امیر پوردستان در پاسخ به اینکه شرایط و مسائل پیش آمده برای ارتش بعد از انقلاب به چه میزان در تصمیم صدام برای آغاز جنگ تأثیر گذاشت، گفت: یکی از مسائل اصلی که صدام را برای حمله به جمهوری اسلامی ایران جدی کرد، وضعیتی بود که ارتش داشت اما صددرصد موضوع به دلیل شرایط ارتش نبود، بخش زیادی این بود. شرایط ارتش در ابتدای جنگ شرایط مساعدی نبود، خدمت سربازی از دو سال به یک سال تقلیل پیدا کرده بود. نیروی زمینی یک یگان سربازی است، یعنی سرباز محور است، عمده سربازهایش رفتند، کمر نیروی زمینی شکست، نفوذی ها این کار را کردند. این بود که نقل و انتقالات را آزاد کردند، هر کسی هر جا دلش می خواهد برود، یکدفعه یگان های عملیاتی خالی شد، اهواز، دزفول، جاسک، چابهار و همه خالی شد، همه آمدند در ستادها جمع شدند. نامه آمده بود هر کسی می خواهد بازنشسته شود، برود. تعدادی هم که سران ارتش بودند، سرهنگ به بالا، یا اعدام شده بودند، یا بازنشسته شده بودند، یا رها شده بودند، یا اخراج شده بودند، ارتش شرایط خوبی نداشت، اعتبارات هم نداشت که تجهیزاتش را بازسازی کند. یک نیروی عملیاتی برایش مانده بود که آن هم در کردستان و آذربایجان غربی درگیر مقابله با ضدانقلاب بود.

اهم اظهارات امیر پوردستان را در ادامه می خوانید: 

*  صدام این وضعیت را دید، احساس کرد که ارتشی در مقابل او نیست. سپاه هم تشکیل شده بود اما سپاه در ابتدا یک سازمان نظامی نبود، یعنی یک سازمان عمدتا اطلاعاتی و عملیاتی برای حفظ انقلاب بود. آن وانفسایی که در کشور ایجاد کرده بودند مانند ترور، بمب گذاری عمده انرژی سپاه صرف آن می شد. در همین دوران ناامنی‌­های شمال غرب شروع شد که یک بخشی از این نیروی عملیاتی سپاه به کردستان و آذربایجان غربی رفت و مشغول مقابله با ضدانقلاب شد. این شرایط، شرایطی بود که صدام را ترغیب و تشویق کرد که به جمهوری اسلامی ایران حمله کند.  شرایط بیرونی، استکبار شرق و غرب یعنی آمریکا و شوروی خیال صدام را راحت کرده بودند که ما از تو پشتیبانی کامل می کنیم. به این معنا که دنیای استکبار پشت سر صدام بودند.

* سکان‌دار اصلی خودکفایی در نیروهای مسلح مقام معظم رهبری است.در خصوص خودکفایی جرقه این کار را حضرت امام (ره) زدند اما مقام معظم فرماندهی کل قوا آن را در همه لایه ها و رده ها تعمیم دادند یعنی می توان گفت سکان دار اصلی خودکفایی در نظام، عموما و در نیروهای مسلح خصوصا مقام معظم رهبری است. ایشان از همان ابتدا تدبیر را از مولایش، از امامش گرفته بود، پرچم را ایشان به دست گرفتند و آمدند، اول در نیروی هوایی، گفتند شما چرا منتظر خارج هستید، منتظر هستید کسی برود و قاچاقی برای شما قطعه ای بیاورد، خودتان شروع کنید و بسازید، یک­بار داستانی پیش آمده بود در دریای خزر و ما شناور رزمی نداشتیم، به ما هم اجازه نمی دادند شناور رزمی از مسیر مثلا رودخانه ولگا ببریم، نمی توانستیم کاری بکنیم آنجا هم دست نظام خالی بود که آقا هم ناراحت شده و فرمودند اگر غیرت دارید خودتان بسازید. آقا شوکی وارد کرد، بچه های دریایی ارتش و وزارت دفاع شروع کردند به ساختن، یعنی پرچم را خود حضرت آقا دست گرفتند و این خودکفایی از آن زمان در مجموعه کشور و نیروهای مسلح شعله گرفت.

