چارلین لی، شما در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اید که نگاهی متفاوت به مردم القا کرده تا بتوانند فرصت‌های آینده را بهتر شناسایی کنند. در مورد کار خود بیشتر به ما بگویید.

من به‌عنوان یک کارشناس حوزه‌های تحول دیجیتال، رهبری سازمانی و استراتژی به مدیران کمک می‌کنم تا بتوانند از امواج انقلاب دیجیتال جان سالم به‌در ببرند. فعالیت‌های من شامل نوشتن کتاب و گزارش، سخنرانی، مشاوره و خدمت به‌عنوان مشاور و مربی می‌شود.

  به‌دلیل همه‌گیری کرونا، در شرایطی بحرانی به‌سر می‌بریم. شما چه تغییرات و فرصت‌هایی برای شرکت‌ها و مدیران آنها می‌بینید؟

زندگی ما دگرگون شده است و تا مدت‌ها به شرایط «عادی» بازنخواهد گشت. در دوران پرتلاطم، نیازها از بین نمی‌روند؛ بلکه تغییر می‌کنند. اگر شما از این تغییرات غافل شوید، رقبا و سایر تازه‌واردان بازار در رقابت از شما پیشی‌خواهند گرفت. دگرگونی‌ها همواره فرصت‌هایی با خود دارند. اما این فرصت‌ها برای کسانی است که سر خود را بالا گرفته و با شجاعت به دنبال آن بگردند، نه کسانی که سنگر گرفته و منتظر تمام‌شدن بحران شوند.

  شرکت‌ها چگونه می‌توانند در محیطی پرابهام برنامه‌ریزی کنند؟

اولین گام درک این موضوع است که ابهام، خودش یک قطعیت است. برای موفقیت در شرایط پرابهام باید از قدرتمندترین ابزار برای درک شرایط استفاده کرد؛ آینده‌نگری و برنامه‌ریزی براساس سناریوهای احتمالی. در این فرایند، چند سناریوی احتمالی برای آینده مشخص شده و برای هر‌کدام از آنها استراتژی‌های قابل‌اتکا تدوین می‌شود. اقدامات لازم را شناسایی کنید و بدون افسوس و پشیمانی آنها را به‌اجرا درآورید، سپس مولفه‌هایی کلیدی تعریف کنید که با ظهور آنها متوجه‌شوید کدام سناریو درحال اتفاق افتادن است.

 ویروس‌کرونا باعث تغییر عادت‌های مشتریان شده است. شما چه مدل‌هایی از تجربیات مشتریان را برای دوران پس از ۲۰۲۰ شناسایی می‌کنید؟ چه عواملی بیشترین تغییر و تحولات را در محیط کسب‌وکار باعث خواهند شد؟

واضح است که مشتریان نسبت به نظافت و بهداشت نگرانی‌های بیشتری خواهند داشت. به این دلیل، نیاز است که علاوه بر اقداماتی که شرکت‌ها در زمینه سلامت و بهداشت انجام می‌دهند، ارتباطات خود را هم با مشتریان افزایش داده و در مورد اقدامات خود اطلاع‌رسانی کنند. شاید شرکت‌ها در خطوط تولید خود، یک نفر را با لباس یا کلاهی متمایز به‌عنوان مدیر ایمنی و بهداشت در نظر بگیرند. او بر شیوه انجام کارها و انطباق آنها با استانداردهای تعیین‌شده نظارت خواهد کرد اما لازم است که شفافیت هم در دستور کار قرار گرفته و مشتریان به‌طور واضح از شیوه تامین کالاها و خدمات مورد‌نیاز خود اطلاع یابند. اعتماد هیچ‌گاه به‌سادگی به‌دست نمی‌آید و شرکت‌ها و کسب‌وکارهای مختلف باید تلاش خود را برای افزایش اعتبار و کسب اعتماد مشتریان دوچندان کنند.

