اولین چیزی که کارفرما باید در شرایط جنگی در نظر بگیرد، رسیدگی به آسایش روانی کارکنان است. با آنها صحبت کنید و ببینید شرایطشان برای سر کار آمدن چگونه است.
بیشتر سازمانها فکر میکنند مشکل بهرهوری دارند. اما در واقع اینطور نیست؛ مشکل اصلی آنها در طراحی کار است. من دههها صرف مطالعه این موضوع کردهام که افراد چگونه به شکل عملی مسائل را حل میکنند. و در همه آنها یک الگوی تکراری همیشه دیده میشود. وقتی بهرهوری کاهش پیدا میکند، مدیران یک واکنش ثابت…
زمانی که توفانهای سهمگین اقتصادی از راه میرسند، غریزه طبیعی بسیاری از مدیران پناه گرفتن، انقباض و تلاش برای صرفا زنده ماندن است. برای مدیران کسبوکار در ایران، جایی که جهشهای ناگهانی نرخ ارز، رکود تورمی و شوکهای متوالی زنجیره تامین نه استثنا بلکه بخشی از واقعیت روزمره است، این واکنش کاملا قابل درک است. اما تاریخ کسبوکار نشان میدهد شرکتهایی که دائما در حالت تدافعی میمانند، بهتدریج فرسوده میشوند. پرسش اصلی این است: آیا میتوان سیستمی ساخت که در برابر این ضربات نه تنها نشکند، بلکه از آنها تغذیه کرده و قویتر شود؟