از زمانی که این روستا منطقه توریستی شده، غالبا شغل اهالی اسکان دادن به شهری‌ها است و پناه چند سال است که مشغول این کار است اما با توجه به هجومی که شهری‌ها به آنجا دارند کم‌کم به این فکر می‌کند که آیا بهتر است از آن روستا به شهر مهاجرت کند یا در روستا باقی بماند و با یک جدال درونی نسبت به این قضیه مواجه می‌شود. من در این فیلم می‌خواستم روی دیگری از هجوم شهری‌ها را به مناطق بکر و دست نخورده نشان بدهم؛ درواقع می‌خواستم این سوال را ایجاد کنم که آیا توریستی شدن مناطق بکر درست است یا خیر و می‌خواستم تأثیراتی را که فرهنگ‌های بزرگ و شهری روی فرهنگ‌های کوچک می‌گذارند، نشان بدهم. این فیلم از حدود ۳ ماه پیش در گروه «هنر و تجربه» در حال اکران است و از اکران آن رضایت نسبی دارم ولی واقعیت این است که «هنر و تجربه» مخاطبان خاصی دارد و متاسفانه این روزها در اکران عمومی بیشتر فیلم‌هایی فروش می‌کنند که درون‌مایه طنز و ستاره دارند اما با توجه به بضاعت «هنر و تجربه» از اکران «پناه» راضی هستم. فیلم‌هایی که در «هنر و تجربه» اکران می‌شوند چندان با سلیقه عموم جامعه مطابقت ندارند. البته این موضوع به معنای آن نیست که سلیقه عمومی خوب یا بد است بلکه منظورم این است که فیلم‌های «هنر و تجربه» حال و هوای خاص خود را دارند؛ برای مثال چندان از قصه‌های پر افت و خیز و بازیگران شناخته شده برخوردار نیستند به همین دلیل کمتر کسی به تماشای چنین آثاری می‌نشیند. از سوی دیگر معتقدم کسانی که این نوع سینما را دنبال می‌کنند از فیلم‌بین‌های جدی، دانشجویان سینما، کارگردانان فیلم‌های کوتاه و... هستند که تعداد آنها زیاد نیست. با این وجود فکر می‌کنم «پناه» بازخورد خوبی داشته است. هرچند نقدهای خوبی درباره تقابل سنت و مدرنیته در «پناه» خوانده‌ام اما خودم هم می‌دانم که فیلمم به‌عنوان فیلم اول ضعف‌هایی دارد.

6 (3)

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند