ضرورت‌های بازگشت اینترنت

مساله اینجاست که هنوز بخشی از سیاستگذاری در ایران، اینترنت را نه به‌مثابه زیرساخت تولید، بلکه صرفا به‌عنوان یک ابزار مصرفی یا رسانه‌ای می‌بیند؛ گویی اینترنت چیزی در حد سرگرمی، شبکه اجتماعی یا نهایتا تجارت الکترونیک است؛ درحالی‌که اقتصاد جهانی مدت‌هاست از این مرحله عبور کرده است. اینترنت در شرایط امروز نه تنها، مسیر دسترسی به اطلاعات، بلکه بستر تولید دانش، توسعه فناوری، خلق مدل‌های هوش مصنوعی، زنجیره نوآوری و همکاری شبکه‌ای میان پژوهشگران، شرکت‌ها و توسعه‌دهندگان در سراسر جهان است. کشوری که در این شبکه حضور موثر نداشته باشد، صرفا از یک سرویس محروم نشده، بلکه به‌تدریج از چرخه خلق فناوری و ثروت آینده حذف می‌شود.

این نکته به‌ویژه در عصر هوش مصنوعی اهمیت حیاتی پیدا کرده است. اقتصاددانان فناوری سال‌ها پیش، مفهوم «فناوری‌های همه‌منظوره» را مطرح کردند؛ فناوری‌هایی مانند برق، موتور بخار یا نیمه‌رساناها که نه یک صنعت، بلکه کل ساختار اقتصاد را متحول می‌کنند. هوش مصنوعی اکنون دقیقا در همین جایگاه قرار گرفته است. اثر آن محدود به صنعت فناوری نیست؛ از بانکداری و سلامت گرفته تا کشاورزی، انرژی، آموزش، امنیت، حمل‌ونقل و تجارت را بازتعریف می‌کند. اما توسعه هوش مصنوعی، برخلاف صنایع سنتی، در فضای بسته شکل نمی‌گیرد. اکوسیستم AI بر بستر شبکه جهانی زنده مانند GitHub، HuggingFace، arXiv، سرویس‌های ابری، APIها، انجمن‌های توسعه‌دهندگان، مخازن متن‌باز و حلقه دائمی بازخورد میان کاربران و پژوهشگران است. اینترنت برای این اقتصاد، نه تنها کانال مبادله که بخشی از خود فرآیند تولید است.

در این نقطه، پرسش مهمی که پیش روی سیاستگذار ایرانی قرار می‌گیرد این است که کشوری مانند ایران، با چه مدلی می‌خواهد در اقتصاد هوش مصنوعی باقی بماند؟ واقعیت این است که تنها دو ابرقدرت بزرگ اقتصادی جهان توانسته‌اند لایه زیرین این فناوری را در اختیار بگیرند؛ چراکه نیازمند صدها هزار GPU، سرمایه‌گذاری ده‌ها‌میلیارد دلاری و بازارهای عظیم است. آمریکا با OpenAI و گوگل و Anthropic و چین با DeepSeek، Alibaba و Tencent در این سطح بازی می‌کنند. اما اغلب کشورهای جهان، حتی اقتصادهای بزرگ اروپایی، مسیر دیگری را مانند توسعه لایه‌های میانی و کاربردی هوش مصنوعی؛ از فاین‌تیون مدل‌ها و ساخت ایجنت‌ها گرفته تا سرویس‌های AI، ابزارهای هوشمند و اقتصاد پلتفرمی دنبال می‎کنند. این همان بخشی است که ایران نیز می‌تواند در آن نقش‌آفرین باشد؛ اما شرط کلیدی آن، اتصال پایدار و قابل اعتماد به اکوسیستم جهانی فناوری است.

