آزمون‌ تاب‌آوری‌ در جنگ‌ انرژی
عباس+ملکی copy
دکتر عباس ملکی

ملکی در آغاز سخنانش با طرح پرسشی کلیدی، رابطه پیچیده میان نفت و جنگ را به چالش کشید؛ پرسشی که به گفته او هنوز پاسخی قطعی برای آن وجود ندارد: «این نفت است که جنگ می‌سازد یا جنگ‌ها هستند که قیمت نفت را منفجر می‌کنند؟» او تاکید کرد که هرچند پاسخ این معما ساده نیست، اما یک واقعیت انکارناپذیر وجود دارد؛ بازار انرژی و تحولات ژئوپلیتیک امروز چنان در هم تنیده شده‌اند که نمی‌توان یکی را بدون دیگری تحلیل کرد. از نگاه او، قیمت نفت نه فقط شاخصی اقتصادی، بلکه نوعی «دماسنج سیاسی جهان» است که هر بحران امنیتی را بلافاصله منعکس می‌کند.

انفجار قیمت‌ها پس از جنگ

به گفته این استاد دانشگاه شریف، تا پیش از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، قیمت نفت برنت و نفت خام آمریکا (WTI) در محدوده ۶۰ تا ۷۰دلار قرار داشت اما با آغاز درگیری‌ها قیمت‌ها تا محدوده ۱۲۰ دلار هم جهش کردند؛ افزایشی که به گفته او تنها محدود به نفت خام نبود و زنجیره‌ای از شوک‌های انرژی را در سراسر جهان فعال کرد. ملکی با ارائه آمارهایی از بازار جهانی انرژی توضیح داد که قیمت گاز طبیعی در شاخص هنری‌هاب آمریکا حدود ۳دلار به ازای هر‌میلیون بی‌تی‌یو است، درحالی‌که همین شاخص در بندر روتردام هلند به ۱۴دلار و در بازار شرق آسیا شامل ژاپن و کره‌جنوبی به حدود ۱۷دلار رسیده است. او علت اصلی این جهش را محدود شدن صادرات LNG از خلیج‌فارس به‌دلیل اختلال در تردد تنگه هرمز دانست؛ مسیری که اکنون به قلب بحران انرژی جهان تبدیل شده است. اما به گفته این دیپلمات، شوک اصلی در بازار فرآورده‌ها رخ داده است. او توضیح داد که قیمت سوخت جت در اروپا تا محدوده ۲۰۰دلار در هر بشکه افزایش یافته و موجب شده برخی شرکت‌های هواپیمایی بخشی از پروازهای خود را متوقف کنند. وی با اشاره به ورشکستگی برخی خطوط هوایی ارزان‌ قیمت آمریکایی گفت: «این افزایش قیمت‌ها مستقیما نتیجه جنگ و محدودیت تردد در تنگه هرمز است.»

پادشاهی نفت و گاز تا ۲۰۵۰

یکی از مهم‌ترین محورهای سخنان ملکی، نقد روایت غرب درباره افول نفت و گاز بود. او با اشاره به برآوردهای آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) گفت برخلاف تبلیغات گسترده درباره انرژی‌های تجدیدپذیر، نفت و گاز حداقل تا سال۲۰۵۰ همچنان اصلی‌ترین حامل‌های انرژی جهان باقی خواهند ماند. به گفته او، اگر امروز مصرف جهانی نفت حدود ۱۰۰‌میلیون بشکه در روز باشد، این رقم تا سال۲۰۵۰ به حدود ۱۱۵‌میلیون بشکه خواهد رسید. ملکی تاکید کرد: «حتی خود IEA که همواره بر انرژی پاک تاکید می‌کند، در برآوردهایش ناچار به پذیرش رشد تقاضای نفت و گاز شده است.»

ابرقدرت فراموش‌شده انرژی

معاون پیشین وزارت خارجه سپس به جایگاه ایران در بازار جهانی انرژی پرداخت و گفت ایران با حدود ۱۵۰‌میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده نفت خام و حدود ۵۰ تریلیون مترمکعب ذخایر گاز طبیعی، یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های انرژی جهان است. او افزود: «ایران در ذخایر نفت خام سوم دنیاست، در گاز طبیعی دوم است، اما اگر این دو را با هم جمع کنیم، ایران رتبه نخست جهان را دارد.» با این حال، ملکی نسبت به سیاستگذاری انرژی در ایران انتقاد کرد و گفت: «ما به جای تمرکز بر توسعه نفت و گاز، بخش مهمی از سرمایه کشور را صرف مواردی کردیم که از نظر ذخایر مورد نیاز حتی جزو کشورهای اصلی جهان هم نیستیم.» او معتقد است ایران می‌تواند تا سال۲۰۵۰ همچنان یکی از تعیین‌کننده‌ترین بازیگران انرژی جهان باقی بماند؛ مشروط بر اینکه توسعه زیرساخت‌ها، خطوط لوله و پروژه‌های LNG را جدی بگیرد.

