لنگرگاه ثبات در رم

به گزارش نیویورک‌تایمز، امروز واژه «ملونیزاسیون» به معنای بی‌حس کردن تاریخ هولناک وارد فرهنگ سیاسی شده است تا نشان‌دهنده روندی باشد که در آن یک حزب پسافاشیستی مانند «برادران ایتالیا» تهدید اقتدارگرایی خشن را کنار می‌گذارد و از طریق نوعی محافظه‌کاری عمل‌گرایانه یا دست‌کم ظاهر آن در جریان اصلی قدرت پذیرفته می‌شود. از زمان روی کار آمدن ملونی در سال۲۰۲۲، فرانسه ۶دولت و بریتانیا ۳نخست‌وزیر عوض کرده‌اند؛ درحالی‌که ایتالیای تحت رهبری او به لنگرگاه ثبات تبدیل شده است. با خروج امانوئل مکرون از الیزه در سال آینده، ملونی می‌تواند جایگاهی شبیه آنگلا مرکل در اروپای در حال گذار پیدا کند.

ملونی در عرصه سیاست خارجی مسیر مستقلی در پیش گرفته است. او که تنها رهبر اروپایی دعوت‌شده به مراسم تحلیف دونالد ترامپ بود در ابتدا قصد داشت روی ملی‌گرایی مشترک و سیاست‌های ضدمهاجرتی حساب باز کند اما زمانی که ترامپ در اظهارنظرهای مختلف به ایتالیا و پاپ حمله کرد ملونی خط قرمز خود را نشان داد و روابط آنها به سردی گرایید. دو طرف هفته‌هاست با یکدیگر صحبت نکرده‌اند. او تاکید می‌کند که هرگز گدایی نمی‌کند و به دنبال یک «انقلاب غرور» است تا ایتالیا را از حاشیه به مرکز قدرت‌های ژئوپلیتیک بکشاند. برای او وحدت غرب و منافع ملی بر روابط شخصی ارجحیت دارد.

بخش مهمی از شخصیت او در محله کارگرنشین و چپ‌گرای گارباتلا در رم شکل گرفت. ملونی در سال ۱۹۹۲ و در پانزده سالگی، در واکنش به ترور «جیووانی فالکونه» و «پائولو بورسلینو»، دو دادستان سیسیلی که در فاصله ۲ماه به دست مافیا کشته شدند، به شاخه جوانان جنبش اجتماعی ایتالیا پیوست؛ حزبی که در ۱۹۴۶ به دست اعضای پیشین حزب فاشیست موسولینی بنیان گذاشته شده بود. اگرچه او امروز رژیم‌های اقتدارگرا را محکوم کرده و قوانین نژادی موسولینی را تاریک‌ترین نقطه تاریخ کشورش می‌داند، اما همچنان آن دوران را مقطعی پیچیده توصیف می‌کند. او با مهارت توانسته از روی مرز باریک پایبندی به دموکراسی و وفاداری به پایگاه سنتی راست‌گرایان عبور کند.

در عرصه اقتصاد ملونی برخلاف شعارهای ضد یوروی گذشته خود انضباط مالی سخت‌گیرانه‌ای را به اجرا گذاشت. دولت او زیر نظر «جانکارلو جورجتی» وزیر دارایی توانست کسری بودجه را از ۷درصد به مرز ۳درصد تعیین‌شده توسط اتحادیه اروپا نزدیک کند و پس از ۲۳ سال رتبه اعتباری ایتالیا را ارتقا دهد. او به خوبی می‌دانست که اقتصاد کشورش به بودجه ۲۲۱‌میلیارد دلاری احیای پساکرونای اروپا وابسته است و به همین دلیل در قامت یک تکنوکرات مطیع اروپایی ظاهر شد و همزمان از اوکراین در برابر روسیه حمایت کرد.

او مهارت خاصی در تبدیل احساسات به سرمایه سیاسی دارد و با استفاده از حس تهدیدشدگی هویت سنتی توانسته یک شورش عاطفی را رهبری کند. در بحث مهاجرت ملونی کل اروپا را به سمت راست سوق داده و طرح‌هایی مانند انتقال پناهجویان به آلبانی را پیش برده است؛ درحالی‌که همزمان و در سکوت حدود ۴۵۰هزار ویزای کار برای تامین نیروی انسانی کارخانه‌ها و مزارع ایتالیا صادر کرده است.

با وجود شکست سنگین در رفراندوم امسال که می‌خواست قوه قضائیه ایتالیا را زیر کنترل سیاسی سخت‌گیرانه‌تری ببرد، جایگاه ملونی همچنان مستحکم است و محبوبیت حزبش حدود ۲۷درصد، یعنی اندکی بالاتر از نتیجه انتخابات۲۰۲۲، باقی مانده است. او با ترکیبی از واقع‌گرایی سرد و استعدادهای پوپولیستی خود را به‌عنوان یک رهبر تثبیت‌شده معرفی کرده است. در روزگاری که راست افراطی در فرانسه و آلمان خیز برداشته مدل ملونی به الگویی برای جذب ملی‌گرایان در جریان اصلی سیاست تبدیل شده است. او حالا به جایگاهی رسیده که با لبخند می‌گوید در آینده دانش‌آموزان ایتالیایی باید تاریخ دوران جورجیا ملونی را مطالعه کنند.