تامین مالی اکوسیستمی فولاد عکس: مجتبی سرانجام‌پور - دنیای‌اقتصاد

فرهاد نیلی اقتصاددان در همایش «صنعت فولاد و سنگ‌آهن در دوران تحول» با طرح این پرسش که حلقه بعدی شکست در زنجیره فولاد کجا خواهد بود، بر ضرورت تغییر پارادایم در نگاه مدیران و سیاستگذاران به تامین مالی این صنعت تاکید کرد. به گفته او، صنعت فولاد در ایران تاکنون عمدتا با نگاهی فیزیکی، مهندسی و تولیدمحور تحلیل شده است، با این حال، زنجیره فولاد تنها از جریان فیزیکی کالا تشکیل نشده و در کنار جریان مواد و محصولات، جریان‌های نقد، اعتبار و داده نیز در آن حرکت می‌کنند. از نگاه این اقتصاددان، هر یک از این جریان‌ها می‌توانند به نقطه آسیب‌پذیر زنجیره تبدیل شوند و همان‌طور که اختلال در تامین انرژی می‌تواند تولید را متوقف کند، اختلال در تامین مالی نیز ممکن است در آینده به حلقه‌ای تبدیل شود که کل زنجیره را با مشکل مواجه می‌کند. بنابراین، صنعت فولاد باید پیش از آنکه با یک بحران مالی گسترده روبه‌رو شود، تامین مالی را به‌عنوان یکی از ریسک‌های اصلی و راهبردی خود شناسایی کند.

انرژی ارزان و صنایع ایران

نیلی با اشاره به پژوهش «چالش‌های صنعتی شدن ایران» که به مدیریت مسعود نیلی استاد دانشگاه صنعتی شریف انجام شده، توضیح داد که صنعت ایران از منظرهایی مانند وابستگی به انرژی، پیامدهای زیست‌محیطی، فناوری و حکمرانی با چالش‌های مهمی مواجه است. بخش قابل‌توجهی از رشد صنعتی کشور در سال‌های گذشته بر پایه صنایعی شکل گرفته که از انرژی ارزان استفاده کرده‌اند و در برابر تغییر قیمت انرژی، محدودیت‌های ارزی و تشدید الزامات زیست‌محیطی آسیب‌پذیرند. با این حال، او معتقد است در کنار این تهدیدهای شناخته‌شده، باید «لنز تامین مالی» نیز به تحلیل آینده صنعت افزوده شود.

به اعتقاد این اقتصاددان،  وقتی اطلاعات کافی در اختیار تامین‌کنندگان مالی قرار نداشته باشد، تخصیص اعتبار بیشتر بر پایه دسترسی به بانک صورت می‌گیرد تا کیفیت واقعی فعالیت اقتصادی. در چنین شرایطی، بنگاه‌هایی که روابط و دسترسی بانکی بهتری دارند، می‌توانند منابع بیشتری دریافت کنند، در حالی‌ که بنگاه‌های کارآمدتر اما کم‌برخوردارتر ممکن است با محدودیت منابع مواجه شوند. بنابراین، صنعت فولاد باید علاوه بر سناریوهای مربوط به شوک انرژی و اختلال در تامین مواد اولیه، کاهش دسترسی به منابع مالی و افزایش هزینه تامین مالی را نیز در استرس‌تست‌های خود وارد کند.

نیلی با اشاره به تورم بالا و محدودیت‌های ترازنامه‌ای نظام بانکی گفت: نگاه صرف به نرخ اسمی سود، تصویر کاملی از شرایط تامین مالی ارائه نمی‌دهد. در اقتصاد تورمی، هم هزینه واقعی منابع و هم دسترسی به اعتبار تحت‌تاثیر شرایطی قرار می‌گیرد که با یک عدد ساده قابل توضیح نیست. از سوی دیگر، فشار بر ترازنامه بانک‌ها باعث می‌شود ظرفیت آنها برای گسترش مستمر تسهیلات محدود شود. به همین دلیل، راه‌حل مشکلات مالی صنعت صرفا مذاکره برای دریافت وام بیشتر نیست، بلکه باید کل الگوی تامین مالی تغییر کند.

