تغییر تاکتیک آمریکا برای حفظ جریان صادرات نفت متحدانش هرگز فراموش نخواهد شد
تقلید نفتی واشنگتن از تهران

حمید ملازاده: جنگ آمریکا علیه ایران طی ماههای گذشته تنها به رویارویی نظامی میان دو کشور محدود نمانده، بلکه به بازتعریف برخی از قواعد سنتی تجارت جهانی انرژی نیز منجر شده است. تنش هرمز، اختلال در زنجیرههای تامین نفت و تلاش بازیگران مختلف برای حفظ جریان صادرات، بازار جهانی انرژی را وارد مرحلهای کمسابقه کرده است. در این میان، تازهترین گزارشها از یک تحول قابلتوجه پرده برمیدارد؛ ایالات متحده برای جلوگیری از توقف صادرات نفت خلیجفارس، به روشی روی آورده است که سالها بهعنوان یکی از شناختهشدهترین تاکتیکهای ایران برای دور زدن محدودیتها و حفظ جریان صادرات نفت شناخته میشد. استفاده از انتقال کشتی به کشتی، حرکت نفتکشهای خاموش و شبکههای غیرشفاف جابهجایی محمولهها اکنون نهتنها در تجارت نفت ایران، بلکه در عملیات مورد حمایت واشنگتن نیز مشاهده میشود. موضوعی که از نگاه بسیاری از ناظران، یکی از بزرگترین تناقضهای ژئوپلیتیک بحران هرمز به شمار میرود؛ جایی که آمریکا برای حفظ جریان انرژی جهانی ناچار شده از همان ابزارهایی استفاده کند که سالها آنها را نشانه تجارت نفت در سایه و دور زدن قواعد بازار میدانست.
مسیرهای غیرمتعارف
بر اساس گزارش رویترز، ارتش آمریکا از اوایل ماه مه (45 روز گذشته) عملیاتی گسترده را در حاشیه تنگه هرمز آغاز کرده که هدف آن انتقال نفت تولیدکنندگان خلیجفارس به بازارهای جهانی از مسیرهای غیرمتعارف است. در این عملیات، نفتکشهای کوچکتر پس از عبور از مسیرهای پرریسک هرمز، محمولههای خود را در آبهای نزدیک فجیره امارات و بندر صحار عمان به نفتکشهای غولپیکر منتقل میکنند تا این کشتیها راهی بازارهای مصرف شوند. دادههای ماهوارهای و اطلاعات کشتیرانی نشان میدهد تاکنون دستکم ۹۲کشتی در این شبکه انتقال مشارکت داشتهاند. اهمیت این موضوع زمانی آشکارتر میشود که بدانیم بخش قابلتوجهی از نفتکشهای درگیر در این عملیات با خاموش کردن سامانه شناسایی خودکار (AIS) و کاهش علائم نوری حرکت کردهاند؛ روشی که سالها بهعنوان یکی از ابزارهای ایران برای کاهش قابلیت رهگیری محمولههای نفتی شناخته میشد. اکنون همان الگو در مقیاسی بسیار بزرگتر و با مدیریت مستقیم نیروهای آمریکایی بهکار گرفته شده است.
طبق این گزارش، نفتکشها پیش از رسیدن به هرمز در نقاط از پیش تعیینشده تجمع میکنند و سپس با فاصله زمانی مشخص وارد مسیر میشوند. پس از عبور از منطقه مورد نظر، در نزدیکی آبهای عمان در کنار نفتکشهای بسیار بزرگ (VLCC) پهلو میگیرند و عملیات انتقال نفت آغاز میشود؛ فرآیندی که بین ۲۴ تا ۴۰ ساعت زمان میبرد. پس از تخلیه بار، کشتیهای کوچکتر مجددا برای دریافت محموله جدید به داخل خلیجفارس بازمیگردند. هدایت این عملیات نیز صرفا به ناوهای نظامی محدود نبوده است. رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داده که پهپادهای هوایی، شناورهای بدون سرنشین و بالگردهای نظامی برای هدایت و حفاظت از کاروانهای نفتی مورد استفاده قرار گرفتهاند. حتی بالگرد آپاچی آمریکایی که در نهم ژوئن هدف حمله قرار گرفت و سقوط کرد، بنا بر برخی گزارشها در همین ماموریت حضور داشته است. هرچند مقامهای آمریکایی نقش دقیق این بالگرد در عملیات را تایید نکردهاند.
بزرگترین اختلال عرضه انرژی
این تحول در شرایطی رخ میدهد که بسته شدن عملی تنگه هرمز طی ماههای گذشته بزرگترین اختلال عرضه انرژی در تاریخ معاصر را رقم زده است. پیش از آغاز جنگ، حدود یکپنجم نفت جهان و بخش قابلتوجهی از تجارت LNG از این آبراه عبور میکرد. محدود شدن تردد کشتیها باعث شدمیلیونها بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از بازار حذف شود و فشار تورمی شدیدی بر اقتصادهای واردکننده انرژی وارد آید. در این میان، ایران نیز همزمان سازوکار مستقل خود را برای مدیریت عبور کشتیها در هرمز ایجاد کرده بود. گزارشهای پیشین رویترز نشان میدهد تهران با استفاده از ایستگاههای کنترلی دریایی، توافقهای دوجانبه و مسیرهای مشخصشده، بخشی از تردد نفتکشها را مدیریت میکرد. اکنون در سوی دیگر آبراه، آمریکا نیز شبکه موازی خود را برای انتقال نفت راهاندازی کرده است؛ وضعیتی که عملا هرمز را به صحنه رقابت دو مدل متفاوت مدیریت جریان انرژی تبدیل کرده بود. با وجود موفقیت نسبی این عملیات، کارشناسان معتقدند این روش نمیتواند جایگزین دائمی عبور عادی کشتیها از هرمز باشد.
انتقال کشتی به کشتی هزینههای حملونقل را افزایش میدهد، زمان تحویل محمولهها را طولانیتر میکند و ریسکهای عملیاتی و زیستمحیطی بیشتری به همراه دارد. علاوه بر این، هرگونه تشدید تنش نظامی میتواند کل این شبکه را با اختلال مواجه کند. برخی تحلیلگران معتقدند مهمترین پیام این رویداد نه در حجم نفت جابهجا شده، بلکه در تغییر رفتار واشنگتن نهفته است. آمریکا که سالها انتقال کشتی به کشتی، خاموش کردن سامانههای رهگیری و حرکت نفتکشهای «تاریک» را به عنوان بخشی از راهبرد ایران برای دور زدن تحریمها معرفی میکرد، اکنون خود برای حفظ جریان صادرات نفت متحدانش به همان ابزارها متوسل شده است. هرچند توافق اولیه تهران و واشنگتن برای بازگشایی تدریجی تنگه هرمز میتواند به مرور از اهمیت این عملیات بکاهد، اما تجربه ماههای اخیر احتمالا برای سالها در حافظه بازار انرژی باقی خواهد ماند.