او معتقد است ترامپ با دادن پیشنهاد دیدار با «اون» به این دیکتاتور آن چیزی را که می‌خواهد می‌دهد: پرستیژ. به همین دلیل کولینسون بر این باور است که این مذاکرات بزرگ‌ترین قمار برای ترامپ بوده و او را وادار خواهد کرد تا در ازای دستیابی به هدف آمریکا مبنی بر از میان بردن زرادخانه هسته‌ای- موشکی کره‌شمالی، پیشرفتی چشمگیر به دست آورد. در واقع ترامپ «مجبور» به این کار خواهد بود. سنت مالوف در میان روسای‌جمهور آمریکا این بوده که «امتیاز» دیدار مستقیم رئیس جمهور آمریکا را به رهبر کره ندهند، زیرا این دیدار برای کره‌شمالی فوق‌العاده ارزشمند است. کاخ سفید بر این باور است که فشارهای فلج‌کننده بر اقتصاد این کشور آنقدر بوده که کره‌شمالی را تضعیف کرده و از سر ناچاری به مذاکره روی آورده است. اما بی‌تجربگی ترامپ و اشتیاق او برای انجام ریسک در مورد یکی از بهترین کارت‌هایش – پرستیژ دیدار با رئیس‌جمهور آمریکا- یکی از دلایلی است که برخی تحلیلگران با احتیاط از آن سخن گفته و آن را «دامی» برای ترامپ تلقی کرده‌اند.

از میان روسای جمهور پیش از ترامپ، تنها بیل کلینتون بود که نزدیک بود برای دیدار با رهبر کره‌شمالی به پیونگ یانگ پرواز کند تا در اواخر دوران ریاست جمهوری‌اش در سال ۲۰۰۰ به معامله‌ای موشکی با این کشور دست یابد. این دیدار با سفر مادلین آلبرایت منتفی شد. اما یک تفاوت میان کلینتون و ترامپ وجود دارد: کلینتون پیش از سفر و پیش از پذیرش دعوت مایل بود اطمینان یابد که کره‌شمالی چقدر جدی است اما ترامپ در همان وهله اول بدون هیچ اندیشه‌ای این دعوت را پذیرفت. آلبرایت چندی پیش در بروکسل گفت:«پرزیدنت کلینتون گفت نمی‌آیم مگر اینکه ابتدا آلبرایت برود و اوضاع را بسنجد.» وقتی آلبرایت به این کشور رفت تا در مورد سفر رئیس جمهور کارهای مقدماتی را انجام دهد و به درکی از اوضاع این کشور برسد، دریافت که مواضع دو کشور در زمینه موشکی چقدر از هم دور است. در دولت جورج بوش هم با وجود «بازهایی» مانند رامسفلد و دیک چنی اما کالین پاول دیپلماسی کلینتون را ارائه داد. با این حال، بوش هم گفت و گوهای ۶ جانبه را شروع کرد اما متوقف شد.

در دوره اوباما اگرچه او متعهد شده بود که می‌خواهد با «دشمنان» آمریکا گفت‌وگویی مستقیم داشته باشد اما با رئیس‌جمهور ایران تماس و با رهبر کوبا دیدار کرد اما کره‌شمالی از این قاعده مستثنی بود. او در سال ۲۰۱۳ گفت: «الگوی رفتاری سه رهبر کره یکسان است. ما هیچ نوع رفتار تحریک آمیز را پاداش نمی‌دهیم. قاشقت را بر میز نکوب و حواست جمع باشد.» در هر حال، بیل کلینتون در نهایت در سال ۲۰۰۹ به پیونگ یانگ رفت اما نه به عنوان رئیس‌جمهور مستقر بلکه به عنوان رئیس‌جمهور سابق تا بتواند دو روزنامه‌نگار زندانی آمریکایی را آزاد کند. در سال ۲۰۱۰ هم جیمی کارتر رفت تا زندانی دیگر را آزاد کند. نویسنده سی‌ان‌ان بر این باور است که ترامپ مسیری بر خلاف روسای جمهور قبل در پیش گرفته است و با پذیرش این دعوت وارد یک بازی دیپلماتیک سنگین خواهد شد. اشتیاق ترامپ به دادن سریع هر آنچه کره‌شمالی می‌خواهد، می‌تواند دیپلماسی این کشور را از بن بست طولانی مدت نجات دهد.

دیدگاه دوم را هم رویترز مطرح می‌کند. «استیو اولاند» در گزارش ۱۰ مارس ۲۰۱۸ خود می‌نویسد ترامپ معتقد است دیدار برنامه‌ریزی شده با کره‌شمالی یا شکست می‌خورد یا به «بزرگ‌ترین معامله برای جهان» تبدیل خواهد شد. او که در کمپین نامزد جمهوری‌خواهان برای کنگره «ریک ساکون» در غرب پنسیلوانیا حضور یافته بود، افزود اگر پیشرفت در مذاکرات محتمل نباشد «خیلی زود خارج خواهم شد.» او افزود: «فکر می‌کنم کره‌شمالی صلح می‌خواهد و اکنون زمان آن فرا رسیده است.» اگرچه مکان و زمان این دیدار به‌طور دقیق مشخص نشده اما اواخر می‌ زمان احتمالی برای این دیدار اعلام شده است. رویترز تصمیم ترامپ برای دیدار با رهبر کره‌شمالی را تصمیمی «شوک‌آور» نامیده و در توییتی نوشت: «کره‌شمالی از ۲۸ نوامبر ۲۰۱۷ آزمایش موشکی نداشته و وعده داده که این روش را در طی دیدارها هم ادامه دهد. فکر کنم آنها این تعهد را قدر بنهند.» رویترز این سناریو را هم مطرح می‌کند که احتمالا کره‌شمالی به دنبال خرید زمان برای پیش بردن برنامه تسلیحاتی خود است.