 شرکت‌ها تغییر می‌کنند و ویژگی‌های مدیران آنها هم تغییر می‌کند. پس از چه مدتی نیاز است که ما در مدل‌های مدیریتی و رهبری سازمانی خود بازنگری کنیم؟

اپیکتتوس، فیلسوف یونانی قرن یکم گفته است: «شما دو گوش و یک زبان دارید. از آنها با همان نسبت استفاده کنید.» ما باید شیوه مدیریت و رهبری خود را براساس نیاز پیروانمان تغییر دهیم. با ظهور کووید-۱۹ و مشکلات آن، لازم شد که به یکباره شیوه مدیریتی خود را تغییر دهیم. این ویروس یک درس بسیار مهم برای ما داشت؛ ما مدیران و شرکت‌هایی بسیار قوی‌تر و تاب‌آورتر از آن هستیم که تصورش را می‌کردیم! آن دسته از رهبران سازمانی که بیشترین تغییرات را در جهان ایجاد می‌کنند، شیوه رهبری خود را از پیروانشان می‌آموزند. به عبارت دیگر، آنها هنر پیروی را به‌عنوان مدلی از رهبری سازمان اجرا می‌کنند. آنها به این منظور، شیوه مدیریتی و هدایت خود را تغییر می‌دهند و در نهایت ارتباطی مستحکم با پیروان (کارکنان) خود ایجاد می‌کنند.

 شما بارها از این موضوع سخن گفته‌اید که ایجاد تغییرات بزرگ در بازار و به چالش کشیدن رقبا با محصولات یا مدل‌های رقابتی کاملا جدید به‌عنوان تخریب خلاق شناخته می‌شود (به این دلیل که مدل‌های سنتی فعالیت را تخریب کرده و نظم جدیدی ایجاد می‌کند). مدیران چگونه می‌توانند به تخریب خلاق دست‌زده و چگونه می‌توانند ذهنیت لازم برای آن را داشته باشند؟

دو ویژگی برای یک مدیر خلاق نیاز است؛ نخست، برخورداری از یک ذهن باز در مقابل تغییرات است. دوم، شیوه رفتار مدیر است که به‌عنوان یک رهبر سازمانی به توانمندسازی و الهام‌بخشی به دیگران اقدام می‌کند. ویژگی نخست مسیر حرکت را مشخص می‌کند و ویژگی دوم افراد را متحد کرده و با تمرکز بر اهداف عالی، امکان عبور از شرایط دشوار را فراهم می‌سازد. بهترین راه برای ایجاد ذهنیت تخریب خلاق، تمرکز بر نیازهای مشتریان آتی است. اگر به‌خوبی آنها را درک کنید، نمی‌توانید از دنبال کردن آنها دست بردارید.

 بازار برای غلبه بر بحران موجود و تقویت اقتصاد به چه مهارت‌هایی نیاز دارد؟

مهم‌ترین مهارت، توانایی نگاه بلندمدت و سرمایه‌گذاری روی آینده مبهم است. مدیران و شرکت‌های امروز باید بتوانند ورای چالش‌های موجود را ببینند. البته چنین کاری به‌سادگی امکان‌پذیر نیست. حتی در شرایط عادی هم تمرکز بر آینده به اندازه کافی دشوار است اما وقتی که نمی‌توان حتی هفته بعد را به‌خوبی پیش‌بینی کرد، تمرکز بر آینده تقریبا غیرممکن به‌نظر می‌رسد اما این دقیقا همان کاری است که موفق‌ترین مدیران و شرکت‌ها انجام می‌دهند. آنها از منابع مالی و کارکنان جسوری برای انجام کارهایی بهره‌مند هستند که دیگران آنها را انجام نمی‌دهند اما همین پیشگام بودن آنها در شکل‌دادن به آینده است که باعث موفقیتشان شده و منافع بسیاری برایشان به‌ارمغان می‌آورد.

