مشکل اصلی این بود که دو کمپانی یاهو و گوگل سنگ بنای ارائه‌ سرویس‌های خود (سرویس ایمیل، جست‌وجو و نقشه) را بسیار متفاوت از دیگری بنا نهادند. شرکت یاهو از راهکار تحت سیستم مدیریت فایل NetApp بهره می‌گرفت که رسیدن به رشد و توسعه سریع را برای این شرکت میسر می‌ساخت. ویژگی NetApp راه‌اندازی سریع و استفاده ساده و مبتنی‌بر ابزارهای ذخیره‌سازی بود که برای اهداف خاص ایجاد شده بودند. اما گوگل فعالیت‌های مهندسی برای توسعه زیرساخت مورد نیاز خود را آغاز و تلاش کرد تا زیرساخت‌های نرم‌افزاری ویژه شرکت خود را با عنوان Google File System  توسعه دهد. پلت‌فرمی که استفاده‌های متنوع برای تمامی سرویس‌های گوگل را به همراه داشت و امکان استفاده از آن در طیف گسترده‌ای از کاربردها را که شاید در آینده گوگل ارائه می‌داد، فراهم می‌کرد. در واقع به جای استفاده از آخرین فناوری‌ها و محصولات موجود در حوزه حافظه مورد استفاده در سرور‌ها، سیستم فایل شرکت گوگل از سرورهای فیزیکی برای پشتیبانی از معماری انعطاف‌پذیر و ارتجاعی بهره‌مند شد که مشکلات مربوط به توسعه سرویس‌ها را یک‌بار برای همیشه مرتفع می‌کرد.

سال ۲۰۱۲ که ماریسا مایر هدایت یاهو را برعهده گرفت روزنه‌های امیدی برای سر و سامان بخشیدن به اوضاع این شرکت ایجاد شد، اما بعد از چند سال این امیدها نیز به ناامیدی تبدیل شد. از اشتباهات مایر می‌توان به تبلیغ برند شخصی به جای پرداختن به مشکلات عدیده شرکت اشاره کرد. در واقع مایر بیشتر در تلاش برای ساختن برند شخصی خود بود. او با سرگرم شدن به حواشی از هدف اصلی که نجات یاهو بود دور شد. از سوی دیگر مایر تمامی کارمندانی که دورکاری می‌کردند را وادار به حضور در محل شرکت کرد. او با این کار این پیام را به کارمندان منتقل کرد که آنها مسوول مشکلات و گرفتاری‌های شرکت هستند. مایر برای جلوگیری از استعفای کارمندان برای آنها جوایز و پاداش‌هایی در نظر گرفت، اما این کار موجب شد تا کارمندانی که به یاهو وفادار بودند از این اتفاق اظهار نارضایتی کنند. مایر با زمان‌بندی‌های بی‌هدف کارمندان یاهو را از نجات شرکت ناامید کرد. او پیش‌بینی کرده بود که «به بار نشستن تلاش‌ها برای احیای یاهو ۳ تا ۵ سال زمان می‌برد.» ارقامی که در شرکت‌های تکنولوژیک و با توجه به رشد سریع فضای مجازی، بسیار طولانی هستند.