احمد عزیزم

 

بالاخره من به‌عهد خود وفا کردم و اکنون می‌خواهم شمه‌ای از چگونگی و حالات مردم انگلستان را برای تو و عده زیادی از دوستان ایرانی‌ام بنگارم. چیزی که در اولین وهله باید به‌خاطر آوری آن است که ما در جزیره‌ کوچکی زندگی می‌کنیم نه در کشور بزرگ. آب و هوای این سرزمین زیاد سرد یا گرم نیست بلکه معتدل و مه‌آلود و گاهی ناراحت و تا اندازه‌ای فشارآور است ولی هرگز این نامساعد بودن هوا مدت زیادی طول نمی‌کشد. دهات و مزارع انگلستان یکی از زیباترین مناظر دنیاست اما این زیبایی آمیخته به ‌جلال و شکوه ترس‌آور نیست. احساسات غمناک انسان را بیدار نمی‌کند و بالاخره این مناظر قشنگ فاقد الوان زننده و خیره‌کننده است. رنگش مخلوطی از خضرای تیره و آبی و خاکستری است. زندگی در این نقاط آسان و دلپسند و به راحتی است؛ گویی هر چیزی بر میزان و مقیاس کوچکی ساخته و پرداخته و به‌طور غیر معینی محدود شده است. همه چیز رنگ و نوایی معتدل دارد و به نحو دقیق و ظریفی مطرز(هماهنگ) شده و از نغمه غم برکنار مانده است...

اکنون من باید تو را از یک اشتباه متداول و معمولی آگاه کنم و آن اشتباه عبارت است از تصور اینکه نمونه مردان انگلیسی طبقه کوچک حاکمه آنهاست. البته این طبقه خود نمونه‌ای از طبقه خاصی است و با طبقه حاکمه سایر ممالک اختلاف کلی دارد اما فرض اینکه آنها نمونه و نماینده مردم این سرزمین باشند بیجا و اشتباه است. انگلستان اصول طبقاتی عجیب و مخصوصی دارد که اکنون به‌واسطه جنگ از هم گسیخته است ولی این کشور دیرزمانی است که حکومت اشرافی و دهقانی را رها کرده است... اغراق و مبالغه در اهمیت عادات و سنن انگلستان کار آسانی است چنانچه سیاحانی که از ممالک تازه می‌آیند همیشه ناظر انگلستان باستانی و دانشگاه‌های قدیمی و گنجینه‌های ادبی می‌شوند و به مراکز صنعتی بزرگ توجهی ندارند و بالنتیجه چنین سیاحانی ناگزیر در مورد خصوصیات و مشخصات کشور ما اشتباه می‌کنند... احمد عزیزم علاوه بر این باید به‌خاطر داشت که تاریخ جنگ‌های انگلستان مربوط به دریاست نه خشکی و دریا خود مشکل دیگر و عامل تغییرپذیر و غیرقابل پیش‌بینی است. کسی که از دریا استفاده می‌برد باید متکی بر دانش ذاتی و قدرت پیش‌بینی و سرعت انتقال باشد و بتواند ابتکار عملیات داشته بدون اندیشه‌های قبلی کار کند و از این نظر باید که چنین شخصی زیاد خشک و پایبند انتظامات سخت نباشد.

در تمام این موارد انگلیسی نقطه مقابل آلمانی که مخلوق با دیسیپلین و منظمی است به‌شمار می‌رود... انگلیسی‌ها به ورزش و بازی بیش از صنایع علاقه‌ دارند و این از دیرزمان یکی از نقایص و خطاهای آنها به‌شمار می‌رفته است ولی با وجود آن مردم انگلستان آن‌قدر که دیگران ادعا می‌کنند نسبت به صنایع خونسرد نیستند... جنگ کنونی تغییرات زیادی به‌بار آورده و مردم بسیاری را از جریان عادی کارهای زندگی خود دور ساخته است. طبقات مختلف را در هم ریخته و در حقیقت مرز میان طبقات را به کلی از هم پاشیده است اگر چه هنوز هم حد فاصل و تفاوتی میان طبقات موجود است و شاید برای اولین دفعه در تاریخ کارگران کشور ما به ذوق و شوق زیادی درباره مردم کشورهای دیگر متفحص و مشتاق شده‌اند. یکی از این کشورها مملکت ایران یعنی میهن آن دوست عزیزم است. بلی، مردم انگلستان خواستار دانستن هرچیز درباره مردم ایران هستند و تا آن اندازه که از توده عظیم مردم این کشور مشهود است می‌توانم اطمینان بدهم که اساس دوستی ما تقریبا نهاده شده است. احمد عزیزم اکنون اجازه بده نامه را به انتها رسانم امیدوارم پیروزی نهایی هرچه زودتر فرا رسد و در آن هنگام صفات مردمان دلیر کشورهای ما را که هر دو برای پیشرفت حاضر بوده‌اند و برای کسب آزادی و شادکامی ساکنان کره ارض در هر نقطه‌ای در تلاش بوده‌اند، مشهود سازد.

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند