ناشرانی که دوشنبه صبح ۹ اردیبهشت ماه ۹۸ در برشی از سالن بزرگ شبستان مصلای تهران میزبان رهبر ایران شدند. به گزارش دفتر حفظ و نشر آثار حضرت ‌آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در این گزارش آمده است: اولین غرفه نشر مروارید بود. یکی دو نفر از غرفه‌داران نشر، رهبر انقلاب را به داخل غرفه دعوت کردند. آقا کتاب‌های روی میز را تورق کردند و کتابی از شاملو را برمی‌دارند و نگاهی می‌اندازند.  رهبر کمی جلوتر کتاب نویسنده زنی را به وزیر نشان دادند و با تمجید گفتند نویسنده‌ها‌ی خانم هم زیاد شده‌اند. کتابی را از خالد حسینی نیز دیدند و به وزیر گفتند این همان نویسنده افغانستانی است. وزیر می‌گوید بله «بادبادک باز» آقا می‌گویند چند کتاب دیگر هم دارد. کتابی از نویسنده کتاب پرفروش «ملت عشق» هم به وزیر نشان دادند و گفتند این همانی است که قبلا درباره‌اش به شما گفته بودم.

در غرفه «بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه»، اولین کتابی که دیدند کتابی از پائولو کوئیلو بود؛ پرسیدند «این کتاب درباره چیست؟» فروشنده گفت «درباره یک سفر معنوی است» رهبر انقلاب گفتند «اما این نویسنده اصلا اهل معنویت نیست!» کتاب بعدی بازجویی از صدام بود. کتابی که گویا آقا قبلا مطالعه کرده بودند. گفتند در این اثر مجموعا از صدام تعریف می‌شود و چهره مثبتی نشان داده می‌شود. غرفه‌های «مشکی» و «مشهور» غرفه‌های بعدی بودند که یا خالی از فروشنده بود یا کتاب‌هایشان به چشم نیامد. سریع‌تر رد شدند. غرفه بعدی نشر «معیار علم» بود. کتاب‌هایی از جلال آل احمد چاپ کرده بود. وزیر توضیح داد که ناشر اصلی آثار جلال این نشر نیست. مقادیری کتاب‌های عامه‌پسند هم داشت. آقا به کتابی اشاره کردند و به وزیر ارشاد با لحنی عتاب‌آلود گفتند «اینها پای شما حساب میشه...!»

در ادامه این گزارش آمده است: دوازدهمین غرفه انتشارات هرمس بود. در این غرفه هم سراغ کتاب‌های تازه رفتند. از قیمت کتاب‌ها پرسیدند. کتابی از دکتر کاکایی، نسخه‌ای از شاهنامه‌ و کتاب اخلاق خسروانی اثر مهدی‌پور را ارائه دادند. کتاب‌ها قیمت بالایی داشت ظاهرا چون آقا فرمودند این کتاب‌ها نشان از وجود رونق در بازار کتاب است. یکی از غرفه‌داران کتابی به نام «عشق؛ چندرویکرد به یک مفهوم» را به رهبری معرفی کرد و رهبری گفتند «پس بالاخره عشق را معنا کردند».

وزیر اینجا آمار مختصری از رشد کمی و کیفی کتاب‌های جدیدالانتشار داد. بعد غرفه‌داران کتابی از آگاتا کریستی و کتاب دنیای سوفی را به رهبر انقلاب نشان دادند و خانم غرفه‌دار، اشاره‌ای به آشنایی رهبر انقلاب با کتاب «دنیای سوفی» کرد. آقا فرمودند «بله؛ این کتاب را بچه‌های ما خوب است بخوانند.» قبل از خارج شدن از غرفه، یکی از غرفه‌دارها کتاب‌های دیوان ملک‌الشعرای بهار، «حضور خلوت انس» اثر کریمی زنجانی و «نخستین رویارویی‌های اسلام و سکولاریسم» را به رهبر انقلاب هدیه داد. که آقا با لبخند پذیرفتند و به شوخی گفتند «کتاب‌های باب میل ما را می‌آورند».

«فرهنگ معاصر» چهاردهمین ناشری بود که رهبر انقلاب، وزیر فرهنگ و هیات همراه به آن سر زدند. وزیر گفت مدیر این انتشارات آقای داوود موسایی است. خود مدیر حضور نداشت. آقا از فروش «کلیدر» محمود دولت‌آبادی پرسیدند و غرفه‌دار ابراز رضایت کرد. وزیر توضیح داد که فرهنگ معاصر ناشر تخصصی فرهنگنامه است و به‌تنهایی به اندازه یک فرهنگستان خصوصی کار می‌کند. آقا کتاب «فرهنگ آوایی فارسی» را تورقی کردند و گفتند «اینجا در متن بِلانسبت را حرکت‌گذاری کرده است ولی اشتباه است. بَلانسبت درست نیست، بِلانسبت باید ثبت می‌شد!» بعد با خنده‌ای به غرفه‌دار گفتند: اشتباه کتابتان را هم گرفتیم. شانس‌تان خوب نبود! غرفه بعدی دفتر نشر معارف بود. آقا به دقت در غرفه قدم زدند. غرفه‌داران چفیه را خواستند. جلوتر کتابی از وحید یامین‌پور با عنوان «ماجرای فکر آوینی» به رهبر انقلاب نشان دادند، کتاب‌های مرحوم آیت‌الله حائری شیرازی را معرفی کردند و یک کتاب هم در موضوع داستان یک دختر داعشی ارائه کردند. آقا درباره شخصیت داستان پرسیدند «سرنوشتی هم دارد؟ هدایت می‌شود؟» غرفه‌دار گفت نه نابود می‌شود.

نشر «تندیس» کتابی درباره دوران کرامول و یکی از ملکه‌های انگلستان معرفی کرد که رهبر انقلاب در همین باره کتاب «خائن بی‌گناه» را هم به آنها معرفی کردند و معلوم شد تندیسی‌ها آن را چاپ کرده‌اند. مدیر انتشارات از کتاب‌های داستانی مرتبط با تاریخ انگلستانِ نشرش گفت. آقا گفتند «چه جالب. این حوزه داستانی را جدی گرفته‌اید!» و در ادامه رهبر انقلاب درباره تبارهای خاندان‌های سلطنتی انگلستان نکاتی را گفتند. پس از این بازدید و چند قدم آن‌سو‌تر رهبر انقلاب و مدیران فرهنگی حوزه نشر در سالن کوچکی مستقر شدند. چای در استکان‌های کوچک؛ خداقوتی گفتند و حرف‌هایی زدند. مضمون سخنانی که در این جلسه می‌شد یادداشت کرد بدین شرح بود:

«از صورت وضعیت اینطور پیداست که مردم کتاب می‌خرند و برای خواندن هم می‌خرند. قدیم‌ها عده‌ای کتاب را برای زیبایی کتابخانه می‌خریدند. حتی رنگ جلدش را مشخص می‌کردند که باید این‌گونه باشد. حالا هم هستند اینطور آدم‌هایی.دنیای کتاب دنیای پیچیده‌ای است. نکته‌ای که آقای صالحی در وزارت فرهنگ و ارشاد باید به آن توجه کنند این است. بعضی کتاب‌ها مضرند و پیداست که مضرند. برخی کتاب‌ها، مضر بی‌تابلو هستند. یعنی معلوم نیست از ظاهرش که اینها چقدر مخربند. برخی کتاب‌هایی که امروز دیدم از این دست بود. به آقای صالحی هم گفتم. اینها را باید مراقبت کرد.»

ایشان در ادامه استفاده ابزاری از تصویر زنان روی جلد بعضی کتاب‌ها را جزو مواردی یاد کردند که وزارت ارشاد باید درباره آن مراقبت کند و گفتند: «تحت تاثیر برخی جوها نباید قرار گرفت. شما مامور اسلام و جمهوری اسلامی هستید. رودربایستی نکنید. اگر کتابی به خواننده و مخاطبش زیان می‌رساند باید جلویش را گرفت. در همین کشورهای غربی که با وقاحت دم از آزادی بیان می‌زنند محدودیت‌هایی در چاپ و انتشارات هست که اگر بیشتر از ما نباشد کمتر نیست. عمده این است که بلدند چه کار بکنند. شما هم همین طور عمل کنید.»

این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند