هوش یکی از نرم‌افزارهای ذهن انسان است. تعریف واژه هوش آن‌قدر گسترده است که با وجود تحقیقات بسیاری که در این زمینه انجام شده است همچنان تعریف واقعی و دقیقی از آن موجود نیست، اما با وجود تمام دریافت‌ها می‌توان گفت: «هوش توانایی فرد برای زیستن و ارتقای زندگی خود هم از لحاظ کیفی و هم از لحاظ کمی است»

هوش توانایی‌ای است که به ما کمک می‌کند محیط اطراف خود را انتخاب کنیم، تغییر یا شکل دهیم. هوش توانایی برقراری ارتباط، مدیریت ارتباط و درک دیگران است. هوش توانایی شناخت خود، آگاهی بر خود و مدیریت خود است. هوش توانایی تشخیص و تمییز، استنتاج، استقراء، تداعی، تجسم، محاسبه، آمار، تخمین، تجزیه و تحلیل، فهم، قیاس، ارزیابی، تشخیص، تصمیم، استنباط، طبقه‌بندی، تطابق، به‌کارگیری حافظه، چیدمان اطلاعات، احساس زمان، کشف استدلالی، تحقیق و جست‌وجو، بهره‌گیری از اطلاعات فیزیکی و حواس پنجگانه، بهره‌گیری از تعقل انتزاعی، مدیریت بحران، پرسشگری، آزمون، درک مکانی- بصری، شناسایی رنگ، خط، فرم، فضا و تجسم و باز نمایی گرافیکی است.هوش، مهارت به‌کارگیری کل بدن برای بیان افکار و احساسات و سهولت در به‌کارگیری اندام برای تعادل، هماهنگی، قدرت و انعطاف‌پذیری است و... متاسفانه تعریف رایج از هوش تعریفی بسیار محدود و ابتدایی است و می‌توان گفت که بخش کوچکی از هوش را شامل می‌شود.

برای دستیابی به تعریف گسترده‌تری از هوش بهتر است با انواع هوشی که تاکنون کشف شده است آشنا شویم. در این مقاله سعی بر آن داریم تا چهار گروه اصلی هوش‌ها را به شما معرفی کنیم:

برخی هوش را به چهار گروه تقسیم کرده‌اند و آن چهار گروه عبارتند از:

هوش جسمانی

هوش علمی-منطقی

هوش هیجانی

هوش معنوی

هوش جسمانی چیست؟

میزان آگاهی و دانش ما از بدن خود، مراقبت‌هایی که از بدن خود می‌کنیم، آگاهی از توانمندی‌ها و محدودیت‌های جسمانی خود به هوش جسمانی بستگی دارد. هوش جسمانی به ما کمک می‌کند بدن سالم‌تری داشته باشیم و از لحاظ جسمانی شادابی بیشتری داشته باشیم. این هوش موجب میشود که ما از جسم خود مراقبت کنیم، به آن احترام بگذاریم و از آن به روش درست و سالمی استفاده کنیم. هوش جسمانی به ما کمک می کند که علائم خطر در جسم خود را راحت‌تر و سریع‌تر تشخیص دهیم و برای رسیدگی به آن اقدام نماییم. هوش جسمانی باعث میشود که ما علائم طبیعی بدن خود از جمله علائم گرسنگی، تشنگی و سیری را تشخیص دهیم.

هوش علمی یا منطقی چیست؟

هوش علمی- منطقی یا همان IQ که در برخی از منابع از آن با عنوان هوش ذهنی یا بهره هوشی یاد می‌شود، در واقع توانایی ما در استفاده از منطق، حافظه، کار با اعداد، تشخیص تفاوت‌ها و شباهت‌ها توانایی تجسم فضایی است. هوش علمی-منطقی توانایی استدلال، استنتاج، استقراء، تداعی، تجسم، محاسبه، آمار، تخمین، تجزیه و تحلیل، فهم، قیاس، ارزیابی، تشخیص، تصمیم، استنباط، طبقه‌بندی، تطابق، به‌کارگیری حافظه، چیدمان اطلاعات، احساس زمان، کشف استدلالی، تحقیق و جست‌وجو، بهره‌گیری از اطلاعات فیزیکی و حواس پنجگانه، بهره‌گیری از تعقل انتزاعی، مدیریت بحران، پرسشگری و آزمون است. تمامی آنچه که به یادگیری، ثبت و ضبط اطلاعات و کمیت‌ها مربوط می‌شود به هوش علمی-منطقی بستگی دارد. این هوش به ما کمک می‌کند براساس استدلال‌های منطقی و به کمک حواس پنجگانه خود فکر کنیم و تصمیم بگیریم.

