در ادامه این مطلب آمده است: همین مساله باعث شده است تا مسکو نقش مذاکره کننده سیاسی به نیابت از دولت سوریه و هم پیمانان آن را داشته باشد؛ چرا که مسئولان روسی بر این عقیده اند که نجات دولت سوریه، نیازمند صلح، مذاکرات و تاکتیکهایی است که مورد قبول ایران نیست.

در این میان، هر دو دولت روسیه و ایران در چارچوب خواست دولت سوریه عمل می کنند. واقعیت آن است که دولتهای مستقل، لزوما دارای اهداف و طرحهایی مستقل و جدا از هم هستند، که ممکن است در نقاط محدودی با یکدیگر تلاقی پیدا کنند و این مساله موجب شکل گیری ائتلاف موقت بین آنها شود. همانطور که ایران و روسیه با وجود اختلاف در مورد یمن و عربستان، در خصوص پرونده سوریه با یکدیگر اتفاق نظر داشته و سوریه را صاحب یک نقش محوری در منطقه عربی می دانند؛ مسکو تلاش می کند از طریق سوریه، نقش خود در جهان را پر رنگ تر کند و ایران، به دنبال ان است تا با حفظ نظام سوریه، نظام خود را پابرجا نگه دارد.

در رابطه با سوریه، اشتراکات زیادی بین ایران و روسیه وجود دارد، اما هر یک از آنها، راه و شیوه خاص خود را برای تحقق اهدافشان دارند.

اما این نقطه مشترک کجاست؟ مساله دفاع از سوریه هنوز پایان نیافته است و امپراتوری آمریکا همچنان به مهار روسیه در اروپایی شرقی ادامه می دهد، به ونزوئلا حمله می برد و همزمان، تحریمهای سخت خود علیه ایران و حزب الله را ادامه می دهد و تلاش می کند ترکیه، اسرائیل، کردها و ائتلاف عربی را جایگزین نقش نظامی مستقیم آمریکا در منطقه کند.

شاید گاز یکی از عوامل اصلی ائتلاف ثابت بین دو کشور ایران و روسیه است، که بر سه چهارم ذخایر گازی جهان سیطره دارند؛ بدین معنا، که این دو، حرکت جهانی توزیع این انرژی را بر عهده دارند و همین نکته، باعث کاهش نقش آمریکا در این باره شده است. بنابراین، روسیه، ایران و ساحل سوریه، جزو مناطق اساسی در تولید گاز هستند، که همین مساله، یک جایگاه سیاسی بین المللی به ائتلاف آنها بخشیده است؛ آنچه که علت اصلی رفتارهای جنون آمیز آمریکاست.

به این ترتیب، مشخص می شود که نقاط تلاقی روسیه و ایران، ویژگی های راهبردی دارد، در حالی که نقاط تباین آنها، تنها در اسلوب تاکتیکهایشان است. بنابراین، به رسانه ها توصیه می کنیم به دنبال موضوعات دیگری برای متشنج کردن اوضاع باشند...