* جمهوری اسلامی تحمل پذیرش هر ضربه‌ای را داردامروزه ما در همه حوزه‌ها از جمله حوزه دفاع زمینی، دفاع دریایی و دفاع هوایی به قابلیت‌های بسیار خوبی رسیده‌ایم. در حوزه دفاع هوایی انواع جنگنده تولید می‌شود، در حوزه دفاع هوایی هم انواع رادارهای کیهانی که چندین کیلومتر را می‌توانند پوشش دهند در اختیار داریم. واقعا در گذشته از اینها محروم بودیم و موشک هایی که در ارتفاع پست، ارتفاع متوسط، ارتفاع بالا مثل باور ۳۷۳ در اختیار داریم. به حمدالله همه این سامانه‌ها بومی هستند. در حوزه دفاع زمینی هم همین طور، امروز نظام جمهوری اسلامی ایران این قوت و قابلیت و توانمندی را دارد که نیازمندی‌های تسلیحاتی و تجهیزاتی خودش را در تمامی حوزه ها و لایه ها در کوتاه ترین زمان ممکن تولید انبوه کند و در اختیار نیروها بگذارد.

* صنعت دفاعی ما با دو جهت گیری حرکت می کند، یکی نیاز، یکی تهدید. ما می‌بینیم اول نیازِ نیروهای مسلح مان چه چیزی است که بخواهیم وارد فضای جنگ های آینده شویم. جنگ های آینده ویژگی های خاص خودش را دارد، برای اینکه بتوانیم وارد فضای جنگ های آینده شویم، چه چیزی نیاز داریم؟ مثلا نیاز داریم در حوزه زیرسطح خودمان را تقویت کنیم. در حال حاضر در حوزه زیردریایی و در حوزه پدافند هوایی کارهای بسیار خوبی انجام شده است. البته باید خودمان را تقویت کنیم و این کارها انجام می‌شود. پس یکی از اصلی ترین جهت گیری های ما همین بحث نیازها است.

* حوزه دوم تهدیدات است، باید ببینیم چه تهدیداتی در مقابل ما وجود دارد. در حال حاضر کشور تهدیدکننده ما آمریکا و اذنابش هستند. باید متناسب با این تهدید، ظرفیت های دفاعی را در خودمان ایجاد کنیم. امروز به حمدالله این قابلیت و توانمندی وجود دارد که هم متناسب با نیاز و هم متناسب با تهدید ظرفیت ها را در خودمان ایجاد کنیم و به لحاظ تکنیکی و تاکتیکی و هم به لحاظ تجهیزاتی، این توانمندی را داریم. یعنی در هر حوزه ای که نیروهای مسلح احساس نیاز کنند، صنعت دفاعی این توانمندی را دارد که قابلیت را برایشان ایجاد کند. در حوزه الکترونیک، در حوزه جنگ الکترونیک و سایر حوزه ها به این شکل است.

در حوزه الکترونیک هم با تدبیر مقام معظم رهبری جهش هایی را داشتیم. روزهای اول جنگ ما از رمزکننده هایی استفاده می کردیم که آمریکایی بودند. دلمان خوش بود مثلا کنار این بیسیم یک رمزکننده گذاشته ایم، آن طرف گیرنده هم یک رمزکننده دارد، یعنی ارتباط رمزکننده با رمزکننده، فکر می کردیم امنیتی برقرار است. غافل از اینکه تمام کلیدهای رمز دست خود آمریکایی ها بود و البته از دستورکارهای مخابراتی، جدول نشانی یا به زبان محلی صحبت کردن استفاده می­‌کردیم تا دشمن متوجه نشود چه کارهایی دارد انجام می‌­شود.  این نیاز سبب شد که صنعت دفاعی ما روی حوزه الکترونیک کارهای زیادی انجام دهد. این بخشی مخابرات بود که عرض کردم اما در سایر حوزه ها همین طور بود.

جنگ آمریکا با عراق درس خوبی برای ما شد

*  جنگ آمریکا با عراق درس خوبی برای ما شد. آمریکایی ها زمانی که می خواستند به عراق حمله کنند تمامی کشور را پارازیته کردند یعنی هیچ دو عدد بی سیمی نمی توانستند با هم ارتباط برقرار کنند و نهایتا آتش به اختیار کار را انجام دادند، ما از آن فضا درس گرفتیم و متناسب با این توانمندی و تهدیدات دشمن در خودمان توانمندی ایجاد کردیم که اگر دشمن هم تمام فضا را بتواند پارازیته کند، در همین فضا هم بتوانیم ارتباطاتمان را برقرار کنیم و تا لایه های پایین فرماندهی دستورات را منتقل کنیم.

