جدایی بورس از بازارها

بررسی عملکرد بازارهای مختلف در این بازه زمانی نشان می‌دهد که برخلاف بورس، سایر بازارهای دارایی بازدهی مثبتی را ثبت کرده‌اند و سرمایه‌گذارانی که در این بازارها حضور داشتند، هفته متفاوتی را پشت سر گذاشتند. بر اساس آمار، بیشترین بازدهی ۷روز گذشته متعلق به دلار آزاد بوده است. قیمت دلار آزاد در این مدت حدود ۷درصد افزایش یافته و در صدر بازارهای پربازده قرار گرفته است. پس از آن، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر طلا با بازدهی ۶.۱درصدی قرار دارند که توانستند حتی عملکردی بهتر از طلای فیزیکی ثبت کنند. طلای ۱۸عیار نیز طی این مدت حدود ۵.۲درصد رشد قیمت را تجربه کرده است. از سویی، صندوق‌های درآمد ثابت که همواره به‌عنوان یکی از کم‌ریسک‌ترین ابزارهای سرمایه‌گذاری شناخته می‌شوند، بازدهی مثبت ۰.۷۸درصدی را از آن خود کردند. هرچند این میزان رشد قابل مقایسه با بازار ارز و طلا نیست، اما در شرایطی که بورس افت ۱۰درصدی را تجربه کرده، ثبت بازدهی مثبت برای این صندوق‌ها نیز قابل‌توجه است.

این آمار نشان می‌دهد که در هفته‌ای که بورس تحت فشار فروش قرار داشت، سرمایه‌گذاران بازارهای ارز، طلا و حتی ابزارهای کم‌ریسک، وضعیت بهتری نسبت به سهامداران داشتند. کارشناسان معتقدند بررسی عملکرد یک هفته‌ای بازارها نباید مبنای تصمیم‌گیری بلندمدت سرمایه‌گذاران قرار گیرد. بازار سهام قبل از آغاز این اصلاح، هشت هفته متوالی روندی صعودی را پشت سر گذاشته بود و بخشی از افت اخیر می‌تواند در چارچوب اصلاح طبیعی قیمت‌ها پس از یک دوره رشد ارزیابی شود. با وجود این، افزایش ریسک‌های بیرونی و ابهام نسبت به وضعیت متغیرهای اقتصادی نیز در تشدید فشار فروش و خروج بخشی از نقدینگی از بازار سرمایه نقش داشته است.

به باور کارشناسان، تجربه هفته اخیر بار دیگر اهمیت تنوع‌بخشی به سبد سرمایه‌گذاری را یادآوری می‌کند. زمانی که یک بازار وارد دوره اصلاح می‌شود، ممکن است بازارهای دیگر مسیر متفاوتی را طی کنند و بخشی از زیان سرمایه‌گذاران از طریق حضور در سایر دارایی‌ها جبران شود. به همین دلیل بسیاری از فعالان حرفه‌ای بازار، همواره ترکیبی از دارایی‌های مختلف شامل سهام، طلا، صندوق‌های درآمد ثابت و سایر ابزارهای مالی را در سبد خود نگهداری می‌کنند. مقایسه بازدهی بازارها طی ۷روز گذشته نشان می‌دهد که برندگان این دوره، سرمایه‌گذاران بازار ارز و طلا بوده‌اند؛ درحالی‌که برخی سهامداران هفته‌ای دشوار را پشت سر گذاشتند. اینکه این روند در هفته‌های آینده نیز ادامه پیدا کند یا بورس بار دیگر به مسیر صعود بازگردد، تا حد زیادی به کاهش ریسک‌های موجود، بازگشت اعتماد سرمایه‌گذاران و ورود دوباره سرمایه‌های خرد به بازار سرمایه وابسته خواهد بود.

