سرمایهگذاری بر روی کاهش وابستگی به تنگه هرمز؛
تحول ترانزیت در غرب آسیا
ظرفیتهای موجود؛ عربستان و امارات
نخستین لایه از استراتژیهای دور زدن تنگه هرمز، بر خطوط لوله موجود استوار است.
سیستم پترولین عربستان سعودی، یک خط لوله ۱۲۰۰کیلومتری است که مناطق نفتی شرق(ابقیق) را به بندر ینبع در دریای سرخ متصل میکند. در سال۲۰۱۹ با تغییر کاربری خطوط گاز مایع به نفت خام، ظرفیت اسمی این سیستم تا ۷میلیون بشکه در روز اعلام شد، ولی در آوریل ۲۰۲۶، آرامکو اعلام کرد که این سیستم با تمام توان در حال فعالیت است، اما تحلیلهای لجستیکی فاش کردند که چالش اصلی در ترمینالهای بارگیری ینبع نهفته است. ظرفیت اسمی بارگیری در ینبع حدود ۴.۵میلیون بشکه است، اما در شرایط عملیاتی این رقم به ۳میلیون بشکه کاهش مییابد. علاوه بر این، حدود ۲میلیون بشکه از نفت عبوری برای خوراک پالایشگاههای داخلی عربستان در ساحل غربی مصرف میشود که عملا سقف صادراتی این مسیر را به شدت محدود میکند.
امارات متحده عربی نیز با خط لوله ۳۸۰کیلومتری ADCOP، توانایی انتقال یکونیممیلیون بشکه در روز به بندر فجیره در دریای عمان را دارد؛ مسیری که بهطور کامل تنگه هرمز را دور میزند و حدود ۶۰درصد از صادرات نفتی امارات را پوشش میدهد. این دادهها نشان میدهد که زیرساختهای موجود، هنوز ظرفیت جایگزینی کامل را ندارند؛ اما سرمایهگذاریهای آتی ممکن است این شکاف را به تدریج پر کند.
پروژه جاده توسعه عراق
مهمترین پروژهای که میتواند معادلات ترانزیت منطقه را دگرگون کند، جاده توسعه عراق است؛ یک کلانپروژه ۲۴میلیارد دلاری که بندر بزرگ فاو در بصره را از طریق یک شبکه ریلی و جادهای ۱۲۰۰ کیلومتری به مرز ترکیه و از آنجا به بازارهای اروپایی متصل میکند.
طراحان این پروژه ادعا میکنند که زمان ترانزیت میان آسیای شرقی و اروپا را در مقایسه با مسیر کانال سوئز تا ۱۵روز کاهش میدهد. از نظر فنی، این سیستم شامل راهآهن دوخطه برای قطارهای باری با سرعت ۱۲۰کیلومتر در ساعت و قطارهای مسافربری سریعالسیر با سرعت ۳۰۰کیلومتر در ساعت است. گزارشها حاکی است که بیش از ۸۵درصد طراحی مهندسی این پروژه تاکنون تکمیل شده است. بندر فاو با ۹۰اسکله طراحی شده تا به بزرگترین بندر خاورمیانه تبدیل شود و از بندر جبلعلی دبی پیشی بگیرد.
این ظرفیت عظیم میتواند بخش قابلتوجهی از تجارت کانتینری که پیشتر از مسیرهای دریایی جنوبی میگذشت را جذب کند. از منظر ژئوپلیتیک، ترکیه، قطر و امارات در سال۲۰۲۴ یادداشت تفاهمی چهارجانبه برای حمایت از این پروژه امضا کردند. برای آنکارا، این کریدور مکمل «کریدور میانی» است و ترکیه را به پل ارتباطی اصلی میان خلیج فارس و اروپا تبدیل میکند.