 

* (درباره در پیش گرفتن استراتژی تهدید در برابر تهدید): این استراتژی که در مجموعه نیروهای مسلح به آن مقاومت فعال می گوییم. این یک حوزه مقاومت فعال است. بعضی وقت ها دشمن باید از برخی توانمندی های شما اطلاع پیدا کند، این خوب است، ما یکسری رزمایش هایی داریم که در خفا دارد انجام می شود مثلا رزمایشی که ماه گذشته انجام شده، امروز اعلام شده که این رزمایش انجام شده است، یکسری تاکتیک ها و تکنیک هایی تمرین می شود که بتوانیم فضای تهدیدات را خوب درک کنیم تا مطالبی که در مدارس نظامی آموزش دیده شده در صحنه عمل پیاده کنیم.

* اما بعضی وقت‌ها یکسری آلارم‌هایی را هم باید برای دشمن بفرستیم. مثلا سال ۲۰۰۱ که آمریکایی ها بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر، فضاسازی هایی کردند و با همراهی ۳۰ کشور و پشتیبانی سازمان ملل و شورای امنیت وارد منطقه شدند، هدفشان حمله به جمهوری اسلامی ایران بود. ما یکسری آلارم هایی را باید نشان می دادیم که به قول شاعر می گوید «هر بیشه گمان مبر که خالی است، شاید که پلنگ خفته باشد» ستاد کل طراحی هایی کرد. مثلا سپاه در منطقه زنجان رزمایش خیلی بزرگی انجام داد. نیروی زمینی در منطقه فکه، نیروی دریایی در منطقه چابهار و جاسک. یکسری آلارم هایی را برای آمریکایی ها فرستادیم که فکر نکنید اگر بیایید می توانید مانند عراق همین طوری سرتان را پایین بیندازید و جلو بروید.

* آلارم فرستاده شده از سوی نیروهای مسلح سبب تزلزل در اراده آمریکایی‌ها و موجب بازدارندگی شد. یعنی در هر مقطع زمانی، کارِ مقاومت فعال این است که یکسری آلارم هایی را بفرستد. زدن پهپاد آمریکایی یک آلارم بسیار قوی برای آمریکایی ها بود، چون رجز می خواندند، شاید به قول خودشان می خواستند طرح هایی را که روی میز داشتند عملیاتی کنند، حتی بنای یک نبرد و جنگ محدود در منطقه را داشتند اما زدن این پهپاد یک آلارم بود که ببینید یک پهپاد گلوبال هاک شما که سقف پروازش ۶۲ هزار پا است، ۶۲ هزار پا یعنی به اندازه نوک سوزن در هوا، یک موشک تولید داخل می­‌تواند آن را در این آسمان بزرگ پیدا کرده و ساقط کند، ببینید چه توانمندی پشت این موضوع خوابیده است. 

آمریکایی ها یک استراتژی دارند که به آن «عملیات بدون تماس» می گویند، یعنی بدون اینکه با کشوری تماس فیزیکی برقرار کنند کاری می کنند که فرد اسلحه اش را زمین بگذارد و دستهایش را بالا بیاورد، به این «عملیات بدون تماس» می گویند. این کار را از چه طریقی انجام می دهند؟ از طریق پروپاگاندا، از طریق آگراندیسمان. ابزار آنها نیز رسانه است یک جنگ رسانه ای که تهِ دل کشور هدف را خالی کنند که اسلحه اش را زمین بگذارد و بگوید کجا بروم؟ چه چیزی را باید امضا کنم؟ به این کار، عملیات بدون تماس می گویند و یکی از محورهای اصلی و ابزار اصلی عملیات بدون تماس، رسانه است. آمریکایی ها تبلیغات زیادی داشتند، معاندین هم که در کنار آنها هستند، تلاش های زیادی داشتند که بتوانند دلِ ملت ما را خالی کنند و به حمدالله مردم ما، مردم محکم و استواری هستند. 