دیدگاه سوم از سوی نیویورک تایمز مطرح شده است. «پیتر بیکر» و «چو سانگ هون»، گزارشگران این روزنامه در ۱۰ مارس ۲۰۱۸ از آن «۴۵ دقیقه سرنوشت‌سازی» نوشتند که می‌تواند تاریخ جهان را دگرگون سازد. «بیکر- هون» می‌نویسند وقتی مشاور امنیت ملی کره‌جنوبی برای دیدار با ترامپ به کاخ سفید می‌رفت گویی تاریخ را در دستان خود دارد. او در کاخ سفید در جمع خبرنگاران گفت: «آمریکا، کره‌جنوبی و متحدانشان دیگر نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنند.» او گفت وقتی رهبر کره‌شمالی گفت می‌خواهد با رئیس‌جمهور آمریکا دیدار کند در گفتارش صادق بود. با این حال، در دیداری که جیمز متیس (وزیر دفاع) و مک مستر (مشاور امنیت ملی) حضور داشتند این دو مقام آمریکایی نسبت به پذیرش دعوت «اون» از سوی ترامپ آن را خطرناک نامیدند. ترامپ در جواب گفت: «می‌دونم. می‌دونم. گرفتم.»

با این حال، گزارشگران نیویورک‌تایمز از آن ۴۵ دقیقه سرنوشت‌سازی سخن می‌گویند که موجب شد ترامپ ناگهان تغییر فاز داده و به گفت‌وگو با پیونگ‌یانگ روی آورد. آنها می‌نویسند چگونه شد که رئیس جمهوری بی‌ثبات که در سیاست خارجی بی تجربه است می‌خواهد وارد نزاعی شود که سال هاست جهان را در خود فرو برده؟ آن هم با نشانه‌های ضد و نقیضی که به دنیا مخابره می‌کند؟ یک‌بار دست به توهین می‌زند و بار دیگر از دیدار با «اون» سخن می‌گوید. کسی از آن ۴۵ دقیقه خبر ندارد اما با وجود دو رهبر غیرقابل پیش‌بینی و بی ثبات محتمل است که این دیدار هرگز رخ ندهد. ترامپ با توجه به رویکرد معامله گرانه‌اش معتقد است که می‌تواند به چیزی دست یابد که روسای جمهور دیگر به آن دست نیافته‌اند.

«بیکر-هون» می‌نویسند مسیر این مذاکره پرسنگلاخ است چرا که از وقتی وارد کاخ سفید شده همواره به تحریم یا تهدید کره‌شمالی پرداخته و رهبر این کشور را «مرد موشکی کوچولو» نامیده و در سازمان ملل این کشور را تهدید به نابودی کرد. رئیس جمهوری که به تعبیر رهبر کره‌شمالی «پیرمردی یاوه‌گو» است گفته بود روی میز کارم «دکمه هسته‌ای نصب است.» با این حال، فرآیند آب شدن دیوار یخی میان دو کشور از بازی‌های المپیک و تسلیم نامه «اون» به رئیس جمهور کره‌جنوبی آغاز شد. وقتی مایک پنس نسبت به هیات کره‌شمالی بی‌توجهی کرد، ترامپ دخترش را به مراسم پایانی المپیک فرستاد. با این حال، وقتی المپیک به پایان رسید، نوبت به «مون جائه این»، رئیس‌جمهور کره‌جنوبی، رسید تا تیرهای خود را به هدف بزند. او دیپلماسی المپیکی را در پیش گرفت که جواب هم داد. پس از دیدار رهبران اطلاعاتی و مشاور امنیت ملی کره‌جنوبی از پیونگ یانگ ورق برگشت و «اون» آمادگی خود برای مذاکره را اعلام کرد.

از اینجا به بعد پیشبرد کار بر عهده دو مقام کره‌جنوبی گذاشته شد: مدیر اطلاعات ملی و مشاور امنیت ملی کره‌جنوبی. آنها به ترامپ چیزهایی گفتند. مثلا ممکن است این را منتقل کرده باشند که «اون» به آنها گفته «متاسفم که هر بار موشک آزمایش می‌کردیم، رئیس‌جمهور مون جائه این روز بعد تیم امنیت ملی را دعوت می‌کرد. اکنون او دیگر خواب اوایل صبح را از دست نخواهد داد». کیم در دیدار با هیات کره‌جنوبی گفت اگر مذاکرات کاری به بن بست برسد، مون جائه این می‌تواند مستقیم با من تماس بگیرد و مشکل را حل و فصل کند. اگرچه این تیم حامل پیام‌های رهبر کره‌شمالی به ترامپ بود اما سیستم اطلاعاتی آمریکا اعلام کرده بود که «خودمان از ماجرا و پیش از رسیدن تیم کره‌جنوبی برخوردار شده بودیم.» گزارشگران نیویورک‌تایمز می‌نویسند آن ۴۵ دقیقه سرنوشت‌ساز باعث شد ترامپ با وجود مخالفت برخی اعضای کابینه، مذاکره با «اون» را بپذیرد. اگر روزی محتوای آن ۴۵ دقیقه فاش شود شاید بهتر بتوان تغییر جهت ترامپ را دریافت. ترامپ بسیار خوش‌بین است اما امیدواریم این خوش‌بینی سرانجام خوشی داشته باشد.


کارت برجام در قمار ترامپ