شماره روزنامه ۶۶۶۶
|

راهنمای استفاده از چت‌جی‌پی‌تی برای برنامه‌ریزی هفتگی؛

همه ما در طول هفته تعداد ساعت‌های یکسانی داریم. اما بعضی افراد می‌توانند کارهای بسیار بیشتری را در همین زمان ثابت انجام دهند. مثلا «استیون کینگ»، نویسنده‌ای پرکار است که به نوشتن روزانه ۲ هزار کلمه مشهور است. یا ماری کوری، که پس از مرگ همسرش، تقریبا به‌تنهایی یک آزمایشگاه را اداره کرد و دو دخترش…

هر از چند گاهی یک ویدئوی خنده‌دار از یکی از استادان فروش و بازاریابی در اینستاگرام وایرال می‌شود که نه‌تنها باعث بی‌اعتباری بیشتر فروش و بازاریابی به عنوان یکی از زیرشاخه‌های علم مدیریت می‌شود، بلکه دستمایه تحقیر و بی‌اعتبار کردن افراد بسیاری است که در این حوزه فعال هستند. در این مطلب کوتاه به…

اخبار مدیران روزنامه شماره ۶۶۵۶

    سه‌شنبه، ۲۴ شهریور ۱۴۰۵
  • پشت نقاب موفقیت، بسیاری از رهبران سازمان در حال دست‌وپنجه نرم کردن با مشکلات واقعی هستند

    روزنامه شماره ۶۶۵۶

    پدیده افسردگی پنهان مدیران ارشد

    یکی از الگوهای متداولی که در مدیران رده بالا کشف کرده‌ام، این است که بسیاری از آنها عالی به نظر می‌رسند، اما با مشکلاتی که کسی فکرش را نمی‌کند دست‌به‌گریبان هستند. ظاهر قضیه را که نگاه می‌کنید، مدیرانی موفق می‌بینید که عملکردی فوق‌العاده دارند، تحت فشار هم آرامش دارند و در تمام شرایط اعتمادبه‌نفسی وافر بروز می‌دهند. آنها ماسک هیبت مدیر بر چهره دارند. اما در باطن ماجرا، فرسوده شده‌اند و هیچ‌کس به آنها چنان نزدیک نیست که بتواند احساسشان را درک کند یا امکان همدردی به آنها بدهد.
  • «استادکار» یا انسان کنشگر؟

    از دیدگاه «ریچارد سنِت» (Richard Sennett) جامعه‌شناس، استادکار صرفا به تخصص و مهارت حرفه‌ای محدود نمی‌شود بلکه ابعاد گسترده‌تری دارد. استادی و مهارت‌ورزی، فراتر از کسب توانمندی‌های حرفه‌ای، بیانگر گرایشی پایدار و بنیادین در فرآیند یادگیری و رشد فردی است. انگیزه برای انجام کار خوب، به پاداش یا نتیجه بستگی ندارد، بلکه از ارزش ذاتی خود کار سرچشمه می‌گیرد.
  • «فرسودگی شغلی» دیگر معادل زیاد کار کردن نیست!

    تا به حال هر آنچه در مورد فرسودگی شغلی گفته شده، بیشتر در مورد حجم کار زیاد و خستگی ناشی از آن بوده: جلسه‌های بیش از حد، ایمیل‌های بی‌شمار و ساعت‌های طولانی خیره شدن به صفحه‌ لپ‌تاپ. طبیعتا راه‌حل واضح هم این است که امیدوار باشیم تعداد جلسه‌ها کمتر شود و سالی یک بار (یا اگر خوش‌شانس باشیم، دو بار) یک تعطیلات یک‌هفته‌ای نصیبمان شود.
۱