احیای راهآهن حجاز
پروژه دیگری که باید با دقت دنبال شود، احیای راهآهن تاریخی حجاز است. این مسیر ریلی که روزگاری دمشق را به مدینه متصل میکرد، اکنون با سرمایهگذاری و توافقات جدید میان ترکیه، سوریه و اردن در حال بازسازی است. هدف، ایجاد یک شریان زمینی پایدار از شبهجزیره عربستان تا مدیترانه است. برای عربستان سعودی، این پروژه فرصتی است تا شبکه ریلی خود را از طریق گذرگاه الحدیثه به سواحل مدیترانه متصل کند. پیامد این اتصال، کاهش وابستگی به مسیرهای دریایی در جنوب و داشتن گزینههای بیشتر در صادرات انرژی است. این پروژه از منظر ژئوپلیتیک نیز اهمیت دارد، چرا که با کاهش نقش بنادر واسط در ترانزیت کالا میان ترکیه و خلیج فارس، توازن قدرت اقتصادی در منطقه را بازتعریف میکند.
طرح پیشنهادی اندیشکده آتلانتیک
پژوهشگران اندیشکده آتلانتیک طرحی با عنوان «عملیات سرریز» را مطرح کردهاند که خواستار یک تلاش عظیم برای احداث خطوط لوله و بنادر جدید است. هدف این است که ظرفیت انتقال نفت و گاز از مسیرهای خشکی به قدری افزایش یابد که نیاز به عبور از تنگه هرمز به حداقل برسد. اجزای این طرح شامل اتصال تولیدات خلیج فارس به سیستم سومد مصر، توسعه خط لوله شرق به غرب عربستان و ایجاد مسیرهای جدید به سمت بنادر اشکلون در اسرائیل و دقم در عمان است. اگرچه چنین طرحهایی در کوتاهمدت اجرایی نیستند، اما بیانگر نگرانیهایی برای کاهش وابستگی به تنگه هرمز در درازمدت است.
بررسی سناریوهای آینده
سناریوی اول: عملیاتی شدن طرح پیشنهادی مجلس ایران تحت عنوان «قانون اقدام راهبردی صلح و توسعه پایدار منطقه خلیجفارس» است که در این سناریو، کنترل بر آبراه به منبعی درآمدزا تبدیل میشود و طبق برخی تخمینها این درآمد بین ۱۴ تا ۲۰میلیارد دلار در سال ارزیابی شده است.
سناریوی دوم: طرحی مشابه قطعنامه پیشنهادی بحرین درباره تنگه هرمز. در صورت ادامه اختلال در ترانزیت، احتمال شکلگیری یک نیروی دریایی چندملیتی برای تامین عبور آزاد وجود دارد. این مسیر ریسکهای امنیتی جدیتری به همراه میآورد ولی این قطعنامه با وتوی روسیه و چین روبهرو شد و مسکوت ماند.
سناریوی سوم: تکمیل مسیرهای جایگزین، این سناریو که از نگاه تحلیلگران بلندمدتترین اما پایدارترین مسیر است، بر تکمیل جاده توسعه عراق، راهآهن حجاز و خطوط لوله جدید استوار است. اگر این پروژهها به بهرهبرداری برسند، میتوانند رقیبی برای مسیر فعلی باشند.
راهبرد پیشنهادی: آنچه از مجموع این تحولات میتوان نتیجه گرفت عبارت است از اینکه جهان در حال سرمایهگذاری برای کاهش وابستگی به گلوگاههای جغرافیایی است.
از یکسو، تنگه هرمز یک برگ برنده راهبردی بوده است که در طول دههها نقشی مهم در موازنه قدرت داشته است. از سوی دیگر، هر روزی که این زیرساختهای جایگزین پیشرفت میکنند، احتمالا از وزن این برگ برنده کاسته میشود زیرا کشورهایی هستند که امروز میلیاردها دلار در جاده توسعه، راهآهن حجاز و خطوط لوله جدید سرمایهگذاری میکنند.
سیاست هوشمندانه در قرن بیستویکم از کنترل زیرساختها سرچشمه میگیرد، کشوری که بخواهد جایگاه پایداری در معادلات انرژی جهانی داشته باشد، باید خود را بهعنوان یک شریک در شبکههای ترانزیتی منطقه تعریف کند، همچنان که ترکیه در رقابتی ژئوپلیتیک با اسرائیل به دنبال عملیاتی شدن کریدورهایی چون جاده توسعه عراق و راهآهن حجاز است تا علاوه بر توسعه ظرفیت تجاری خود، انزوای تجاری اسرائیل را تشدید کند.
* پژوهشگر اقتصادی