نماینده سابق ایران در صندوق بین‌المللی پول پیشنهاد کرد نگاه خطی به زنجیره فولاد جای خود را به نگاه اکوسیستمی بدهد. در این نگاه تامین‌کنندگان مواد اولیه و تجهیزات، تولیدکنندگان، مشتریان، بانک‌ها، بازار سرمایه، بیمه، نهادهای حاکمیتی و بازیگران فناورانه، اجزای مرتبط یک اکوسیستم واحد تلقی شوند. در چنین الگویی، مساله فقط تامین پول برای یک بنگاه نیست، بلکه باید دید منابع مالی چگونه در کل شبکه جریان می‌یابند و چگونه می‌توان نیاز مجموع اکوسیستم به نقدینگی بیرونی را کاهش داد.

از نظر این اقتصاددان، تحقق این تغییر بدون ایجاد یک زیرساخت داده‌ای ممکن نیست. زنجیره فولاد باید بتواند با زبان داده با اجزای مختلف خود ارتباط برقرار کند. هنگامی که کالا از یک حلقه به حلقه دیگر منتقل می‌شود، اطلاعات مربوط به آن کالا، تعهدات طرفین، زمان تحویل، پرداختنی‌ها، دریافتنی‌ها و وضعیت اعتباری بازیگران نیز باید به‌صورت قابل‌دسترسی و برخط در اختیار اجزای مجاز زنجیره قرار گیرد. پلتفرم‌های دیجیتال و اتصال سامانه‌های مختلف می‌توانند این امکان را فراهم کنند که تصمیم‌گیری‌ها بر پایه اطلاعات به‌روز انجام شود. اهمیت این موضوع از آنجا بیشتر می‌شود که در شرایط فعلی، منابع مالی به یکی از کمیاب‌ترین منابع زنجیره تبدیل شده‌اند. بنابراین، داده تنها یک ابزار فناورانه نیست، بلکه زیرساختی برای مدیریت بهتر منابع مالی و کاهش هزینه‌های ناشی از کمبود اطلاعات است.

تمایز میان پول و اعتبار

یکی از مهم‌ترین نکات مطرح‌شده در سخنان نیلی، تمایز میان پول و اعتبار بود. او تاکید کرد که جریان نقد و جریان اعتبار نباید یکسان تلقی شوند و همه نیازهای عملیاتی زنجیره لزوما نباید از طریق انتقال پول بانکی پاسخ داده شوند. در یک زنجیره کارآمد، اعتبار می‌تواند میان بازیگران گردش کند و مطالبات و تعهدات تا حد ممکن پیش از تسویه نهایی با یکدیگر تطبیق داده شوند. به بیان دیگر، پول بانکی باید بیشتر نقش تسویه نهایی را ایفا کند، نه اینکه برای انجام هر معامله و هر مرحله از فعالیت، بار دیگر از شبکه بانکی خارج و وارد شود. اگر شرکت‌ها بتوانند تعهدات و مطالبات خود را در چارچوب یک سازوکار مشترک مدیریت کنند، نیاز آنها به مراجعه جداگانه به بانک کاهش می‌یابد. از نگاه نیلی، افزایش بهره‌وری اعتبار موجود و افزایش سرعت گردش آن می‌تواند بخشی از نیاز صنعت به نقدینگی جدید را بدون افزایش حجم پول و فشار بیشتر بر نظام بانکی تامین کند.

