حدود ۳۰ درصد ایرانیان تمایل دارند در کشوری دیگر زندگی کنند؛ این حرفی است که محمدرضا جوادی یگانه جامعه‌شناس و معاون شهردار تهران بیان می‌کند. او خرداد سال گذشته در توئیتر نوشت: بر اساس پیمایش وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی جامعه ایران (۴۲۶ شهر مرکز شهرستان، ۸۲۰۰۰ نمونه، ۱۳۹۵)، ۲۹.۸ درصد از مردم، تمایل به زندگی در «کشوری به جز ایران» دارند.

اظهار نظر بالا می‌تواند تا حد زیادی ابعاد مهاجرت در ایران را نشان دهد؛ پدیده‌ای که درباره آن اختلاف نظرات زیادی وجود دارد؛ برخی می‌گویند ایران بسیار مهاجرفرست است و حتی رتبه اول فرار مغزها را دارد و برخی دیگر مدعی هستند در زمینه مهاجرت نه تنها در رتبه‌های نخست نیستیم که از میانگین جهانی هم پایین‌تریم.

مهاجران ایرانی چه شکلی هستند؟

وقتی تعبیر مهاجرت به کار می‌رود به ویژه اگر مهاجرت با پناهجویی پیوند خرده باشد، آوارگانی را به یاد می‌آوریم که به دلایل مختلف و بیش از همه به دلیل جنگ و ناامنی و قحطی راه بیابان یا دریا را در پیش گرفته و قصد دارند از مرزها عبور کنند. این افراد معمولا فقرایی هستند که  جز لباس‌های تن‌شان چیزی ندارند. آنها همه چیزشان را از دست داده و جان خود را برداشته و در رفته‌اند. هر چند ایرانیان در سال‌های اخیر جزء ملیت‌هایی بوده‌اند که جمعیت بالایی در کمپ‌های پناهندگان داشته‌اند، اما خارجی‌ها پناهندگان ایرانی را به عنوان «مهاجران شیک» می‌شناسند. یک سال پیش که ماجرای مهاجرت ایرانیان از طریق کریدور صربستان داغ شد، گوردن پونویک، رئیس موسسه اینفو پارک، گروه مردم‌نهادی که به پناهجویان کمک می‌کند، گفت: «به راحتی می‌شود ایرانی‌ها را تشخیص داد. به گروهی از پناهجوها نگاه می‌کنید و به راحتی متوجه می‌شوید که ایرانی هستند. در مرز مقدونیه بودم و پناهجویان زیادی به صربستان سرازیر بودند. سوریه‌ای‌ها و افغان‌ها را می‌دیدید و از ظاهرشان معلوم بود که فقیرند، اما ناگهان یک گروه از جوان‌ها را می‌دیدید که کوله‌پشتی حمل می‌کنند، انگار که رفته باشند به اردوی مدرسه... نگاه‌شان می‌کنید و به‌ آنها لبخند می‌زنید و آنها هم لبخند شما را با لبخند دیگری پاسخ می‌دهند. معلوم است که ایرانی‌اند.»

مقامات اروپایی و همچنین مسئولان حوزه مهاجرت سازمان‌های جهانی به این اذعان دارند که مهاجران ایرانی نسبت به دیگران با برنامه‌تر و پولدارتر هستند، از جزئیات مهاجرت و قوانین مربوط به پناهندگی آگاهند و با روش‌هایی مدرن سعی می‌کنند به مقصدی که می‌خواهند برسند. در این بین یکی از شیک‌ترین نوع مهاجرت‌ها، مهاجرت از طریق خرید ملک در کشور مقصد است که در این مورد هم ایرانی‌ها دست بالا را دارند؛ حداقل در ترکیه.

ایرانیان در ترکیه

ترکیه فعلا مهاجرپذیرترین کشور دنیاست. ایرانیان برای سرمایه‌گذاری و کار به ترکیه می‌روند و در بسیاری موارد هم از ترکیه به عنوان کریدور مهاجرتی استفاده می‌کنند. گرفتن تابعیت ترکیه نیز در سال‌های اخیر به امری وسوسه برانگیز تبدیل شده و تسهیلاتی که این کشور در این زمینه ایجاد کرده مزید بر علت شده تا ایرانیان به دومین مردمان خارجی تبدیل شوند که در ترکیه ملک می‌خرند. ترکیه کف دادن اقامت از طریق خرید ملک را کاهش داده و به ۲۵۰ هزار دلار رسانده است. اینطور گروه‌های جدیدتری از میان طبقه متوسط ایرانی خواستار خرید ملک در شهرهای مختلف ترکیه و اخذ اقامت شده‌اند. بر اساس گزارش مرکز آمار ترکیه، در ماه نوامبر سال گذشته ایرانی‌ها با خرید ۵۰۰ واحد دومین خریداران خارجی ملک در ترکیه بودند.