فراز فرود ۷ روزه بازارها

با وجود ریزش قابل‌توجه شاخص‌ها در هفته گذشته، بسیاری از تحلیلگران تاکید می‌کنند که چنین اصلاحی بخشی از ذات بازار سرمایه است و نباید به‌تنهایی موجب نگرانی یا تصمیم‌های هیجانی سرمایه‌گذاران شود. بورس پس از ۲ماه صعود مستمر، نیاز به استراحت و اصلاح قیمتی داشت و این موضوع در بسیاری از دوره‌های رونق بازار نیز سابقه داشته است. تجربه نشان داده است سرمایه‌گذارانی که در مواجهه با نوسانات کوتاه‌مدت تصمیم‌های احساسی گرفته‌اند، معمولا بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند. از این رو، ارزیابی شرایط بر مبنای چشم‌انداز میان‌مدت و بلندمدت، پرهیز از رفتارهای هیجانی و پایبندی به استراتژی سرمایه‌گذاری، می‌تواند از بروز زیان‌های ناشی از تصمیم‌های شتاب‌زده جلوگیری کند. در همین رابطه ابراهیم سماوی، کارشناس بازارهای مالی، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» درباره ریزش اخیر بورس اظهار کرد: بورس تهران در ۷روز معاملاتی اخیر (از ۱۷ تا ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵) وارد فاز اصلاح شد. اگرچه در نگاه نخست بخشی از این ریزش می‌تواند ناشی از شناسایی سود پس از هشت هفته رشد متوالی بازار باشد، اما تداوم فشار فروش، خروج سنگین پول حقیقی و همزمانی این روند با رشد نرخ ارز و طلا نشان داد که بازار وارد مرحله‌ای فراتر از یک اصلاح تکنیکال شده است.

او افزود: در واقع بورس طی این دوره از فاز قیمت‌گذاری خوش‌بینانه نسبت به کنترل تنش‌های سیاسی خارج شد و وارد مرحله بازقیمت‌گذاری ریسک شد.

این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به روند شاخص کل گفت: شاخص کل بورس در پایان معاملات ۱۶تیرماه در محدوده ۵‌میلیون و ۳۱۱هزار واحد قرار داشت. در آن روز فضای بازار کاملا مثبت بود؛ به‌طوری‌که حدود ۹۴درصد نمادها در محدوده مثبت معامله شدند و بیش از ۴ هزار‌میلیارد تومان پول حقیقی‌ها وارد بازار شد. این رفتار نشان داد، بخش مهمی از فعالان بازار همچنان سناریوی کنترل تنش، کاهش ریسک سیاسی و بازگشت تحولات به مسیر مذاکره را محتمل‌تر می‌دانستند.

ابراهیم سماوی ادامه داد: اما از ۱۷تیرماه جهت بازار تغییر کرد و بورس وارد هفت روز متوالی نزولی شد. در پایان معاملات ۲۷تیر، شاخص کل تا محدوده ۴‌میلیون و ۷۷۷هزار واحد عقب نشست؛ یعنی بیش از ۵۳۸ هزار واحد، معادل حدود ۱۰درصد، تنها در هفت جلسه معاملاتی کاهش یافت.

سماوی با اشاره به وضعیت شاخص هموزن اظهار کرد: شاخص هموزن نیز در این دوره بیش از ۶درصد افت کرد. کمتر بودن شدت افت شاخص هموزن نسبت به شاخص کل نشان می‌دهد؛ فشار فروش در شرکت‌های بزرگ و شاخص‌ساز شدیدتر بوده است. به‌ویژه شرکت‌هایی که حساسیت بیشتری نسبت به صادرات، نرخ ارز، ریسک‌های سیاسی و متغیرهای کلان اقتصادی دارند. با این حال، در ادامه روند نزولی، فشار فروش به تدریج فراگیر شد و در پایان معاملات ۲۷تیر حدود ۸۵درصد نمادهای بازار در محدوده منفی قرار گرفتند.

او مهم‌ترین نشانه تغییر رفتار بازار را جریان پول دانست و گفت: در نخستین روز این روند نزولی، یعنی ۱۷تیر، شاخص کل کمتر از نیم‌درصد کاهش یافت، اما حدود ۶.۹هزار‌میلیارد تومان پول حقیقی از بازار خارج شد. این واگرایی نشان می‌دهد سرمایه‌گذاران حقیقی پیش از آنکه شدت ریزش در شاخص‌ها نمایان شود، در حال کاهش ریسک پرتفوی خود بودند.

ابراهیم سماوی افزود: خروج پول در روزهای بعد نیز ادامه یافت و حتی در مقاطعی که بازار با تقاضای کوتاه‌مدت مواجه شد، جریان ورود پول حقیقی به شکل پایدار بازنگشت. این رفتار بیانگر تغییر جدی انتظارات و کاهش تمایل سرمایه‌گذاران به پذیرش ریسک است.

