قمار بودجه ای برنهام

گروه آنلاین ر‌وزنامه دنیای اقتصاد- حسین موسوی: تا اینجای کار، نخست‌وزیری اندی برنهام با سازش و ابهام همراه بوده است. او هنگام انتخاب وزیر دارایی، به‌جای شابانا محمود، از جناح راست حزب خود، یا اد میلیبند، از جناح چپ، جان هیلی را انتخاب کرد؛ چهره‌ای که به‌دلیل رویکرد غیرایدئولوژیکش اطمینان‌بخش به نظر می‌رسید.

برنهام همچنین به‌جای تعهد به اختصاص سه درصد از تولید ناخالص داخلی به هزینه‌های دفاعی، تصمیم‌گیری در این زمینه را به بررسی بودجه‌ای سال آینده موکول کرد.

برنامه کلی او برای دوران نخست‌وزیری نیز قرار است در قالب «برنامه ده‌ساله» در ماه نوامبر اعلام شود. برای کشوری مانند بریتانیا که با چالش‌های متعدد روبه‌روست، این میزان از ابهام و فقدان شفافیت به‌شدت نگران‌کننده است. زمان آن رسیده که واقعیت‌ها پذیرفته شوند.

به نوشته مجله اسپکتیتور، یکی از معدود موضوعاتی که برنهام درباره آن موضع روشنی داشته، برگزاری انتخابات زودهنگام است؛ او این احتمال را رد کرده است.

برنهام اندکی پس از رسیدن به مقام نخست‌وزیری، در مصاحبه‌ای گفت: «فکر نمی‌کنم مردم خواهان آن باشند.» او وعده داد که به‌جای برگزاری انتخابات زودهنگام، «بر اساس برنامه انتخاباتی سال ۲۰۲۴ کار خواهد کرد». 

حزب کارگر در پارلمان اکثریتی ۱۶۶ کرسی دارد و سه سال از عمر دوره فعلی پارلمان باقی مانده است. اگرچه میزان محبوبیت حزب کارگر در نظرسنجی‌ها از زمان ورود برنهام به دفتر نخست‌وزیری افزایش یافته، همچنان از ۳۳.۷ درصد آرایی که کی‌یر استارمر در انتخابات ۲۰۲۴ به دست آورد، کمتر است؛ نتیجه‌ای که خود پایین‌ترین میزان رأی برای یک دولت دارای اکثریت در تاریخ محسوب می‌شد.

تاریخ نمونه‌های فراوانی از نخست‌وزیرانی دارد که با برگزاری انتخابات زودهنگام، به‌جای پیروزی با شکست مواجه شدند؛ از استنلی بالدوین گرفته تا ترزا می.

بااین‌حال، برخی نخست‌وزیران نیز به‌دلیل خودداری از برگزاری انتخابات زودهنگام بهای سنگینی پرداخته‌اند. برنهام که از منتقدان جدی تاچریسم است، به‌خوبی می‌داند که جیمز کالاهان در اکتبر ۱۹۷۸، زمانی که محبوبیت شخصی‌اش بالا بود و تورم رو به کاهش گذاشته بود، با برگزار نکردن انتخابات زودهنگام مرتکب اشتباه محاسباتی شد.

این تصمیم راه را برای «زمستان نارضایتی» و ۱۸ سال حاکمیت محافظه‌کاران هموار کرد.

اما تجربه گوردون براون برای برنهام از این هم مرتبط‌تر است. او زمانی عضو کابینه بود که براون در سال ۲۰۰۷ تصمیم گرفت انتخابات زودهنگام برگزار نکند. محافظه‌کاران از آن زمان به بعد، همواره براون را به‌دلیل عقب‌نشینی از برگزاری انتخابات، «ترسو» خطاب کردند؛ درحالی‌که محبوبیت او به‌سرعت سقوط کرد.

انتخابات زودهنگام ممکن است بهترین فرصت برنهام برای حفظ قدرت حزب کارگر و جلوگیری از بازگشت جناح راست باشد.

با وجود جنجال بر سر آزادی زودهنگام زندانیان، ماه‌های نخست حضور برنهام در داونینگ استریت آرام و بدون آشفتگی گذشته است؛ به‌ویژه در مقایسه با ماه‌های نخست نخست‌وزیری استارمر که با شورش‌های خیابانی، رسوایی‌ها، درگیری‌های درون‌حزبی و عقب‌نشینی از تصمیم‌ها همراه بود.

بااین‌حال، حتی در شرایطی که برنهام در کنفرانس این هفته حزب کارگر در لیورپول با استقبال پرشور هواداران حزب روبه‌رو می‌شود، باید بداند که اوضاع ممکن است از این هم بدتر شود.

«موج محبوبیت برنهام» شاید چندان بزرگ نباشد، اما احتمالاً او اکنون در بالاترین سطح محبوبیتی قرار دارد که در آینده تجربه خواهد کرد.

جان هیلی قرار است ۲۸ اکتبر نخستین بودجه خود را ارائه کند. با افزایش ناگهانی تورم، فضای مالی دولت برای مانور محدودتر شده و افزایش‌های دردناک مالیاتی دیگری در راه است.

نگرانی‌هایی وجود دارد که ولادیمیر پوتین از پیروزی اخیر خود در «انتخابات» روسیه به‌عنوان سکویی برای تهدید اروپای شرقی استفاده کند. از سوی دیگر، تعهد برنهام به ارائه پشتیبانی نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا به عربستان سعودی در درگیری این کشور با حوثی‌ها نشان می‌دهد که بحران خاورمیانه چگونه می‌تواند سطح زندگی مردم بریتانیا را تحت تأثیر قرار دهد.

با وجود پیشرفت‌هایی که حاصل شده، فهرست انتظار بیماران در نظام سلامت ملی بریتانیا (NHS) و شمار قایق‌های کوچکی که مهاجران را به این کشور می‌آورند، همچنان بالاست.

برنهام فرصتی دارد تا پیش از آنکه تحولات سیاسی و اقتصادی او را دربر بگیرند، از محبوبیت اولیه خود بهره ببرد و آن را به سرمایه‌ای سیاسی تبدیل کند.

چنین اقدامی همچنین به او امکان می‌دهد از آشفتگی رقبایش بهره‌برداری کند. در جناح چپ، شتاب سیاسی زک پولانسکی فروکش کرده و لیبرال‌دموکرات‌های اد دیوی همچنان نیرویی کم‌اهمیت در معادلات سیاسی به شمار می‌روند.

در جناح راست نیز تابستانی پر از رسوایی، محبوبیت نایجل فاراژ و حزب اصلاحات را کاهش داده است.

برنامه‌های این حزب برای تشکیل دولت هنوز نهایی نشده و نامزدهای انتخاباتی آن نیز انتخاب نشده‌اند.

به همین ترتیب، احیای حزب محافظه‌کار تحت رهبری کمی بادنوک هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد.

برگزاری انتخابات می‌تواند برنهام را از محدودیت‌هایی که از دولت پیشین به ارث برده است، رها کند.

او درحالی‌که به برنامه انتخاباتی استارمر وفاداری نشان می‌دهد، از چارچوب آن فراتر می‌رود. برنهام خواهان کنترل عمومی بر شرکت‌های خدمات عمومی، بزرگ‌ترین برنامه ساخت مسکن شوراهای محلی در چند دهه اخیر، واگذاری اختیارات بیشتر به مناطق و برقراری روابط نزدیک‌تر با اتحادیه اروپا است.

پایان دادن به «۴۰ سال نئولیبرالیسم» به‌طور قطع با تعهد به افزایش ندادن حق بیمه ملی، مالیات بر درآمد یا مالیات بر ارزش افزوده سازگار نیست.

برنهام به برنامه انتخاباتی و پشتوانه سیاسی مستقل خود نیاز دارد؛ حتی اگر این کار به قیمت از دست دادن ده‌ها نماینده حزبش تمام شود.

بااین‌حال، در فضای به‌شدت چندپاره سیاست بریتانیا، برنهام برای کسب اکثریت پارلمانی تنها به حمایت حدود سه‌دهم جمعیت کشور نیاز دارد.

ممکن است او در شمال انگلستان به سود حزب اصلاحات، در جنوب به سود محافظه‌کاران و در اسکاتلند و ولز به سود حزب ملی اسکاتلند (SNP) و حزب ملی ولز (Plaid Cymru) بخشی از حمایت خود را از دست بدهد.

اما همچنان این فرصت را خواهد داشت که با اکثریتی کوچک‌تر یا در رأس ائتلافی پیشرو به داونینگ استریت بازگردد و با اعتمادبه‌نفس بیشتری رادیکال‌ترین برنامه چپ‌گرایانه چند دهه اخیر را به اجرا بگذارد.

بر اساس شواهد موجود، «برنهامیسم» چیزی بیش از «استارمریسم با چهره‌ای انسانی‌تر» نیست؛ همان سیاست میانه‌روی و سازش توخالی و همان ناتوانی در مواجهه جدی با موقعیت خطرناک بریتانیا.

چه این وضعیت به سود او تمام شود و چه به زیانش، اگر نخست‌وزیر جدید می‌خواهد از سلف خود فاصله بگیرد، برای سیاست‌های مستقلش حمایت عمومی به دست آورد و اختیار لازم برای مقابله با بحران‌های متعدد کشور را پیدا کند، باید جسارتی از خود نشان دهد که استارمر هرگز از آن برخوردار نبود