*  نیروهای مسلح دو وظیفه اصلی دارند. یک از وظایف اصلی آنها حفظ و ارتقای آمادگی های رزمی و عملیاتی است. یعنی ببینند آمادگی رزمی­شان در چه سطحی است؟ روز بعد بالا و بالاتر و همین طور آن را ارتقا دهند. وظیفه دوم و اصلی آنها رصد تهدیدات است. این تهدیدات باید رصد شود. تمامی حرکت هایی که در مرزها (در منطقه و خارج از منطقه) در زمین، هوا و دریا انجام می‌­شود توسط سیستم های مختلف، هم سیستم های انسانی و هم تجهیزاتی، رصد می شود. رادارهای ما مراقبت می کنند که مثلا در پایگاه الظفر امارات کدام هواپیما بلند شده، می گویند اف ۲۲ بلند شد، مسیر پروازی اش این است، تا مرز عراق رفت، فلان جا دور زد و برگشت، مثلا هواپیمای اف ۳۵ از العدید بلند شد و به افغانستان رفت، کجا سوخت گیری کرد و همه این موارد در هوا، زمین، دریا رصد می شود. مثلا ناو بالگردبر باتان به مدیترانه آمد، ناو هواپیمابر نیمیتز در  اقیانوس هند است، این موارد توسط سیستم های اطلاعاتی رصد می شود، سپس  کارشناسان اطلاعاتی آنها را تحلیل رفتاری می کنند. مثلا نشانه و قرینه چه چیزی است که این ناو هواپیمابر می آید؟ از آن طرف ناو بالگردبر دارد می‌­آید، از این طرف یک تیپ رزمی فلان جا پیاده شده است. این موارد را تحلیل می کنند و متناسب با این تحلیل ها، ظرفیت های دفاعی اتخاذ می شود و برای هر نیرو وظایفی در قبال تهدید تعریف می شود.

مردم مطمئن باشند نیروهای مسلح ایران غافلگیر نمی شوند

*من می خواهم به عنوان عضوی از مجموعه نیروهای مسلح به مردم عزیزمان عرض کنم که ملت ما مطمئن باشند که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران غافلگیر نمی شوند و اگر تهدیدی بخواهد خودنمایی کند با قوت و قدرت پاسخ خواهند داد.

* امروز ما با چنین جنگی با آمریکا درگیر هستیم، یعنی در همه حوزه ها، در حوزه نظامی، اقتصادی، فرهنگی و سایبری درگیر هستیم. قطعا نیروهای مسلح متناسب با این حوزه باید خودشان را آماده کنند، ولی بعضی از حوزه ها مثلا جنگ نظامی یا جنگ سخت ذات نیروهای مسلح است. در جنگ اقتصادی وظایفی بر عهده نیروهای مسلح است، در نیروهای مسلح متناسب با هر حوزه ظرفیت های لازم اتخاذ می شود. امروز ما در حوزه جنگ هیبریدی و ترکیبی در حوزه جنگ سخت، جنگ های نیابتی را داریم که بازیگران آن گروهک های تروریستی و تکفیری هستند. زمانی داعش از غرب کشور می خواست به ما نزدیک شود، الان طومارش پیچیده شد، یک بخشی از آن در حال حاضر به افغانستان آمده، البته این موضوع هم رصد می شود، یعنی ما در این حوزه اشراف اطلاعاتی کامل داریم و می دانیم داستان به چه شکل است. در حوزه جنگ های سایبری به حمدالله امروز ظرفیت های خوبی در مجموعه نیروهای مسلح وجود دارد و یکی از مسئولیت های اصلی ستاد کل نیروهای مسلح همین حوزه سایبر و کنترل فضای سایبری نیروهای مسلح است که به حمدالله با قدرت و قوت دارد مدیریت می شود و هم در حوزه آفند، هم در حوزه پدافند کار شده است. در حوزه فضای ترکیبی که امروز در مقابل ما جبهه اش گشوده شده، نیروهای مسلح ظرفیت های دفاعی لازم را اتخاذ کرده اند و هوشیاری و توانمندی لازم را برای مقابله و پاسخ دارند.