این کارشناس بازار سرمایه تصریح کرد: در ادامه این روند، شاخص کل به سرعت سطوح حمایتی مهم خود را از دست داد و حتی سطح روانی پنج‌میلیون واحد نیز شکسته شد. تلاش‌های مقطعی برای بازگشت بازار نیز پایدار نبود و هر موج تقاضا با عرضه جدید مواجه شد. این موضوع نشان می‌دهد مساله اصلی بازار در شرایط فعلی کمبود ارزندگی نیست، بلکه افزایش نااطمینانی و کاهش قابلیت پیش‌بینی آینده است. به گفته این کارشناس، در چنین شرایطی، حتی سهامی که از منظر بنیادی به سطوح جذاب قیمتی رسیده‌اند نیز با تقاضای قدرتمند مواجه نمی‌شوند؛ زیرا سرمایه‌گذاران بیش از آنکه به ارزندگی توجه کنند، نگران ریسک‌های پیش‌رو هستند.

سماوی با مقایسه عملکرد بورس و بازارهای موازی گفت: درحالی‌که شاخص کل بورس در این ۷ روز حدود ۱۰درصد افت کرد، نرخ دلار آزاد از محدوده ۱۷۴ تا ۱۷۵هزار تومان به حوالی ۱۹۲هزار تومان رسید و بازدهی حدود ۷درصدی را ثبت کرد. طلا و سکه نیز عملکرد مثبتی داشتند و بازدهی آنها در این دوره بیش از ۵درصد بوده است.

او افزود: برندگان اصلی این دوره دلار، طلا و سکه بودند و بورس ضعیف‌ترین عملکرد را ثبت کرد. این واگرایی با رفتار کلاسیک سرمایه‌گذاران در دوره‌های افزایش ریسک سیستماتیک مطابقت دارد؛ دوره‌هایی که سرمایه از دارایی‌های مولد به سمت دارایی‌هایی حرکت می‌کند که توان بیشتری برای حفظ ارزش سرمایه و پوشش ریسک‌های سیاسی و ارزی دارند.

واکنش فوری بورس

این کارشناس درباره علت اصلی واکنش شدید بورس اظهار کرد: یکی از مهم‌ترین دلایل این افت، تفاوت میان انتظارات اولیه بازار و واقعیت تحولات بعدی بود. سناریوی غالب در میان فعالان بازار این بود که درگیری‌ها از سطح مشخصی فراتر نخواهد رفت و در نهایت مسیر تحولات به سمت کنترل تنش و دیپلماسی بازخواهد گشت، اما تداوم و تشدید درگیری‌ها باعث شد این فرض تغییر کند و احتمال سناریوهای پرهزینه‌تر افزایش یابد. ابراهیم سماوی گفت: از منظر مالی، این اتفاق را می‌توان قیمت‌گذاری مجدد صرف ریسک ژئوپلیتیک دانست. زمانی که احتمال وقوع سناریوهای پرریسک افزایش می‌یابد، سرمایه‌گذار برای نگهداری سهام بازده بیشتری مطالبه می‌کند. در نتیجه نرخ تنزیل افزایش یافته و ارزش فعلی جریان‌های نقدی آینده کاهش می‌یابد.

او افزود: علاوه بر این، تشدید درگیری‌ها سودآوری شرکت‌ها را نیز با عدم‌قطعیت بیشتری مواجه می‌کند. صادرات، حمل‌ونقل، بیمه، تامین انرژی، زنجیره تامین و هزینه‌های عملیاتی ممکن است تحت تاثیر قرار گیرند. به همین دلیل، بازار همزمان هم نرخ تنزیل را افزایش می‌دهد و هم نسبت به تحقق سودهای آینده محافظه‌کارتر می‌شود. این موضوع توضیح می‌دهد چرا رشد نرخ دلار نیز نتوانست اثر فوری و قدرتمندی بر قیمت سهام داشته باشد.

ابراهیم سماوی تاکید کرد: ریزش ۷‌روزه بورس را نباید صرفا یک اصلاح قیمتی دانست. افت حدود ۱۰درصدی شاخص کل در کنار رشد بازارهای ارز و طلا، از تغییر جدی ترجیحات سرمایه‌گذاران حکایت دارد. بازار از فاز پذیرش ریسک به سمت حفظ سرمایه حرکت کرده و تا زمانی که نشانه‌های معتبری از کاهش ریسک‌های سیاسی، بازگشت پول حقیقی و بهبود انتظارات نسبت به آینده مشاهده نشود، نااطمینانی همچنان مهم‌ترین متغیر اثرگذار بر رفتار بورس خواهد بود.