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی به توانایی درک، کنترل، ارزیابی و مدیریت احساسات در خود و در دیگران اشاره دارد. ما برای اینکه بتوانیم بهتر تصمیم بگیریم و بعد از تصمیم‌گیری اقدام کنیم به هوش هیجانی نیاز داریم. هوش هیجانی به ما آموزش می‌دهد که چطور با دیگران ارتباط برقرار کنیم و چطور عواطف و احساسات خود و دیگران را در روابط درک و مدیریت کنیم. این هوش زمینه‌ساز موفقیت ما در ارتقای کیفی زندگیمان است. آنچه که برای موفقیت‌های اجتماعی، شخصی و اقتصادی ما الزام دارد هوش هیجانی و همچنین هوش اجتماعی است. افراد می‌توانند هوش علمی-منطقی (IQ)بالایی داشته باشند اما این اصلا به معنای موفقیت همه‌جانبه آنها در زندگی نیست. افراد می‌توانند هوش مالی بالایی داشته باشند اما این لزوما به معنای موفقیت آنها نمی‌تواند باشد. به گفته وارن بافت (یکی از ثروتمند‌ترین مردان دنیا): «اگر نتوانید احساسات خود را کنترل کنید، نمی‌توانید پول خود را کنترل کنید.»

هوش معنوی چیست؟

هوش معنوی همان چیزی است که فلاسفه و عرفا سعی در تقویت آن در خود دارند. هوش معنوی به بخش خرد و سجایای اخلاقی ما مربوط می‌شود. هوش معنوی به ما کمک می‌کند تا با خود و جهان هستی آشتی کنیم و هر چیزی را در همان سطح و حالتی که هست بپذیریم. این هوش ما را بیدار می‌کند و به ما کمک می‌کند که اگر شرایطی را دوست نداریم آن را تغییر دهیم. هوش معنوی ما را از چارچوب‌های غیرمنطقی و تعصب‌ها بیرون می‌کشد و بینش ما را گسترده‌تر می‌کند. این هوش به ما کمک می‌کند تا قضاوت‌هایمان را درباره خود و دیگران کنار بگذاریم و شروع به دیدن و شنیدن فعال کنیم. تقویت این هوش به ما کمک می‌کند که نیمه تاریک وجود خود اعم از خودخواهی، ترس، حرص، حسادت و... را ببینیم، درک کنیم، مهار کنیم و به خدمت خود بگیریم. تقویت هوش معنوی، کنجکاوی را در ما افزایش می‌دهد و سوال‌های درست برای ما ایجاد می‌کند. هوش معنوی به ما خردورزی، شهامت، شجاعت، آزادی فکر، تواضع و آرامش می‌بخشد. این هوش به ما کمک می‌کند تا درک کنیم که هر ذره در هستی تقدس دارد و باید به آن احترام گذاشت. این هوش در ما حق‌طلبی را تقویت می‌کند. به‌طور کلی می‌توانیم بگوییم که تقویت هوش معنوی ما را به بخش متعالی‌تر وجودمان وصل می‌کند. اما نکته‌ای که در اینجا قابل توجه است این است که قبل از تقویت هوش معنوی لازم است که هوش هیجانی فرد نیز تقویت گردد. آنچه که بسیاری از افراد را در مسیر معنوی با مشکلات زیاد یا حتی شکست مواجه می‌کند پایین بودن هوش هیجانی آنها است.