هرمز؛ قلب تپنده بازار

بخش دیگری از سخنان ملکی به اهمیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز اختصاص داشت؛ گذرگاهی که روزانه تا ۲۰‌میلیون بشکه نفت و فرآورده از آن عبور می‌کند. او با تشریح موقعیت جغرافیایی و حقوقی تنگه هرمز توضیح داد که جزایر ایرانی در خلیج‌فارس نقش مهمی در کنترل و تنظیم عبور و مرور کشتی‌ها دارند و ایران طی سال‌های گذشته عملا بر «کریدور امن» عبور نفتکش‌ها نظارت داشته است. به گفته ملکی، پس از تشدید تنش‌ها و محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، تهران نیز دامنه محدودیت‌های دریایی خود را گسترش داد؛ اقدامی که باعث شد هزاران کشتی در دو سوی تنگه متوقف شوند. او گفت: «وقتی شرکت‌های بیمه احساس کنند ریسک عبور بالا رفته، عملا جریان تجارت مختل می‌شود. اکنون حدود دو هزار کشتی در اطراف هرمز متوقف شده‌اند.»

چرا بازار هنوز فرو نریخته است؟

ملکی تاکید کرد برخلاف بحران نفتی سال۱۹۷۳، بازار جهانی امروز ابزارهای بیشتری برای مقابله با شوک عرضه دارد. به گفته او، کشورهای مصرف‌کننده از ذخایر استراتژیک نفت استفاده کرده‌اند و آژانس بین‌المللی انرژی نیز حدود ۴۰۰‌میلیون بشکه نفت وارد بازار کرده است. او افزود که بخشی از کسری عرضه نیز از طریق خطوط لوله جایگزین جبران شده است؛ از جمله خط لوله شرق به غرب عربستان، خط لوله ابوظبی به فجیره و مسیر کرکوک–جیهان. با این حال، او هشدار داد که بازار هنوز وارد مرحله اصلی بحران نشده و آثار بلندمدت محدودیت تنگه هرمز می‌تواند بسیار عمیق‌تر باشد.

چین؛ بازیگر پنهان بحران

ملکی در بخش دیگری از سخنان خود به نقش چین اشاره کرد و گفت پکن بیش از هر کشور دیگری به امنیت انرژی خلیج فارس وابسته است. او با اشاره به سفر اخیر وزیر امور خارجه عباس عراقچی به چین و همزمانی آن با تحولات دیپلماتیک اخیر گفت: «به نظر می‌رسد چینی‌ها فشار زیادی برای پایان جنگ وارد کرده‌اند؛ چون ادامه بحران مستقیما اقتصاد چین را تهدید می‌کند.» به گفته او، احتمالا هم واشنگتن و هم پکن به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ادامه بحران انرژی به سود هیچ‌کدام نیست.

پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه

در جمع‌بندی این نشست، دکتر ملکی بار دیگر تاکید کرد که برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه درباره افول سریع سوخت‌های فسیلی، جهان آینده همچنان به شکل عمیقی به انرژی نفت و گاز وابسته خواهد ماند؛ وابستگی‌ که نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه با گسترش فناوری‌های نوین، ابعاد پیچیده‌تر و گسترده‌تری پیدا کرده است. او با اشاره به رشد سریع هوش مصنوعی، مراکز داده، صنایع دیجیتال و اقتصاد مبتنی بر پردازش اطلاعات گفت حتی فناوری‌هایی که قرار بود نماد «جهان کم‌مصرف» باشند، امروز خود به یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی تبدیل شده‌اند. به گفته او، توسعه هوش مصنوعی، استخراج داده، پردازش ابری و زیرساخت‌های ارتباطی جدید، مصرف برق و گاز را در سطح جهانی به‌طور چشم‌گیری افزایش خواهد داد. ملکی در همین زمینه تاکید کرد: «تقریبا هر کالا یا خدماتی که در جهان تولید می‌شود، به‌طور متوسط یک‌سوم آن به انرژی وابسته است.»

