وعده‌های رنگارنگ رمزارزی

بازار رمزارزها در سال‌های اخیر به یکی از پرهیجان‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین میدان‌های سرمایه‌گذاری در جهان تبدیل شده؛ بازاری که در آن ‌میلیاردها دلار سرمایه جابه‌جا می‌شود و هر روز تحلیلگران، معامله‌گران و موسسات مالی تلاش می‌کنند مسیر آینده آن را پیش‌بینی کنند. با این حال، تجربه سال‌های گذشته نشان داده که حتی دقیق‌ترین مدل‌های تحلیلی و معتبرترین گزارش‌های پژوهش نیز بارها در برابر رفتار غیرقابل پیش‌بینی این بازار ناکام مانده‌اند. حال این پرسش اساسی مطرح می‌شود که آیا مشکل از ضعف تحلیل‌هاست یا اینکه ذات بازارهای مالی، به‌ویژه رمزارزها، به گونه‌ای است که پیش‌بینی دقیق آینده را دشوار و حتی ناممکن می‌کند؟

در همین راستا، یزدان عباسی، محقق بازار رمزارزها، در همایش «چشم‌انداز اقتصاد ایران ۱۴۰۵» که ۳۰ تیرماه برگزار شد، به بررسی ماهیت پیچیده بازارهای مالی، محدودیت‌های پیش‌بینی و دلایل خطای تحلیلگران در بازار رمزارز پرداخت و توضیح داد چرا در چنین سیستمی، بیش از آنکه پیش‌بینی آینده اهمیت داشته باشد، شناخت رفتار بازار و مدیریت ریسک اهمیت پیدا می‌کند.

عباسی در آغاز سخنان خود تاکید کرد که بازار رمزارز در سال‌های اخیر به یکی از جذاب‌ترین حوزه‌های سرمایه‌گذاری تبدیل شده و افراد زیادی تلاش کرده‌اند آینده این بازار را با استفاده از تحلیل‌های تکنیکال، داده‌های تاریخی و مدل‌های آماری پیش‌بینی کنند. با وجود این تلاش‌ها، تجربه نشان داده که بخش بزرگی از این پیش‌بینی‌ها با واقعیت فاصله دارد و حتی معتبرترین موسسات پژوهشی نیز بارها در برآورد آینده بازار دچار خطا شده‌اند. همین موضوع این پرسش را مطرح می‌کند که آیا مشکل از تحلیلگران بوده یا اینکه ذات بازارهای مالی به گونه‌ای شکل گرفته که امکان پیش‌بینی دقیق را از بین می‌برد.

این پرسش نقطه آغاز بحثی است که تلاش می‌کند نگاه متفاوتی به بازار رمزارز ارائه دهد. برخلاف بسیاری از تحلیل‌هایی که تنها بر نمودارها یا شاخص‌های قیمتی تمرکز می‌کنند، این دیدگاه سعی دارد ریشه خطاهای پیش‌بینی را در ماهیت سیستم‌های پیچیده جست‌وجو کند. بر همین اساس، پیش از آنکه درباره آینده بیت‌کوین یا سایر رمزارزها صحبت شود، باید مشخص شود که اساسا پیش‌بینی در چنین بازاری تا چه اندازه امکان‌پذیر است.

بن‌بست پیش‌بینی در هزارتوی رمزارز

در سال‌های گذشته موسسات معتبر بین‌المللی گزارش‌های متعددی درباره آینده بازار رمزارز منتشر و تلاش کردند مسیر رشد این صنعت را بر اساس داده‌های تاریخی ترسیم کنند. این گزارش‌ها معمولا با استفاده از اطلاعات گسترده، مدل‌های آماری و تحلیل رفتار بازار تهیه شدند و انتظار می‌رفت درصد بالایی از پیش‌بینی‌های آنها به واقعیت تبدیل شود. با این حال، مرور عملکرد همین گزارش‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از آنها با خطاهای قابل‌توجهی همراه بودند.

یکی از مهم‌ترین پیش‌بینی‌ها به رفتار بیت‌کوین پس از پنجمین‌ هاوینگ مربوط می‌شد. تحلیلگران معتقد بودند که با نزدیک شدن میزان استخراج بیت‌کوین به سقف نهایی، تاثیر‌هاوینگ بر قیمت کاهش پیدا می‌کند و بازار دیگر رشدها و ریزش‌های شدید گذشته را تجربه نخواهد کرد. استدلال آنها نیز منطقی به نظر می‌رسید، زیرا بخش بزرگی از بیت‌کوین‌ها پیش از آن استخراج شده بود و کاهش پاداش استخراج دیگر نمی‌توانست مانند سال‌های ابتدایی عرضه را دگرگون کند.

اما روند واقعی بازار مسیر دیگری را طی کرد. بیت‌کوین پس از‌ هاوینگ نه‌تنها رشد قابل‌توجهی را تجربه کرد، بلکه توانست به محدوده قیمتی صد هزار دلار برسد و پس از آن نیز بار دیگر افتی نزدیک به ۵۰ درصد را ثبت کند. این اتفاق نشان داد که حتی منطقی‌ترین مدل‌های تحلیلی نیز نتوانسته بودند رفتار واقعی بازار را پیش‌بینی کنند.

همچنین عباسی افزود که نمونه دیگری از این خطاها به بازار NFT و سایر دارایی‌های دیجیتال مربوط می‌شد. برخی گزارش‌ها پیش‌بینی کرده بودند که ارزش این بازار در بازه زمانی مشخصی به حدود صد‌میلیارد دلار برسد، اما روند رشد بازار با آنچه انتظار می‌رفت تفاوت داشت و زمان تحقق این هدف تغییر کرد. وضعیت مشابهی درباره استیبل‌کوین‌ها نیز مشاهده شد. بسیاری از موسسات انتظار داشتند ارزش بازار استیبل‌کوین‌ها تا پایان‌دوره مورد بررسی به یک تریلیون دلار برسد، اما رقم واقعی فاصله قابل‌توجهی با این برآورد داشت.

