این پایگاه دورافتاده یکی از چشمگیرترین نمادهای اقدامات پکن برای تحول در آمریکای لاتین و شکل دادن به آینده آن در سال‌های آتی است؛ این شکل دادن به آینده آمریکای‌لاتین به‌صورتی است که مستقیما قدرت سیاسی، اقتصادی و استراتژیک آمریکا در منطقه را تضعیف می‌کند. «ارنستو لوندونو»، گزارشگر نیویورک‌تایمز در ۲۸ جولای درخصوص نفوذ چین به منطقه آمریکای لاتین نوشت: «این ایستگاه در ماه آوریل شروع به‌کار کرد و نقش حیاتی در اکتشافات چین در کره ماه دارد؛ تلاشی که مقام‌های آرژانتینی می‌گویند بنا دارند به حمایت از آن ادامه دهند. اما روشی که این پایگاه مورد مذاکره قرار گرفت- در خفا و در زمانی که آرژانتین از روی ناچاری به سرمایه‌گذاری نیاز داشت- و این نگرانی که ممکن است قابلیت‌های جمع‌آوری اطلاعاتی از سوی چین در نیمکره غربی را تقویت کند بحثی را در آرژانتین در مورد خطرات و مزایای کشیده شدن به سوی مدار چین مطرح کرده است. «آر. ایوان الیز»، استاد مطالعات آمریکای‌لاتین در دانشکده جنگ ارتش آمریکا، می‌گوید: «پکن وضعیت منطقه را متحول ساخته است؛ از دستور کارهای رهبران و کاسبکاران تا ساختار اقتصاد، محتوای سیاست‌ها و حتی پویایی‌های امنیتی‌اش.» در بیشتر دهه گذشته، ایالات‌متحده توجه اندکی به حیاط خلوت خود در قاره آمریکا داشته است. در عوض، سیاست «چرخش به سوی آسیا» را اعلام کرد به این امید که پیوندهای اقتصادی، نظامی و دیپلماتیک را به منزله بخشی از استراتژی دولت اوباما برای محدود کردن چین تقویت کند.

اما ظاهرا چینی‌ها زرنگ‌تر هستند. آنها از یک‌سو توجه آمریکایی‌ها را به منطقه پاسیفیک جلب کرده‌اند تا آمریکا به دیگر مناطق توجهی نکند. از سوی دیگر، آمریکا را دور زده‌اند و با گیر انداختن آنها در پاسیفیک، وارد حیاط خلوت این کشور شده‌اند. گزارشگر نیویورک‌تایمز می‌افزاید: ترامپ از زمانی که به قدرت رسیده است از برخی رویکردهای دولت قبل به شکلی بنیادین عقب‌نشینی کرده است؛ از خروج از معاهده تجارت آزاد با کشورهای پاسیفیک، آغاز جنگ‌جهانی تجاری و شکایت از بار تعهدات امنیتی که واشنگتن باید به دوش بکشد تا نزدیک‌ترین متحدانش در آسیا و دیگر بخش‌های جهان. چین سیاست نفوذ به آمریکای‌لاتین را در پیش گرفته است. این کشور تجارت خود را به‌شدت گسترش داده، به دولت‌های منطقه وام داده، پروژه‌های زیرساختی فراوانی ساخته، پیوندهای نظامی برقرار کرده و سرنوشت بسیاری از کشورهای منطقه را در دست گرفته است.

