رئیسجمهور چین پس از ۱۱ سال در پایگاه هوایی اندروز از سوی ترامپ مورد استقبال قرار گرفت
پایان یکهتازی آمریکا در برابر چین
«لیز لی» و «ییمو لی» در گزارش دیروز چهارشنبه برای رویترز نوشتند، «شیه فنگ»، سفیر چین در ایالات متحده، در یادداشتی که در روزنامه رسمی حزب حاکم کمونیست (پیپلز دیلی) منتشر شد، نوشت که مدیریت اختلافات به حسن نیت بستگی دارد و ایالات متحده باید از «تراشیدن بهانههایی» مانند امنیت ملی، عدم توازن اقتصادی و کار اجباری برای محدود کردن چین دست بردارد. سفیر چین هشدار داد که تایوان و حقوق بشر برای چین «خطوط قرمزی» هستند که نباید از آنها عبور کرد. شیه گفت: «حاکمیت، امنیت و منافع توسعهای چین نباید نقض شود و چهار خط قرمز - یعنی مساله تایوان، دموکراسی و حقوق بشر، مسیرها و نظامهای توسعه، و حقوق توسعه - نباید به چالش کشیده شوند. چین متعهد به پیگیری توسعه مسالمتآمیز و امیدوار است که ایالات متحده نیز در همین مسیر حرکت کند.»
سفری متفاوت با اعتماد به نفس فراوان
سفر دیروز شی جینپینگ، رهبر چین، به واشنگتن بسیار متفاوتتر از آخرین سفر او به ایالات متحده (۱۱ سال پیش) و دیدار با ترامپ بود. در اجلاس سال۲۰۱۷ در اقامتگاه «مار-آ-لاگو»، چین در چندین جبهه از آمریکا عقبتر بود و در برابر تنشهای فناوری و تجاری که ترامپ قرار بود در سالهای بعد علیه پکن به راه بیندازد، آسیبپذیر به نظر میرسید. اکنون، شی در در حالی وارد میدان میشود که کشورش دگرگون شده است. «سیمونه مککارتی» دیروز چهارشنبه در تحلیلی برای سیانان نوشت، دومین اقتصاد بزرگ جهان، اکنون به یک قدرت بزرگ در عرصه فناوری بدل شده است. استعدادهای بومی حوزه فناوری، مدلهای هوش مصنوعی چین را به سرعت به مرزهای پیشرو «سیلیکونولی» نزدیک میکنند. شرکتهای فضایی مستقر در پکن، با هدف رقابت با «اسپیساکس »، در حال پرتاب و فرود موفقیتآمیز موشکهای قابل استفاده مجدد هستند. شرکتهای فعال در حوزههای مختلف - از انرژی گرفته تا هوش مصنوعی، رباتیک و تراشههای حافظه - طی سال گذشته عرضههای اولیه سهام بسیار موفقی را تجربه کردهاند.
چین سال گذشته به مازاد تجاری جهانی ۱.۲تریلیون دلاری دست یافت؛ موفقیتی که تا حدی ناشی از تقاضای فزاینده برای خودروهای برقی، پنلهای خورشیدی و تراشههای ساخت این کشور بود. تسلط چین بر زنجیرههای تامین برخی اقلام صادراتی - بهویژه فلزات کمیاب - اهرم فشاری منحصربهفرد در اختیار پکن قرار داده است تا در برابر واشنگتن و سیاست تجاری «اول آمریکا»ی ترامپ، موضعی قدرتمند داشته باشد. در شرایطی که ایالات متحده با متحدان خود دچار تنش شده، شی در تلاش بوده تا چهره چین را بهعنوان یک رهبر جهانی مسوولیتپذیر و قابلاعتماد تقویت کند. در محافل سیاستگذاری پکن، اجماعی وجود دارد به این مضمون: دوران تحمیل یکجانبه خواستههای آمریکا به چین، به سر آمده است. «وو شینبو»، رئیس موسسه مطالعات بینالمللی دانشگاه فودان در شانگهای و مشاور دولت در امور سیاست خارجی، گفت: «چین بسیار بااعتمادبهنفستر از ۹ سال پیش است و نکته مهمتر اینکه امروز راهی موثر برای مهار ایالات متحده یافته است. واشنگتن باید با پکن بر مبنای برابری و احترام بیشتری رفتار کند و این رابطه باید هرچه بیشتر متقابل و دوجانبه باشد.»
رهبر چین در این سفر سهروزه بر تحول فناورانه این کشور حساب ویژهای باز کرده تا به اقتصاد در حال کند شدن کشورش، شتابی تازه ببخشد. حفظ «ثبات راهبردی سازنده» – هدفی که طرفین در ماه مه طی دیداری در پکن بر سر آن توافق کردند – میتواند تضمین کند که اصطکاک یا درگیری با ایالات متحده مانع پیشرفت نشود. اما شی، با تکیه بر نفوذ فزاینده جهانی و فناورانه چین، واقعیت جدیدی را نیز پیش روی ایالات متحده قرار میدهد: اگرچه پکن خواهان رابطهای باثبات با آمریکاست، اما صعود و پیشرفتش به این رابطه وابسته نیست.
برای شی جینپینگ، یکی از منابع اصلی اعتمادبهنفس، توانایی چین در متنوعسازی تجارت و کاهش وابستگی به بازار آمریکا و همچنین ایجاد خودکفایی فناورانه بوده است؛ دو هدفی که تحت تاثیر فشارهای دولت اول ترامپ بر چین، با جدیت و فوریت بیشتری دنبال شدند. پکن منابع مالی کلان و اراده سیاسی خود را بر توسعه فناوریهای بومی در حوزههای پیشرو (نظیر روباتیک، هوش مصنوعی، زیستفناوری، صنایع فضایی، انرژیهای نو و تراشهسازی) و بهکارگیری این فناوریها در بخش صنعت متمرکز کرده است. با این حال، ثمرات این رشد بهطور یکسان توزیع نشده است. نرخ بیکاری جوانان در ماه گذشته به بالاترین حد خود در دوره اخیر رسید. صدهامیلیون کارگر چینی برای تامین معیشت اصلی خود به «اقتصاد گیگ» (مشاغل پارهوقت و مبتنی بر پلتفرمهای دیجیتال) وابستهاند؛ کارهایی نظیر تحویل غذا یا رانندگی در سرویسهای اشتراک سفر.
به گفته «سون چنگهائو»، پژوهشگر ارشد مرکز امنیت و استراتژی بینالمللی دانشگاه «چینگهوآ» در پکن، چین خواهان «پیشبینیپذیری بیشتر در روابط اقتصادی و فناورانه» و «تعهد سیاسی قویتر برای جلوگیری از بیثبات شدن کلی روابط بر اثر مسائل حساس بهویژه موضوع تایوان و محدودیتهای فناوری است». اما اینجاست که مساله تغییر موازنه قدرت میان چین و آمریکا نیز مطرح میشود. هر دو طرف میدانند که اعمال محدودیتهای جدید - اگر از دید پکن بیش از حد تهاجمی تلقی شود - میتواند دوباره مناقشهای را شعلهور سازد که سال گذشته اقتصادهایشان را تا آستانه جدایی کامل (decoupling) پیش برده بود.
به گفته «کورت تانگ»، شریک مدیریتی شرکت مشاورهای «گروه آسیا»، آتشبس تجاری احتمالا تمدید خواهد شد و هر دو طرف در شرایطی که «هیچکس برنده نیست؛ زیرا رقابت پایاپای است»، از فشار بیش از حد بر طرف مقابل پرهیز خواهند کرد. تانگ که پیشتر سرکنسول آمریکا در هنگکنگ بوده است، گفت: «در عرصه اقتصادی، واقعا هیچ بازیگر برتری وجود ندارد... بهدلیل برابر بودن اهرمهای فشار، دو طرف از اقداماتی که اجرای آنها برایشان هزینهبر است، عقبنشینی میکنند.» او افزود که اکنون ترامپ «به شی جینپینگ به چشم یک همتای برابر نگاه میکند، نه کسی که باید با زور و کشمکش وادار به تسلیم شود.»
ترامپ تندروهای ضدچین را مهار کرده است
«دمتری سواستوپولو» هم دیروز چهارشنبه در گزارشی برای فایننشالتایمز نوشت، رفتار محترمانه و ملاحظهکارانه ترامپ نسبت به رهبر چین نشان میدهد که چگونه رئیسجمهور آمریکا (پس از ۲۰ ماه اعمال تعرفههای سنگین بر چین و سپس برقراری آتشبسی شکننده) جاهطلبی تندروهای دولت خود را تعدیل کرده است؛ تندروهایی که خواهان تلاشی تازه برای مهار بزرگترین رقیب ژئوپلیتیک آمریکا بودند. ترامپ از زمان بازگشت به کاخ سفید در سال گذشته، بارها موجب ناامیدی مقاماتی شده که امیدوار بودند او مواضع تهاجمی سال۲۰۲۰ خود در قبال چین را احیا کند. در سال پایانی نخستین دوره ریاستجمهوریاش، ترامپ همزمان با مقصر دانستن پکن در همهگیری کووید، به تندروها میدان داد و به آنها اجازه داد اقداماتی را که سه سال در پی انجامش بودند، عملی کنند؛ وضعیتی استثنایی که دیگر تکرار نشد.
