در این مقاله آمده است: 

1. برداشت متعارف می‌گوید تندروها یا اصولگرایان، محتمل‌ترین برنده انتخابات بهار آینده هستند. با این حال، این برداشت متعارف، در هر سه انتخابات پیشینی که یک رییس جمهوری مستقر در آن شرکت نداشته، نادرست از آب درآمده است. 

2. در همه این سال‌ها، ریاست جمهوری در ایران به عنوان سمتی ترسیم شده که بسیار با عامه مردم پیوند دارد اما جایگاه آن در قانون اساسی ضعیف است و رئیس جمهوری مستقر همیشه در محاصره زنجیره‌ای از وتوکنندگان مذهبی قرار دارد و باید در هر دوره بر سر نفوذ خود بجنگد. 

3. مطالعاتی که بر روی انتخابات ایران انجام شده، اغلب بر رقابت بازیگران و شخصیت‌ها تمرکز دارد بی‌آن‌که کارکردهایی را منظور کند که انتخابات‌ها به خودی خود ارائه می‌دهند. انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران، با فرض این که به دور دوم بکشد، می‌تواند نکاتی را درباره نقش انتخابات در درون ساختار سیاست ایران و نیز درباره سطح حمایت از رژیم، آشکار کند. 

4. در انتخابات ایران نتیجه مورد انتظار در چندماه مانده به انجام انتخابات، می‌تواند در روز رای‌گیری به شدت دگرگون شود. به ویژه، کارنامه ضعیف برخی نامزدهای تندرو، حکایت از آن دارد که آن‌ها این بار هم چه بسا نتوانند کاری از پیش ببرند. 

5. جدای از آن، انتخابات پیش روی، برای ناظران خارجی فرصتی را برای ارزیابی جمهوری اسلامی و نیز آینده کشور با توجه به سطح مشارکت رای‌دهندگان فراهم می‌آورد. 

6. از اواخر زمستان تا زمان رای‌گیری، دولت‌های بایدن و روحانی، فرصت محدودی دارند که با استفاده از آن برای بازگشت به برجام گفت‌وگو کنند. با این‌حال، ضعف پشتوانه مردمی روحانی و نیز پیشینه آسیب‌دیده برجام، یعنی ناکامی‌اش در فراهم کردن گشایش اقتصادی، انجام یک معامله را پیش از انتخابات ریاست جمهوری، دشوار می‌سازد. 

7. رخدادهایی همچون ترور هدفمند رأس برنامه هسته‌ای ایران [شهید فخری‌زاده]، کار را برای امتیاز گرفتن از این کشور دشوار کرده است. 

8. دست آخر این‌که، خلف روحانی، هر کس که باشد و از هر اردوگاهی بیاید، انگیزه اندکی برای محترم شمردن تعهداتی خواهد داشت که روحانی می‌دهد.

این مطلب برایم مفید است
32 نفر این پست را پسندیده اند