از نگاه او، این وابستگی فقط محدود به صنایع سنگین یا پالایشگاه‌ها نیست، بلکه تمام زنجیره اقتصاد جهانی، از حمل‌ونقل و کشاورزی گرفته تا فناوری، تجارت الکترونیک و حتی خدمات مالی، مستقیما با امنیت انرژی پیوند خورده است. به همین دلیل، هرگونه اختلال در بازار نفت و گاز می‌تواند به سرعت به سایر بخش‌های اقتصاد جهانی منتقل شود و موجی از تورم، رکود و بی‌ثباتی ایجاد کند. او جنگ اخیر آمریکا علیه ایران را نمونه‌ای روشن از همین واقعیت دانست؛ جنگی که به گفته وی، بیش از آنکه در میدان نظامی تعیین تکلیف شود، در میدان «تحمل فشاراقتصادی» و «مدیریت بحران انرژی» معنا پیدا می‌کند. ملکی معتقد است کشورهایی در این رقابت موفق‌تر خواهند بود که بتوانند تاب‌آوری اقتصادی، زیرساختی و انرژی خود را افزایش دهند؛ مفهومی که از نگاه او، شامل توان حفظ صادرات، تامین انرژی داخلی، مدیریت زنجیره تامین، حفظ تجارت خارجی و حتی کنترل روانی بازارها می‌شود.

بی‌ثباتی مزمن انرژی

این تحلیلگر حوزه انرژی هشدار داد که جهان وارد دوره‌ای از «بی‌ثباتی مزمن انرژی» شده است؛ دوره‌ای که در آن، شوک‌های ژئوپلیتیک دیگر استثنا نیستند، بلکه به بخشی دائمی از معادلات بازار تبدیل شده‌اند. به گفته او، بحران اوکراین، جنگ غزه، تنش در دریای سرخ و اکنون درگیری مستقیم آمریکا و ایران، همگی نشان داده‌اند که امنیت انرژی همچنان مهم‌ترین مولفه قدرت در نظام بین‌الملل باقی مانده است. ملکی در ادامه، بر ضرورت بازتعریف جایگاه ژئوپلیتیک ایران تاکید کرد و گفت تهران باید بیش از گذشته خود را بخشی از آسیا بداند، نه صرفا بازیگری در خاورمیانه. او معتقد است مرکز ثقل اقتصاد و انرژی جهان به‌تدریج به شرق در حال انتقال است و در چنین شرایطی، همکاری راهبردی با قدرت‌های آسیایی می‌تواند برای ایران مزیت‌های بلندمدت ایجاد کند. به گفته او، روابط نزدیک‌تر با چین، روسیه، هند، پاکستان، قزاقستان و دیگر کشورهای آسیایی، نه فقط یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی اقتصادی و امنیتی برای آینده ایران خواهد بود. او همچنین با اشاره به زیرساخت‌های نیمه‌تمام انرژی در ایران تاکید کرد که کشور باید هرچه سریع‌تر پروژه‌های راهبردی خود را تکمیل کند؛ از توسعه صادرات LNG گرفته تا تکمیل خط لوله گوره–جاسک که می‌تواند بخشی از وابستگی صادرات نفت ایران به تنگه هرمز را کاهش دهد.

ملکی همچنین بر ضرورت فعال‌سازی صادرات گاز به پاکستان و هند تاکید کرد و حتی پیشنهاد داد ایران در بلندمدت به سمت احداث خط لوله مستقیم گاز به چین حرکت کند؛ پروژه‌ای که به گفته او، می‌تواند موازنه انرژی در آسیا را تغییر دهد و جایگاه ژئوپلیتیک ایران را تقویت کند. در بخش دیگری از سخنانش، ملکی به اهمیت فزاینده خلیج‌فارس در آینده اقتصاد جهان اشاره کرد و گفت برخلاف برخی تصورات، این منطقه نه‌تنها اهمیت خود را از دست نداده، بلکه با افزایش رقابت جهانی بر سر انرژی، به کانون اصلی تحولات ژئوپلیتیک تبدیل شده است. او تاکید کرد که آینده امنیت انرژی جهان بیش از هر زمان دیگری به آسیا و به‌ویژه خلیج‌فارس گره خورده است؛ منطقه‌ای که همچنان قلب تپنده بازار نفت، گاز و تجارت انرژی جهان باقی خواهد ماند. به اعتقاد ملکی، کشورهایی که بتوانند در این فضای پرتنش، همزمان امنیت، زیرساخت و انعطاف اقتصادی خود را حفظ کنند، بازیگران اصلی نظم آینده انرژی خواهند بود؛ نظمی که در آن، «تاب‌آوری» مهم‌تر از هر زمان دیگری به یک مولفه قدرت ملی تبدیل شده است.