او افزود: این مساله در اقتصاد ایران اهمیت مضاعفی دارد، زیرا مدل سنتی تامین مالی به‌شدت بانک‌محور است و افزایش فعالیت اقتصادی معمولا با افزایش تقاضا برای تسهیلات بانکی همراه می‌شود. چنین وضعیتی میان نیاز صنعت به تامین مالی و ضرورت کنترل تورم یک تنش ایجاد می‌کند. نیلی معتقد است راه‌حل، تزریق دائمی پول بانکی بیشتر به بنگاه‌ها نیست، زیرا ظرفیت ترازنامه‌ای بانک‌ها محدود است و گسترش بی‌رویه اعتبارات می‌تواند به افزایش نقدینگی و فشارهای تورمی منجر شود. در مقابل، باید بهره‌وری منابع موجود افزایش یابد و جریان ناخالص اعتبار در داخل زنجیره امکان گردش بیشتری پیدا کند، به‌گونه‌ای که تنها خالص نهایی تعهدات به تسویه با پول بانکی نیاز داشته باشد. در این چارچوب، هدف اصلی باید کاهش اتلاف منابع، کوتاه کردن زمان قفل شدن نقدینگی و افزایش سرعت گردش سرمایه باشد.

افزایش بهره‌وری منابع

این استاد دانشگاه اشاره کرد که: صنعت فولاد به دلیل نیاز بالای خود به سرمایه‌گذاری ثابت و سرمایه در گردش، با چرخه‌های طولانی خرید مواد اولیه، تولید، نگهداری موجودی، حمل‌ونقل و دریافت درآمد فروش مواجه است. نوسانات قیمت، نرخ ارز و نااطمینانی‌های ناشی از جنگ، تحریم و تحولات ژئوپلیتیک نیز این چالش را تشدید می‌کنند. فرهاد نیلی با تمایز میان «ریسک» و «نااطمینانی» تاکید کرد که بنگاه‌ها باید نااطمینانی را بخشی دائمی از محیط تصمیم‌گیری بدانند. در چنین شرایطی، پارادایم صنعت ممکن است از «رشد» به «بقا و حفظ ظرفیت» تغییر کند و مدیریت سرمایه در گردش به مساله‌ای راهبردی برای مدیرعامل و هیات‌مدیره تبدیل شود.

رئیس پیشین پژوهشکده پولی و بانکی بر ضرورت شناسایی «سیاه‌چاله‌های نقدینگی» و توجه به مفهوم «ریال ضربدر زمان» تاکید کرد؛ زیرا کاهش زمان خواب منابع، بدون خلق پول جدید، ظرفیت مالی بنگاه را افزایش می‌دهد. از نظر او  تامین مالی زنجیره‌ای در ایران هنوز واقعی و یکپارچه نیست و شرکت‌ها عمدتا به‌صورت مستقل از بانک تامین مالی می‌کنند. راه‌حل، ایجاد پلتفرمی مشترک برای اتصال صنعت، زنجیره تامین، بانک و بازار سرمایه و مدیریت هوشمند جریان‌های مالی، اعتبارات، پرداختنی‌ها و دریافتنی‌هاست.

این صاحب‌نظر افزود: در این معماری، هوش مصنوعی باید با تحلیل داده‌های گسترده، ریسک نکول، رفتار بازیگران و محل قفل شدن منابع را شناسایی کند. ابزارهایی مانند فاکتورینگ، تامین مالی معکوس، گردش اعتبار، خزانه‌داری هوشمند و دفترکل داخلی نیز می‌توانند دسترسی اعضای زنجیره به منابع را بهبود بخشند. همچنین، مدیریت مازاد و کسری نقدینگی شرکت‌های یک اکوسیستم می‌تواند هزینه تامین مالی را کاهش دهد. نیلی در نهایت تاکید کرد آینده تامین مالی فولاد در افزایش وام نیست، بلکه در افزایش بهره‌وری منابع موجود، تسریع گردش سرمایه و جایگزینی تصمیم‌گیری جزیره‌ای با مدیریت اکوسیستمی نهفته است. گذار به نظامی دیجیتال، داده‌محور و هوشمند، ضرورتی برای حفظ تولید و افزایش تاب‌آوری صنعت فولاد است.