گروه مسکن- با گذشت نزدیک به چهل سال از آغاز شهرسازی نوین در ایران و تهیه سندی با عنوان «طرح جامع» اما کما بیش همه دست‌اندرکاران این طرح‌ها بر این باورند که از این رهگذر نتایج مطلوبی به دست نیامده است. در حالی که حتی وزارت مسکن و شهرسازی با عنوان متولی طرح‌های مذکور طی سال‌های اخیر گروهی را مامور بازنگری در این طرح‌ها کرده است. طرح جامع تهران از ابتدا تا امروز

نخستین طرح جامع تهران در سال ۱۳۴۷ با افق ۲۵ ساله توسط مهندسان مشاور عبدالعزیز فرمانفرمائیان و ویکتور گرئون در پنج جلد تهیه شد.اساس این طرح بر محدود کردن جمعیت تهران به میزان پنج‌میلیون و ۵۰۰هزار نفر در سال ۱۳۷۰ و پذیرش الگوی توسعه خطی (شرقی- غربی) استوار شده بود که با تمام تغییرات و مشکلات خود تا به امروز مبنای قانونی توسعه شهر تهران بوده است.

تاکید بر رعایت ضوابط حریم گسل‌های تهران برای ساخت و ساز از دیگر مسائل مطرح در طرح جامع تهران است، بر این اساس، زمین‌های ساخته نشده واقع در محدوده حریم گسل بزرگ شمالی باید به فضای سبز اختصاص یابد و ساخت و ساز در این گونه اراضی ممنوع شود، مگر احداث بنا در ارتباط با تاسیسات و تجهیزات شهری که با رعایت اصول فنی مصوب بلامانع اعلام شد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی طرح جامع تهران که فقط ۸ سال به طور مستقیم، مبنای کنترل و هدایت توسعه پایتخت بود، متوقف شد و طی ۲۷ سال گذشته، تحولات کالبدی و توسعه کلانشهر تهران صرفا بر مبنای مجموعه‌ای از ضوابط و بخشنامه‌ها صورت گرفته است.

تراکم فروشی و درآمدزایی

پس از پایان جنگ و آغاز دوران بازسازی وضعیت نابسامان پایتخت که در همان زمان از سوی یکی از مقامات خارجی «دهکده‌ای بزرگ» نامیده شده بود، مسوولان کشور را به چاره‌اندیشی واداشت. این در حالی بود که بهبود وضعیت تهران هزینه فراوانی طلب می‌کرد و دولت نیز از چند سال پیش در چارچوب سیاست خودکفایی نهادها و سازمان‌ها کمک خود را به شهرداری تهران قطع کرده بود، از این‌رو مسوولان تصمیم گرفتند اعتبارهای لازم برای اداره شهر را از محل دریافت عوارض فعالیت‌های ساختمانی تامین کنند! این در حالی بود که از ساختمان‌های ۲ و ۳ طبقه درآمد چشمگیری به دست نمی‌آمد و از اینجا بود که «تراکم فروشی» به عنوان تنها راه‌حل عملی و در دسترس برای کسب درآمد رواج پیدا کرد که در این بحبوحه نیز طرح حفظ و ساماندهی تهران که مطالعات آن از سال ۱۳۶۶ آغاز شده بود در سال ۱۳۷۰ به سرعت بایگانی شد.

در این طرح، الگوی اصلی توسعه تهران در سه مقیاس بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت تدوین شد. در الگوی بلندمدت توسعه شهر تهران در هماهنگی با نیاز توسعه منطقه شهری تهران در قالب ایجاد پنج شهر جدید پیرامون آن در نظر گرفته شده، در الگوی میان مدت توسعه تهران به صورت یک مجموعه دوقلو (تهران- کرج) مطرح شد و در الگوی کوتاه‌مدت به منظور از بین بردن مشکلات تک مرکزی بودن تهران، الگوی توسعه چند مرکزی برای آن پیشنهاد شد، طوری که شهر به ۵ حوزه شامل ۲۰ منطقه و دو منطقه جدید ۲۱ و ۲۲ که بعدا به آن اضافه شد تقسیم و جمعیت شهر در ۱۳۷۰ در حدود ۵/۶میلیون نفر تخمین زده شد. روند یاد شده در حالی ادامه یافت که با وجود دگرگونی در مدیریتی کشور و شهرداری در سال ۱۳۷۶ تراکم فروشی قطع نشد، بلکه صرفا با مصوبه‌های پی در پی شورای عالی شهرسازی اندکی محدودتر شد. (با این وجود بحث ضرورت تهیه طرح جامع و تفصیلی تهران نیز تعطیل نشد و با آشکار شدن پیامدهای غیر قابل جبران فروش شهر که به دلیل تاثیر توسعه سریع بزرگراه‌ها، احداث پارک‌ها، فرهنگسراها و تمیز و زیباتر شدن شهر تا مدتی از چشم‌ها پنهان مانده بود، به تدریج مسوولان را به فکر تهیه مدلی برای اداره شهر انداخت، به طوری که تهیه طرح تهران از اسفند ۱۳۸۰ و با عقد قراردادهای «مطالعه و بررسی مسائل توسعه شهری مناطق تهران» با ۲۲ مشاور شهرساز آغاز شد و با عقد قرارداد «طرح الگوی توسعه و تفصیلی مناطق» با همان ۲ مشاور، مطالعات حوزه‌های موضوعی «طرح جامع تهران» با شش مشاور متخصص ادامه یافت و امروز در آستانه تصویب قرار گرفته است).

مرگ طرح‌های جامع از نگاه شهرسازان اروپایی

دزماند مک‌نیل شهرساز انگلیسی با تجربه کافی در شهرسازی کشورهای جهان سوم در خصوص ناکارآمدی طرح‌های جامع می‌گوید: نیازی به تکرار این نکته نیست که بگوییم تمام گزارش‌های طرح‌های جامع اکنون صرفا در قفسه کتابخانه‌ها انباشته شده‌اند.به گفته وی وسعت عرصه شهرسازی و پیوند طرح‌های شهری با طرح‌های ملی فقدان کارشناسان مجرب شهرساز تاکید بر جنبه‌های کالبدی شهرها، آماده نبودن زمینه‌های مالی و حقوقی برای اجرای طرح‌ها، فقدان ارقام و اطلاعات لازم برای تبیین داده‌هایی که در تدوین طرح‌ها به کار می‌آیند، عدم توجه به پیامدهای جنبه اجرایی طرح‌ها و عرضه پیشنهادهای کالبدی طرح‌ها، براساس نقشه‌ها و نمودارهای دو بعدی از جمله عواملی هستند که می‌توان از آنها به عنوان علل اجرایی نشدن طرح‌های جامع نام برد.

همچنین ناصر مشهدی‌زاده مشاور در تهیه طرح‌های شهری در خصوص علت‌های ناکارآمدی طرح جامع می‌گوید: تهیه طرح جامع در زمانی که در دنیای پیشرفته به چنین طرح‌هایی توجه نمی‌شد تبعیت از مدیریت شهری کشورهای غربی و فاصله داشتن با تاریخ و فرهنگ ایرانی از جمله دلایل ناکارآمدی طرح جامع هستند.سیدمصطفی رسولی منش شهردار نیاسر در خصوص طرح‌های توسعه شهری و طرح‌ جامع می‌گوید: طرح‌های توسعه شهری بسیار ناکارآمداند و باید بازنگری اساسی در آنها صورت گیرد.

وی می‌افزاید: ما در تهیه طرح‌های جامع، انباشت عظیمی از اطلاعات داریم بدون این که بدانیم قرار است این اطلاعات در کجا به کار گرفته ‌شوند، چقدر اهمیت دارند و چگونه باید ما را به سوی حل مسائل شهری راهبری کنند.از سوی دیگر نام آن را هم گذاشته‌ایم «طرح جامع» و تصور می‌کنیم باید همه چیز را در آن ببینیم.

این در حالی است که شهرداری‌ها به عنوان مجریان طرح‌ها هیچ نقشی در تهیه آنها ندارند.

وزارت مسکن با مشاور قرارداد می‌بندد و مشاور هم طرح را تهیه می‌کند و شهرداری‌ها هم باید آن را اجرا کنند.بنابراین طرح در حد شرح خدمات باقی می‌ماند و بدون آن که به ویژگی‌های گوناگون شهر و چشم‌اندازها و منابع اجرای طرح نظر داشته باشند.

طرح‌های ضد مشارکتی

آنچه که در طرح‌های توسعه شهری در ایران به چشم می‌خورد این است که تمامی این طرح‌ها بدون توجه به خواست مردم طراحی، تصویب و اجرا می‌شوند.این در حالی است که مراد و منظور از تهیه و تدوین طرح‌های توسعه پاسخگویی به خواست‌ها و نیازهای عمومی است و اگر شهرسازی می‌خواهد نظمی قراردادی در شهر حاکم کند باید توجه لازم و کافی به مشارکت مردم و اعمال نظر آنها در شکل‌گیری این نظم قراردادی داشته باشد.از سوی دیگر تبلیغ و معرفی طرح و هدف‌های آن به مردم به شناخت بهتر آنان از برنامه‌ریزی شهری می‌انجامد و کمک می‌کند تا طراح، توجه بیشتری را به منافع عمومی و پیرو آن جلب مشارکت وسیع‌تر مردم معطوف کند.

از مجموع مطالب فوق می‌توان نتیجه گرفت تنها راه برون‌رفت از بحران اداره روزمره شهرها، بازنگری در مدیریت شهری و پیرو آن قوانین ابزار و فرآیندهای تهیه طرح‌های توسعه است.در واقع مشکل طرح‌های ما این است که نه پیوندی با نیازهای واقعی جامعه دارند و نه ارتباط درستی با قوانین سازمان‌ها، بلکه براساس یک ذهنیت انتزاعی و مجرد به وجود آمده‌اند، بنابراین حتی اگر به لحاظ ساختار درونی درست و منطقی باشند به دلیل عدم ارتباط با سایر اجزا سیستم بی‌ثمر خواهند بود.