* حملاتی که اسرائیلی ها به سوریه دارند ناشی از ترسشان است. آنها در یک ترس عمیق و وسیعی به سر می برند و بمباران، موشک باران هایشان و پهپاد فرستادن هایشان به خاطر این ترسی است که دارند. این ترس یکی از دلایل اصلی آن است. دلیل دوم این است که از وجود مستشاران ایرانی که در سوریه هستند، رُعب عجیبی دارند، خودشان هم می دانند که این فرهنگ انقلاب اسلامی از طریق همین نفراتی منتقل شد که به اینجا آمدند و دفاع وطنی را در سوریه ساماندهی کرده و شکل دادند. آن دفاع وطنی شعله ای شد که تمامی داعش و اذنابشان را از بین برد. از این هم می ترسند اما اینکه می گویند ما فقط پایگاه هایی را که نفرات ایرانی در آن وجود دارند، می زنیم دروغ می گویند، چون بسیاری از پایگاه هایی را دارند می زنند که نفرات ایرانی حضور ندارند. احساس می کنند یک ظرفیت بالقوه ای در آنجا وجود دارد که در آینده می تواند برای آنها تهدید باشد. از همین الان دارند پیش‌بینی می کنند که آن ظرفیت را از بین ببرند و این حرکت ها هم راه به جایی نخواهد برد.

*(با اشاره به ماموریت شناسایی که در خاک عراق برای اطلاع از موقعیت داعش ): در دو گروه به سمت مرز رفتیم، گروه اول پشت خاکریزها نشست، گروه اصلی که من خودم با بالگرد ۲۱۴ بودم و امیرقربانی و فرمانده حفاظتمان، و دو بالگرد کبری ۲۰۹. ما با ارتفاع پایین به داخل خاک عراق رفتیم تا خانقین رفتیم و بالای خانقین چرخ زدیم، داخل خانقین نیامده بودند چون مردم آمده بودند بالای پشت بام‌ها و برای ما دست تکان می‌دادند. یک مقدار جلوتر رفتیم و برای ما مشخص شد که داعش در سعدیه و جلولا است.

* سعدیه حدود ۲۲ کیلومتر با مرزهای ما فاصله داشت، ما برگشتیم، اطلاعات را تکمیل کردیم به خاطر اینکه یگان‌ها توجیه شوند، به تمام فرماندهان گردان و گروهان گفتیم شما بروید منطقه جلوی خودتان را شناسایی کنید، همه رفتند شناسایی کردند، دیده‌بان‌های توپخانه رفتند شناسایی کردند، با GPS نقاط را ثبت کردند، همه این موارد در عرض ۷۲ ساعت اتفاق افتاد، گردان‌های توپخانه رسیدند، ما در صفر مرزی مستقرشان کردیم، کاتیوشاها، توپخانه‌ها همه را مستقر کردیم، با نقاط ثبت تیر و با هماهنگی ستاد کل خط قرمز ۴۰ کیلومتر را ترسیم کردیم، گفتیم این خط قرمز ۴۰ کیلومتر هر کسی که بدون هماهنگی با ما بیاید، می‌زنیم. 

*( درباره اقدامات نیروی زمینی برای مقابله با خطر نفوذ داعش به مرزهای کشور): در آن موقع یک قوت خیلی خوبی نشان داده شد و در ادامه خلبان‌های بالگردها رفتند مسیر را شناسایی کردند و البته این بحث اصلا گفته نشد. ما هم انتظار نداشتیم مطرح شود. اما نیروی زمینی اگر این اقدام بهنگام را انجام نمی‌داد، مطمئن باشید ما در قصر شیرین و سرپل ذهاب باید با داعش درگیر می‌شدیم. کار بسیار خوبی انجام شد، داعش از سعدیه و جلولا جلوتر نیامد، همان‌جا ماند. بعدا خلبانان نیروی هوایی آمدند، شناسایی کردند که بتوانند بمباران کنند. الحمدالله داعشی­‌ها آنجا ماندند بعدها با فتوایی که علمای شیعه و علمای اهل سنت عراق دادند و مردم بسیج شده هجوم آوردند، داعش از سعدیه و جلولا عقب نشینی کرد. این اقدام نیروی زمینی کار بزرگی بود که الحمدالله در آن مقطع انجام شد.

 

این مطلب برایم مفید است
8 نفر این پست را پسندیده اند