سعید که از حدود یک سال و نیم پیش از طریق خرید ملک تابعیت ترکیه را دریافت کرده، به خبرآنلاین می‌گوید: «دلایل مختلفی برای این هست که یک ایرانی بخواهد تابعیت دوگانه داشته باشد. یکی از مهم‌ترین دلایل اعتبار پاسپورت کشور دوم است. الان کشورهای مختلفی در سراسر جهان اقامت پولی می‌دهند که این اقامت‌ها انواع مختلفی دارد. از طریق اجاره خانه، سرمایه‌گذاری، تمکن مالی و خرید ملک می‌توانی به صورت موقت اقامت کشوری را دریافت و طی چند سال آن را به اقامت دائم تبدیل کنی. شاید برای کسانی که اعتبار پاسپورت را مد نظر دارند، دریافت اقامت کشوری اروپایی مانند بلژیک که در آن هم می‌توان با خرید ملک اقامت گرفت مناسب‌تر باشد، اما واقعیت این است که برای دریافت اقامت کشوری مثل بلژیک باید ملکی با ارزش حدود ۶۰۰ هزار دلار خرید که از توان خیلی‌ها خارج است. در جایی مثل اوکراین با ۱۰۰ هزار دلار هم می‌توان اقامت گرفت. ترکیه رقم ۲۵۰ هزار دلار را تعیین کرده. دریافت اقامت این چنینی از ترکیه باعث می‌شود در نزدیکی کشور خودت باشی و رفت و آمدت راحت‌تر است، تعداد ایرانی‌هایی که به اینجا رفت و آمد دارند زیاد است و از مزایای تابعیت آن کشور از جمله سفر بدون ویزا به حدود ۸۰ کشور هم استفاده می‌کنی.»

یک آسیب‌شناس مسائل اجتماعی و استاد دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه مهاجرت در همه برهه‌های تاریخ و همه جوامع وجود داشته، به خبرآنلاین می‌گوید: «در مورد مهاجرت برون مرزی ایرانیان، ما پیش از این شاهد کوچ افرادی که در طبقات مرفه‌تر جامعه جا داشتند یا نخبگانی بودیم که توسط دانشگاه‌ها و سازمان‌ها مختلف جذب می‌شدند، اما در سال‌های اخیر مهاجرت به طبقات متوسط و حتی پایین هم سرایت کرده و آنها تلاش می‌کنند حداقل اقامت دوگانه دریافت کنند.»

خسارت‌های مهاجرت طبقه متوسط ایرانی

به گفته زاهدی اصل ترجیح رفتن بر ماندن آن هم با عزیمت به کشورهایی مثل ترکیه، گرجستان، ارمنستان و ... از طرفی در سطح فردی و از طرف دیگر در سطح کلان خسارت‌هایی را وارد می‌کند.

این آسیب‌شناس مسائل اجتماعی می‌گوید: «شاهد این هستیم که خانواده‌هایی دار و ندار خود را حراج می‌کنند تا بتوانند خانه‌ای در گرجستان یا ترکیه بخرند و از این طریق تابعیت دوگانه بگیرند. حتی اگر آنها در دام کلاهبردارانی که معمولا در چنین جاهایی به کمین نشسته‌اند نیفتند، به دلیل وضعیت نه چندان با ثبات این کشورها ممکن است در آینده با مشکلاتی نظیر آنچه ایرانیان مهاجر به عراق قبل از انقلاب با آن روبه‌رو شدند، مواجه شوند. در سطح کلان نیز سرمایه عظیمی در حال انتقال از کشور است.»

او با بیان اینکه باید تدبیری برای چنین روندی که من آن را خطر مهم اجتماعی می‌دانم اندیشیده شود، می‌گوید: «بحث سر این نیست که برای مثال موضوع را امنیتی کنیم و بخواهیم با زور جلوی چنین مهاجرت‌هایی را بگیریم، بلکه باید شرایط را به گونه‌ای تغییر دهیم که تمایل به این نوع مهاجرت‌ها کاهش یابد.»

در میثاق‌نامه‌های بین‌المللی مهاجرت حقی برای همه انسان‌ها در نظر گرفته شده است. با این همه تبعات مهاجرت باعث می‌شود دولت‌های مختلف برنامه‌هایی را در راستای کنترل آن به اجرا در آورند. این برنامه‌ها بسته به شرایط کشور می‌تواند در راستای کاهش مهاجرت شهروندان به کشورهای دیگر یا در راستای جذب مهاجران خارجی باشد. به نظر می‌رسد در کشور ما سیاست‌های روشن یا لااقل کارآمدی در این زمینه وجود ندارد. نتیجه این می‌شود که حداقل دو مورد مهاجرت خسارت‌بار یعنی مهاجرت نخبگان و مهاجرت افرادی با سرمایه اقتصادی در مقاطعی هشدارآمیز معرفی شود. هر چند در ظاهر اینکه فردی دارایی خود را می‌فروشد تا به کشوری مانند ترکیه برود و آنجا ملک خریداری کند نباید تاثیر زیادی بر اقتصاد کلان کشور بگذارد، اما وقتی چنین اتفاقی فراگیر می‌شود و تعداد قابل توجهی طی یک ماه سرمایه به ظاهر خرد خود را از کشور خارج می‌کنند، باید نسبت به چنین پدیده‌ای هشیار بود و در راستای کنترل و کاهش آن برآمد.

این مطلب برایم مفید است
81 نفر این پست را پسندیده اند