سرمقاله «دنیای اقتصاد» را بشنوید؛
موتورهای عدمقطعیت
موقعیت جغرافیایی ایران به این کشور «اختیار ژئوپلیتیک» میدهد که در شرایط بحرانی، با تأثیر بر کشتیرانی، قیمت انرژی و تورم را تغییر دهد؛ این موضوع مستقیماً بر سیاستهای فدرالرزرو و توجیه اقتصادی سرمایهگذاریهای عظیم آمریکا در فناوری و هوش مصنوعی اثر میگذارد.
اقتصاد آمریکا در مجموع ضعیف نیست، اما پایه رشد آن باریکتر شده و به دلیل تکیه بر زیرساختهای تکنولوژیک، در برابر شوکهای انرژی و نرخ بهره بهشدت آسیبپذیر است.
استراتژی آمریکا نه تصاحب مستقیم نفت، بلکه بازآرایی جریانهای انرژی، سرمایه و فناوری است. واشنگتن با هدف محدود کردن درآمدهای ایران و حفظ کشورهای منطقه در بلوک خود، بهدنبال معاملهای سهجانبه است که در آن امنیت نظامی و تراشههای پیشرفته آمریکا با منابع مالی و انرژی کشورهای خلیجفارس معاوضه شود.
با این حال، اقدام نظامی برای حذف ریسک هرمز، خود موجب تشدید کوتاهمدت آن شده است. ذخایر راهبردی نفت آمریکا به پایینترین سطح از سال ۱۹۸۳ رسیده و توان واشنگتن برای مقابله با شوک نفتی طولانیمدت محدود است.
سه سناریو برای آینده پیش بینی می شود: ۱) «آتشبس معاملاتی»؛ که مطلوبترین گزینه بوده و با کاهش تنش، فضای لازم برای کاهش نرخ بهره را فراهم میکند.
۲) «محاصره و حملات محدود»؛ که قیمت انرژی را بالا نگه داشته و هزینه سیاسی برای دولت آمریکا ایجاد میکند. ۳) «جنگ گسترده»؛ که با تخریب زیرساختهای انرژی، موجب رکود جهانی و تورم شدید میشود.
در نهایت، واشنگتن در پی آن است که با سلب اختیار ایران بر تنگه هرمز، ثبات اقتصادی و مسیر توسعه فناوری خود را تضمین کند؛ هرچند تداوم این جنگ میتواند اقتصاد و بخش فناوری آمریکا را بیش از پیش به امنیت همان تنگه وابسته سازد.