در چنین شرایطی، محدودسازی گسترده اینترنت، یک بحث ارتباطی یا فرهنگی نیست، بلکه مستقیما به موضوع بهره‌وری ملی، سرمایه انسانی، رشد اقتصادی و آینده رقابت‌پذیری ایران گره می‌خورد. اقتصاد دیجیتال ذاتا شبکه‌ای است. نوآوری در آن از دل تعامل، دسترسی آزاد به دانش، همکاری توزیع‌شده و گردش سریع ایده‌ها بیرون می‌آید. نمی‌توان از «اقتصاد دانش‌بنیان» سخن گفت، اما دسترسی توسعه‌دهنده، پژوهشگر و استارت‌آپ را به همان شبکه‌ای که دانش در آن تولید می‌شود، محدود کرد. این تناقض اکنون خود را در رفتار نسل جدید اقتصاد ایران نشان می‌دهد. نسلی که باید موتور تحول دیجیتال کشور باشد، اما هر روز با محدودیت در ابزارهای اولیه کارش مانند APIها و مخازن کد گرفته تا سرویس‌های ابری و پلتفرم‌های توسعه مواجه است. نتیجه چنین وضعیتی، فقط کاهش سرعت اینترنت نیست، فرسایش تدریجی ظرفیت جذب فناوری در کشور است.

اقتصاددانان نوآوری این پدیده را «ظرفیت جذب»، یعنی توان یک اقتصاد برای یادگیری و جذب دانش جهانی می‎نامند. کشوری که سال‌ها از زیست‌بوم جهانی فناوری فاصله بگیرد، فقط همان سال‌ها را از دست نمی‌دهد، بلکه توانایی یادگیری آینده خود را نیز تضعیف می‌کند. این همان عقب‌ماندگی انباشتی است که جبرانش ممکن است یک نسل زمان ببرد. ناگفته پیداست هیچ کشوری نمی‌تواند دغدغه‌های امنیتی، حکمرانی داده و ملاحظات اجتماعی را نادیده بگیرد. حتی آزادترین اقتصادهای جهان نیز اکنون درباره تنظیم‌گری پلتفرم‌ها، امنیت سایبری و حاکمیت داده بحث می‌کنند. اما تفاوت اصلی در این است که بسیاری از کشورها تلاش می‌کنند میان «حکمرانی» و «اتصال» تعادل برقرار کنند؛ نه اینکه یکی را به بهای حذف دیگری قربانی کنند. امروز ایران دقیقا در نقطه‌ای ایستاده که باید میان دو مسیر تصمیم بگیرد: اقتصاد متصل و رقابت‌پذیر در عصر هوش مصنوعی یا اقتصاد نیمه‌منفصل با رشد محدود و مهاجرت فزاینده سرمایه انسانی.

در این میان، تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی» به ریاست دکتر محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف سیاستگذاری دیجیتال ایران تبدیل شود. امروز نخستین جلسه این ستاد ویژه برای بررسی بن‌بست اینترنت در ایران، برگزار می‌شود؛ جلسه‌ای که شاید بتوان آن را یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌های سیاستگذاری فناوری در سال‌های اخیر دانست. اقتصاد دیجیتال بیش از هر زمان دیگری نیازمند اجماع ملی است؛ اجماعی که بپذیرد اینترنت دیگر صرفا یک ابزار ارتباطی نیست، بلکه زیرساخت تولید، نوآوری، بهره‌وری و حضور ایران در زنجیره جهانی هوش مصنوعی است. بدون چنین درکی، سخن گفتن از اقتصاد دانش‌بنیان، جهش فناوری و تمدن نوین دیجیتال، بیش از آنکه برنامه توسعه باشد، به شعاری دور از واقعیت تبدیل خواهد شد. شاید مهم‌ترین ماموریت عارف در این مقطع، نه صرفا مدیریت یک پرونده ارتباطی، بلکه ایجاد همین اجماع برای خروج از بن‌بست تاریخی اینترنت در ایران باشد؛ بن‌بستی که امروز مستقیما با آینده رشد اقتصادی، رقابت‌پذیری و جایگاه ایران در نظم فناوری جهان گره خورده است.

*   معاون سیاستگذاری و برنامه‌‌ریزی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات