دقایقی پس از اعلام گفت‌وگوهای «عمیق» و «جدی»، سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امور خارجه روسیه هشدار داد که عدم تحقق خواسته‌های روسیه می‌تواند «امنیت کل قاره اروپا» را به خطر بیندازد. مواضع هولناک و اغلب شوم باعث شد حتی برخی از کسانی که از رمزگشایی مقاصد ولادیمیر پوتین امرار معاش می‌کنند، سرگردان و گیج شوند. فئودور لوکیانوف، تحلیلگر برجسته سیاست خارجی روسیه که ریاست شورای مشاوره به کرملین را بر عهده دارد، در یک مصاحبه تلفنی گفت: نظر کارشناسی که من می‌توانم با اقتدار اعلام کنم این است: «کسی چه می‌داند، چه خواهد شد؟» تحلیلگران می‌گویند که حتی اعضای حلقه داخلی پوتین - چه رسد به ریابکوف که هیات روسیه را در مذاکرات ژنو این هفته رهبری کرد – احتمالا نمی‌دانند که پوتین چقدر جدی به جنگ تمام‌عیار با اوکراین فکر می‌کند. آنها همچنین نمی‌دانند که او برای تنش‌زدایی و از بین بردن بحران آماده پذیرش چه امتیازاتی است. در عوض، به گفته تحلیلگران روسی و همچنین مقامات آمریکایی پوتین احتمالا هنوز هیچ تصمیمی هم نگرفته است؛ اما او از بلاتکلیف نگه داشتن غرب لذت می‌برد. دیمیتری پسکوف، سخنگوی پوتین روز سه‌شنبه به خبرنگاران گفت: «آنچه مهم است، نتایج است. در حال حاضر، چیزی برای گفتن درباره نتایج وجود ندارد.»

در شرایط تعلیق و ابهام، گفت‌وگوها در روز چهارشنبه ادامه یافت و مقامات روسیه با نمایندگان ایالات متحده و متحدانش در ناتو در بروکسل دیدار کردند و امروز پنج‌شنبه هم در گردهمایی سازمان امنیت و همکاری اروپا، یک گروه ۵۷کشوری که شامل اوکراین، روسیه و آمریکا می‌شود، گفت‌وگوها ادامه پیدا می‌کند. به گفته پسکوف، پس از برگزاری این جلسات است که روسیه تصمیم خواهد گرفت که به این سوال پاسخ دهد: «آیا پیشبرد دیپلماسی منطقی است یا نه؟»

الگوی رفتاری پوتین در ماه‌های اخیر یک مطالعه موردی در توانایی او برای استفاده از تنش و غیرقابل پیش بینی بودن برای دستیابی به بازدهی بالا باشد. سیاست قبول مخاطره پوتین، در ماه‌های اخیر می‌تواند یک مطالعه موردی در توانایی او برای استفاده از تنش‌ها و غیرقابل پیش‌بینی بودنش باشد؛ درحالی‌که دست او در بازی با ژئوپلیتیک ضعیف است، او به‌دنبال به‌دست آوردن امتیازات بالا است. روسیه که با رکود اقتصادی و اتحادهای از هم پاشیده دست و پنجه نرم می‌کند، دست‌کم در چهار مرز - با بلاروس، قزاقستان، اوکراین و قفقازجنوبی - با موقعیت‌های ناپایدار دست و پنجه نرم می‌کند. پوتین سال‌ها از گسترش ناتو به شرق و حمایت آمریکا از احساسات غرب‌گرایانه در اوکراین عصبانی بوده و اکنون، با ایجاد یک بحران امنیتی جدید که تهدیدی برای پیچیده‌تر کردن دستور کار بایدن است، موفق شده است این موضوع را در واشنگتن به‌عنوان یک «اولویتِ ناگزیر» مطرح کند. در این‌باره تاتیانا استانووایا، موسس یک موسسه تحلیل سیاسی به نام «آر.پولیتیک» گفت: «برای اولین‌بار در ۳۰ سال گذشته، ایالات متحده موافقت کرده است که درباره موضوعاتی بحث کند که حتی یک سال پیش انتظارش نمی‌رفت.» اکنون که رئیس‌جمهور روسیه، آمریکایی‌ها را بر سر میز مذاکره آورده است، استراتژی کلاسیک دیگری از پوتین دنبال می‌شود: قرار دادن حرکات بالقوه زیادی در زمین بازی که افراد را سرگردان و وادار می‌کند تا فقط به حدس زدن اکتفا کنند و این زمان به او این فرصت را می‌دهد تا برای پیشبرد اهدافش دست به انتخاب تاکتیک بزند و ببیند کدام برایش مناسبت‌تر است.»  برای مثال، ریابکوف به خبرنگاران گفت که اصلا اولتیماتوم نمی‌دهد و هیچ «عهدشکنی» را پیش‌بینی نمی‌کند؛ اما در عین حال افزود که ایالات متحده «مجبور است» تضمین کند اوکراین هرگز به ناتو نخواهد پیوست. او گفت که روسیه جدول زمانی مشخصی را تحمیل نمی‌کند؛ اما نیاز به «پاسخ سریع» به خواسته‌های خود دارد. درحالی‌که او می‌گوید هیچ دلیلی برای ترس از سناریوی تشدید تنش در اوکراین وجود ندارد؛ اما هشدار داد که غرب هنوز به این درک نرسیده است که رد کردن خواسته‌های روسیه چقدر خطرناک است.