 شما از این موضوع صحبت کرده‌اید که فناوری بر مدیریت اثر می‌گذارد. این اتفاق به چه شکل می‌افتد و چرا اهمیت دارد؟

مدیریت و هدایت افراد، ارتباط بین افرادی است که رویای هدایت دارند و افرادی که برای پیروی برانگیخته شده‌اند. روابط بین این دو دسته براساس تعاملات و گفت‌وگوها شکل می‌گیرد و امروزه بسیاری از این گفت‌وگوها در فضای دیجیتال و کانال‌های اجتماعی انجام می‌شود. مدیران در زندگی شخصی خود به‌راحتی از فناوری‌های دیجیتال استفاده می‌کنند اما لزوما مطرح‌شدن به‌عنوان یک مدیر دیجیتال برایشان راحت نیست. با این حال‌ چنین موضوعی به‌ویژه در حال‌حاضر که حتی باید با همکاران خود از طریق کانال‌های دیجیتال ارتباط برقرار کنیم، مهم‌تر شده است. مدیران و رهبران سازمانی باید بتوانند با اعتماد‌به‌نفس کافی، شیوه‌های مدیریتی خود را به کانال‌های دیجیتالی و اجتماعی بسط دهند.

 همگام شدن با تغییرات فناوری و ایجاد یک دگردیسی دیجیتال در شرکت‌ها یکی از مباحث داغ روز است. به‌نظر شما فرآیند دگردیسی دیجیتال چگونه می‌تواند اتفاق بیفتد و چه زمانی موضوع اصلی آن افراد می‌شود و نه فناوری؟

ما بیش از اندازه روی «دیجیتال» تمرکز می‌کنیم و کمتر به بحث «دگردیسی» می‌پردازیم؛ به همین دلیل است که بسیاری از تلاش‌ها برای دگردیسی دیجیتال به شکست منجر می‌شوند. پژوهش‌های ما بارها و بارها اهمیت رهبری سازمانی و فرهنگ سازمانی را در دگردیسی دیجیتال نشان داده‌اند. مهم نیست که چه اندازه فناوری‌های مدنظر شما پیشرفته باشند، اگر کارکنان از آنها استقبال نکنند و شیوه فعالیت‌هایشان را با آنها تغییر ندهند، تلاش‌های شما به نتیجه نخواهد رسید. به همین دلیل باید گفت که موضوع مهم‌تر از فناوری، جایگاه رهبری سازمانی و فرهنگ سازمانی موجود است. به‌عنوان مثال‌ اگر فرهنگ سازمانی و کارکنان شما یک فناوری متعلق به ۱۰ سال پیش را به‌خوبی پذیرفته و آنها را برای تغییر شیوه فعالیت‌ها استفاده کنند، نتیجه آن بسیار بهتر از یک فناوری کاملا جدید خواهد بود که حداکثر ۱۰‌درصد از کارکنان رغبت به استفاده از آن را داشته باشند.

 شما یکی از سخنرانان کنفرانس ووبی (WOBI) هستید که در اواخر جولای با موضوع دگردیسی کسب‌وکار برگزار می‌شود. چنین رویدادهایی چه نقشی در پیشرفت مدیریت خواهد داشت؟

افراد با حضور در چنین رویدادهایی می‌توانند نسبت به آخرین دیدگاه‌ها درباره مدیریت و تحولات کسب‌وکار آگاه شوند. همان‌طور که گفته شد، هر روز شاهد تغییر مدل‌های رقابتی به‌شکل تخریب خلاق هستیم و مدیران و کسب‌وکارهای موفق می‌توانند علاوه بر مصون ماندن از این تغییرات، از آنها نفع هم ببرند. جهان نیاز به این دارد که در ایجاد تغییرات تصاعدی شرکت‌ها و جوامع خود اعتماد‌به‌نفس داشته باشیم. چالش‌های بسیاری پیش‌روی ما قرار دارد و اگر به‌شکل مدیرانی خلاق ظهور کنیم، تغییرات بسیاری را شاهد خواهیم بود.

 

این مطلب برایم مفید است
14 نفر این پست را پسندیده اند