اقدامات اخیر آمریکا در مورد قرار دادن سیاستمداران عالی رتبه ایران، نظیر محمد جواد ظریف، در لیست تحریم، به نظر، با کارزار ترامپ علیه تهران و اعمال استراتژی «حداکثرِ فشار»، کاملا هماهنگ است.

اما در ساعتهای گذشته، شاهد اتفاقات جدیدی بوده ایم که به نفع ایران است؛ بویژه آنکه تمام طرفها روی فاکتور زمان حساب باز کرده اند. یکی از این اتفاقات، تنشی است که توسط رسانه ها منتشر شده و حکایت از ناخشنودی شدید عربستان از عقب نشینی امارات از ائتلاف این دو در یمن و موضع گیری مخالف ابوظبی در مورد مقابله با تهران و در واقع، بی طرفی در جریان درگیری میان ریاض و تهران است.

این تحول، از این جهت اهمیت زیادی دارد که امارات یک کشور مهم در منطقه محسوب می شود. موضع گیری جدید این کشور، به نوعی به توانایی های دفاعی ایران و قدرت آن برای مقابله منطقه ای، در صورت وقوع مقابله بین ایران، غرب و هم پیمانان آن، اشاره دارد.

اما در مورد تحریمهای آمریکا علیه مسئولان ایرانی که اخرین انها مربوط به ظریف است؛ نشان دهنده هدف گرفته شدن دیپلماسی ایران است که آمریکایی ها بوضوح اثرگذاری و خطر آن برای سیاستهای خود را درک کرده اند و یکی از ثمرات دیپلماسی قدرتمند ایران را عقب نشینی امارات از ائتلاف جنگی علیه یمن می دانند. علاوه بر اینکه موضع گیری پادشاهی عمان، که نزدیک به موضع ایران و منطق آن در بررسی امنیت خلیج فارس است نیز از نتایج همین دیپلماسی ایرانی در منطقه است.

چه بسا آنچه احساس آمریکایی ها در مورد خطر دیپلماسی ایران در مرحله فعلی را تایید می کند، صحبت یکی از مسئولان این دولت در این مورد است که ظریف به اجرای برنامه های مقامات عالیه ایران کمک می کند.

در خصوص موضع اروپا باید گفت که همچنان در حال تبعیت از اراده آمریکاست؛ همانطور که بوریس جانسون، پس از انتخاب بعنوان نخست وزیری بریتانیا، با فشارهای ترامپ علیه ایران، همراه شد.

اما عقب نشینی امارات، مثال محکمی برای بازی ایران با فاکتوری به نام زمان است؛ چرا که پایداری تهران، در ماههای آینده می تواند منجر به نوسان در تصمیم گیری در اروپا هم شده و آغازی باشد بر اندیشیدن دولتهای غربی به امنیت ملی خود، به دور از سرکشی های سران آمریکا و بریتانیا. در این شرایط، ممکن است دومینو، به نفع ایران و همراهانش جا به جا شود.

 

این مطلب برایم مفید است