بشکه صادراتی را بالا میبرد؛ اما از سوی دیگر، تشدید ناامنی در هرمز و بازگشت محاصره دریایی آمریکا میتواند صادرات نفت کشور را با محدودیتهای تازه روبهرو کند. طی هفتههای گذشته ایران موفق شد بخش بزرگی از نفت خود (حدود ۸۰میلیون بشکه) را پیش از آغاز دوباره محاصره از منطقه خارج کند، اما تداوم صادرات در هفتههای آینده بیش از هر زمان دیگری به وضعیت امنیتی هرمز وابسته خواهد بود. جهان میتواند بدون هرمز دوام بیاورد؛ اما نه برای مدت طولانی. بازار جهانی نفت امروز نسبت به دو دهه گذشته انعطافپذیرتر شده است.
تولید نفت شیل آمریکا، خطوط لوله جایگزین، ذخایر استراتژیک و رشد تولید خارج از اوپک، بخشی از ریسک را کاهش دادهاند. با این حال، هیچیک از این ابزارها قادر نیستند در کوتاهمدت جای عبور روزانه میلیونها بشکه نفت و گاز از هرمز را بگیرند. به همین دلیل، هشدار آژانس بینالمللی انرژی را باید بیش از یک اظهارنظر معمولی دانست. این هشدار در واقع پیامی به بازار، دولتها و مصرفکنندگان است که اگر بحران هرمز از مرحله چند هفته عبور کند، جهان با چالشی روبهرو خواهد شد که دیگر تنها در تابلوی قیمت نفت خلاصه نمیشود، بلکه میتواند زنجیره تامین انرژی، تجارت جهانی و رشد اقتصاد بینالمللی را نیز تحت تاثیر قرار دهد. در حال حاضر، هرمز هنوز کاملا بسته نشده است؛ اما همانطور که افزایش قیمت نفت نشان میدهد، بازار دیگر بر باز ماندن آن حساب قطعی باز نمیکند. از نگاه معاملهگران، مساله دیگر این نیست که آیا بحران وجود دارد یا نه، بلکه این است که جهان تا چه زمانی میتواند در برابر آن تابآوری داشته باشد.