این پیام‌های متناقض روز سه‌شنبه ادامه یافت و پسکوف، سخنگوی کرملین هرگونه ارزیابی مثبتی را که ریابکوف روز قبلش ارائه کرده بود، به چالش کشید. او در کنفرانس روزانه خود با خبرنگاران گفت: «در حال حاضر هیچ دلیل قابل توجهی برای خوش‌بینی نمی‌بینیم.»  مشکل رویکرد ولادیمیر پوتین این است که به دیپلمات‌هایش انعطاف‌پذیری در مذاکرات را نمی‌دهد و گاهی اوقات آنها برای حفظ پیامی منسجم دچار مشکل می‌شوند. استانووایا هشدار داد که حتی اگر دیپلمات‌ها به نوعی توافق دست یابند، «شاهین‌هایی» در مسکو وجود دارند که در گوش پوتین زمزمه‌هایی خواهند کرد تا وی را بتوانند به طرف خواسته‌های خود منحرف کنند.

تحلیلگران خاطرنشان می‌کنند که ریابکوف، از طرف تیم دیپلماتیک، به احتمال زیاد حتی نمی‌داند کرملین در حال بررسی چه گزینه‌های نظامی است. به‌دلیل ترس از کرونا، پیله عاری از ویروسی که پوتین سعی کرده در اطراف خود ایجاد کند، به این معنی است که حتی افراد معتمد مجبور می‌شوند قبل از ورود به یک اتاق با او، روزها را در قرنطینه بگذرانند و به این ترتیب ارتباط او با دنیای خارج بیش از پیش کاهش یافته است. استانووایا می‌گوید: هیچ کس با اطمینان صددرصد نمی‌داند که آیا پوتین برای جنگ آماده است یا این تنها یک بلوف است.» درحالی‌که ریابکوف و دیگر مقامات روسی برنامه روسیه برای حمله به اوکراین را رد کرده‌اند، خود پوتین در دو کنفرانس خبری در ماه دسامبر چنین احتمالی را رد نکرد. در عوض، اگر روسیه به آنچه می‌خواهد نرسد، او نسبت به «واکنش فنی- نظامیِ نامشخصی» هشدار می‌دهد. از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بیش از ۱۲ کشور اروپای مرکزی و شرقی که قبلا تحت حاکمیت کمونیستی بودند، به ناتو پیوسته‌اند. در سال ۲۰۰۸، ناتو اعلام کرد که جمهوری‌های شوروی سابق مانند گرجستان و اوکراین قصد دارند عضو ناتو شوند؛ هرچند احتمال کمی وجود دارد که آنها برای سال‌ها بتوانند واجد شرایط شوند.

پوتین در ماه دسامبر گفت: «ما به تضمین‌های طولانی‌مدت و قانونی نیاز داریم که حضور ناتو در اروپای شرقی را متوقف کند.» وی افزود: «ایالات متحده در گذشته از معاهدات خارج شده است و برای همین روسیه دست‌کم نیاز به یک توافق‌نامه قانونی دارد نه فقط ضمانت‌های کلامی.»

درحالی‌که روسیه ممکن است در به مذاکره کشاندن آمریکا موفق به‌نظر برسد و به‌رغم اینکه خواسته‌های مسکو خوشایند نیست، اما استانووایا هشدار می‌دهد که برای روسیه مذاکرات به‌تنهایی کافی به‌نظر نمی‌رسد. پوتین، بایدن را به‌عنوان فردی که ممکن است مایل به انجام معامله باشد، می‌بیند و بایدن هم به‌عنوان یک کهنه‌سرباز دوران جنگ سرد، فردی است که به قدرت دیپلماسی باور فراوانی دارد و این آن چیزی است که سیاستمداران جوان آمریکایی فاقد آن هستند.

دیمیتری ترِنین، مدیر مرکز کارنگی مسکو می‌گوید: «او (پوتین) تصور می‌کند که آمریکایی‌ها تنها زمانی به یک مساله توجه می‌کنند که خطر فوری داشته باشد و برای همین از تاکتیک غیرقابل پیش‌بینی بودن برای بیشتر کردن تنش و تهدید استفاده می‌کند.» کارشناسانی از جمله لوکانیوف، تحلیلگر ارشد روسیه بر این باورند که به‌عکس دوران اتحاد جماهیر شوروی، پوتین در سیاست‌های خارجی از هیچ‌کس مشورت نمی‌گیرد و انحصارا همه‌چیز در دستان اوست. لوکانیوف تصریح می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به‌طور مستقیم پوتین را تحت تاثیر قرار دهد. لوکانیوف تاکید می‌کند: اطلاعات را از این سو و آن سو می‌گیرد؛ اما کسانی که اطلاعات را به او می‌دهند هیچ نفوذی در او ندارند و کسی نمی‌داند او چه خواهد کرد؟»

 

 

این مطلب برایم مفید است
30 نفر این پست را پسندیده اند