«جولیان گِویرتز»، مورخ دانشگاه کلمبیا که پیشتر بهعنوان مقام ارشد امور چین در دولت بایدن خدمت کرده است، میگوید: «ترامپ هرگز آن تندروی تمامعیار ضدچین که برخی تصور میکردند، نبود. وقتی او بهعنوان یک نیروی سیاسی پا به عرصه گذاشت، ادبیاتش کلیشهها را شکست و مدعی شد که چین در حال سوءاستفاده اقتصادی از آمریکاست. اما او هرگز دغدغه چندانی برای مسائل حقوق بشر در چین یا مسائل امنیتی سنتی در غرب اقیانوس آرام نداشته است.» حتی تندروهایی که میدانستند تمرکز ترامپ بیشتر بر تجارت است تا امنیت، با دیدن این رویکرد به شدت غافلگیر شدند. درحالیکه ترامپ اهمیت بیشتری به روابط خوب با شی جین پینگ میداد، چین برای بازگشت او آماده شده بود.
در ابتدا، پکن دلیلی برای احتیاط داشت. ترامپ منتقدان چین را به سمتهای ارشد امنیتی منصوب کرده بود، از جمله «مارکو روبیو» بهعنوان وزیر امور خارجه، «مایک والتز» به عنوان مشاور امنیت ملی و «جان راتکلیف» به عنوان مدیر سیا. «ایوان لیزارد کاناپاتی»، مربی خلبانی جنگنده بازنشسته «تاپ گان»، سمت ارشد آسیا را در شورای امنیت ملی به دست گرفت. دیدگاههای «پیت هگست»، وزیر دفاع، چندان روشن نبود، اما او به عنوان فردی با رویکردی ملایم در قبال چین دیده نمیشد. «البریج کولبیِ» تندرو، مسوول سیاست پنتاگون شد. «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری، نسبت به اسلاف خود در قبال چین سختگیرتر بود. «جیمیسون گریر»، نماینده تجاری ایالات متحده، هم در مورد تجارت و امنیت رویکردی قاطع داشت. در چند ماه اول، ترامپ از مجموعهای از اقدامات مرتبط با چین در زمینه تجارت، امنیت اقتصادی و دفاع رونمایی کرد. سپس نوبت به جنگ تجاری جهانی ترامپ رسید. جنگ تعرفهای دوجانبه باعث شد بازارهای جهانی عقبنشینی کنند و آشفتگی به خزانهداری ایالات متحده برسد.
اما چین سلاح بزرگتری در زرادخانه خود داشت. برای اعمال فشار بیشتر بر واشنگتن، صادرات فلزات حیاتی مورد استفاده در ساخت همه چیز (از تلفنهای همراه گرفته تا موشکها) را کاهش داد. این ترفند، آسیبپذیری ایالات متحده را آشکار کرده و لحظهای محوری برای تندروهای واشنگتن رقم زد. «لیزا توبین»، از کارکنان سابق شورای امنیت ملی در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ گفت: «در یکیدو ماه نخست، به نظر میرسید او قصد دارد رویکرد سختگیرانه خود در قبال چین (مربوط به سال ۲۰۲۰) را از سر بگیرد. اما ترامپ برای نخستین بار با رقیبی مواجه شد که حاضر بود صنعت آمریکا را به مرز توقف کامل بکشاند. او بهشدت عقبنشینی کرد و ظاهرا به این نتیجه رسید که واشنگتن نباید وارد رویارویی مستقیم با چین شود.»
«جاش کارتین»، از مقامات سابق شورای امنیت ملی در نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ اظهار کرد که یکی از دلایل کاهش رویکرد تهاجمی تندروها این بود که آنها در دوره اول با موفقیت نشان داده بودند که سیاست تعامل «کارآیی خود را از دست داده است». او افزود از آنجا که رابطه آمریکا و چین «دستکم رقابتی و در نهایت خصمانه» است، وظیفه سیاستگذاران اکنون این است که «از تبدیل شدن این رقابت ساختاری به خصومت آشکار جلوگیری کنند». با این حال، تندروها کاملا دستبسته نیستند و ترامپ در مسائل امنیتی تا حدی به آنها آزادی عمل داده است.