چین نیات خود را در سال ۲۰۰۸ روشن کرد. چین در اولین سند سیاسی خود که در آن زمان توجه اندکی را به خود جلب کرد، استدلال کرد که کشورهای آمریکای‌لاتین «در مرحله مشابهی از توسعه» همچون چین هستند و هر دو طرف می‌توانند از هم نفع ببرند. رهبران منطقه بیش از حد خوش‌بین بودند و از حضور چین استقبال کردند. تقدم بر آمریکای‌لاتینی که ایالات‌متحده از زمان پایان جنگ سرد آن را برای خود مسلم می‌انگاشت از سوی مجموعه‌ای از روسای‌جمهور چپگرا که در بیشتر کشورهای منطقه حاکم بودند - مانند برزیل، آرژانتین، ونزوئلا، اکوادور، اروگوئه و بولیوی- به چالش کشیده شد. آنها خواستار منطقه مستقل‌تر بودند. دعوت از پکن در زمانه‌ای عجیب برآورده شد؛ طی اوج بحران مالی. اشتهای سیری‌ناپذیر چین برای نفت، آهن، سویا و مس منطقه به منزله سپری برای آمریکای‌لاتین در برابر بدترین لطمه اقتصادی جهانی تلقی می‌شد. وقتی در سال ۲۰۱۱ قیمت نفت و کالاهای دیگر افت کرد، کشورهای منطقه ناگهان خود را در وضعیت لرزان و شکننده‌ای یافتند. یک‌بار دیگر، چین به کمک‌شان آمد و معاملاتی برقرار کرد که موجب شد نقش این کشور به منزله بازیگری اساسی در آمریکای‌لاتین برای چند دهه تقویت و تثبیت شود.  اگرچه بخش‌هایی از آمریکای‌لاتین در سال‌های اخیر به لحاظ سیاسی به راست میل کرده‌اند اما بیشتر رهبرانش می‌کوشند تا سیاست‌هایی برای برآورده ساختن خواسته‌های چین اتخاذ کنند. اکنون تسلط پکن در بیشتر منطقه به‌شدت مورد توجه قرار گرفته است. «دیه‌گو گولار»، سفیر آرژانتین در چین، در کتابی در سال ۲۰۱۳ با عنوان «تهاجم خاموش: فرود چین در آمریکای‌جنوبی» نوشت: «این فرود دیگر خاموش نیست.» به گفته «مرکز سیاست توسعه جهانی» دانشگاه بوستون، سال گذشته تجارت میان چین و کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب به ۲۴۴ میلیارد دلار رسید، دوبرابر آنچه که اوایل دهه گذشته بود. مهم‌تر از این، چین ده‌ها میلیارد دلار وام کالایی به کشورهای آمریکایی داده و در مقابل، ادعای این کشور بر بخشی از سهم نفت منطقه را تقویت کرده است. در آرژانتین- کشوری که به‌دلیل قصور در بدهی‌های ۱۰۰ میلیارد دلاری خود از بازارهای مالی جهانی رانده شده بود – چینی‌ها به موهبتی غیرمترقبه برای کریستینا فرناندز دوکرچنر (رئیس‌جمهور وقت این کشور) تبدیل شدند.

در زمانی که چینی‌ها کمک به آرژانتین را شروع کردند، مذاکراتی مخفیانه را با این کشور کلید زدند تا بتوانند ایستگاه فضایی مذکور را در پاتاگونیا به‌دست آورند. مقام‌های آرژانتینی می‌گویند چینی‌ها پذیرفته‌اند که از این پایگاه برای اهداف نظامی استفاده نکنند. متخصصان می‌گویند تکنولوژی به‌کار رفته در این پایگاه کاربردهای بسیار استراتژیکی دارد. «فرانک.‌ای. رُز» دستیار وزیر خارجه آمریکا برای کنترل تسلیحات در دولت اوباما، می‌گوید او وقت زیادی را صرف بررسی برنامه فضایی چین کرده است. مقام‌های اطلاعاتی و دفاعی آمریکا هم با شگفتی و هوشیارانه تکنولوژی‌های توسعه‌یافته چین برای جمع‌آوری اطلاعات، اخلال و منهدم کردن ماهواره‌ها در سال‌های اخیر را دنبال و رصد کرده‌اند. چین در استفاده از فضا به‌عنوان میدان نبرد در جنگ‌های آینده تنها نیست. ماه گذشته دولت ترامپ اعلام کرد که ۶ پایگاه نظامی را احداث خواهد کرد که برای مسائل مربوط به فضا توسعه خواهد یافت.  متخصصان می‌گویند آنتن‌ها و سایر تجهیزات مربوط به ماموریت فضایی- مانند آنچه چین در پاتاگونیا علم کرده است- قابلیت جمع‌آوری اطلاعات چین را افزایش خواهد داد. سخنگوی پنتاگون می‌گوید مقام‌ها درحال ارزیابی تبعات ایستگاه نظارتی و رصد چین هستند. فراتر از هرگونه رقابت استراتژیک با آمریکا اما برخی رهبران آمریکای‌لاتین از پیوندهای خود با چین دچار تردید و تاسف و پشیمانی شده‌اند. آنها معتقدند که دولت‌های قبلی نه‌تنها ملت را بدهکار چین کرده‌اند، بلکه آینده خود را نیز فروخته‌اند.