در حوزه دیفای نیز پیش‌بینی‌ها چندان دقیق نبودند. تحلیلگران تصور می‌کردند ارزش دارایی‌های قفل‌شده در پروژه‌های مالی غیرمتمرکز از مرزهای مشخصی عبور خواهد کرد، اما وقوع هک‌های بزرگ، تغییر رفتار کاربران و شرایط اقتصادی باعث شد مسیر بازار با برآوردهای اولیه تفاوت پیدا کند. خزانه‌داری شرکت‌های فعال در حوزه رمزارز، بازارهای پیش‌بینی مبتنی بر بلاک‌چین، پروژه‌های توکنیزه کردن دارایی‌های واقعی، راهکارهای لایه دوم و حتی رشد بازار هوش مصنوعی نیز همگی با اختلافی محسوس نسبت به پیش‌بینی‌های اولیه حرکت کردند. نکته مهم این بود که این خطاها تنها به یک حوزه محدود نمی‌شد و تقریبا در بخش‌های مختلف اکوسیستم رمزارز مشاهده می‌شد.

عباسی گفت که همین اتفاق پرسش مهمی را ایجاد می‌کند. آیا افرادی که این گزارش‌ها را تهیه کرده‌اند، دانش کافی نداشته‌اند؟ آیا آنها تحلیل تکنیکال یا تحلیل بنیادی را به‌درستی نمی‌شناخته‌اند؟ پاسخ چندان ساده نیست، زیرا بسیاری از این گزارش‌ها توسط متخصصانی تهیه شده‌اند که سال‌ها تجربه فعالیت در بازارهای مالی داشته‌اند و به ابزارهای تحلیلی پیشرفته دسترسی داشته‌اند. بنابراین نمی‌توان علت خطا را تنها به ضعف تحلیلگران نسبت داد.

سرمایه‌گذاران در آینه کریپتو

بررسی تجربه معامله‌گران حرفه‌ای نیز همین موضوع را تایید می‌کند. بسیاری از فعالان باسابقه بازار با وجود سال‌ها مطالعه و استفاده از ابزارهای تحلیلی، زیان‌های سنگینی را تجربه کرده‌اند. حتی افرادی که مدت زیادی در بازار حضور داشته‌اند، گاهی بخش بزرگی از سرمایه خود را از دست داده‌اند. وقتی آمارها نیز نشان می‌دهد که بخش عمده معامله‌گران خرد در نهایت بازنده هستند، باید پذیرفت که مساله تنها به مهارت افراد مربوط نمی‌شود و عامل عمیق‌تری در این میان وجود دارد.

به گفته عباسی برای درک این مساله، مقایسه بازارهای مالی با پیش‌بینی وضعیت آب‌وهوا می‌تواند تصویر روشن‌تری ارائه دهد. پیش‌بینی هوا در گذشته با خطاهای زیادی همراه بود، اما امروزه دقت آن به شکل محسوسی افزایش یافته است. دلیل این پیشرفت آن است که دانشمندان توانسته‌اند متغیرهای موثر بر وضعیت جوی را شناسایی کنند و رابطه میان این متغیرها را با دقت بیشتری بررسی کنند. فشار هوا، دما، رطوبت، جهت وزش باد و ده‌ها عامل دیگر در قالب مدل‌های علمی بررسی می‌شوند و هرچه شناخت این روابط کامل‌تر شود، دقت پیش‌بینی نیز افزایش پیدا می‌کند.

اما بازارهای مالی تفاوت مهمی با سامانه‌های طبیعی دارند. زمانی که سازمان هواشناسی اعلام می‌کند فردا باران می‌بارد، برداشتن چتر توسط مردم تغییری در وضعیت ابرها ایجاد نمی‌کند و رفتار انسان‌ها مسیر حرکت سامانه‌های جوی را تغییر نمی‌دهد. در نتیجه، پیش‌بینی هوا خود به عاملی برای تغییر نتیجه تبدیل نمی‌شود.

بازارهای مالی دقیقا برعکس عمل می‌کنند. هنگامی که تعداد زیادی از سرمایه‌گذاران پیش‌بینی می‌کنند قیمت یک دارایی افزایش پیدا خواهد کرد، همان پیش‌بینی باعث می‌شود افراد بیشتری برای خرید اقدام کنند و رفتار بازار تغییر کند. در مقابل، اگر پیش‌بینی‌ها از سقوط قیمت خبر بدهند، معامله‌گران برای فروش هجوم می‌آورند و همین واکنش جمعی مسیر بازار را دگرگون می‌کند. بنابراین خودِ پیش‌بینی به بخشی از سیستم تبدیل می‌شود و آینده‌ای را که قرار بود توصیف کند، تغییر می‌دهد. همین ویژگی، بازارهای مالی را از بسیاری از سیستم‌های قابل پیش‌بینی متمایز می‌کند.

میلیون‌ها  تصمیم در بازار

برای توضیح علت خطای پیش‌بینی در بازارهای مالی، می‌توان از یکی از مشهورترین مسائل علم فیزیک یعنی مساله سه‌جسم استفاده کرد. تصور کنید سه جرم با جرم مشخص در فضایی خالی قرار بگیرند و تنها نیروی گرانش میان آنها برقرار باشد. در نگاه اول شاید تصور شود که با دانستن قوانین فیزیک می‌توان مسیر حرکت هر سه جرم را به‌سادگی محاسبه کرد، اما در عمل چنین اتفاقی رخ نمی‌دهد. این سامانه پس از مدتی وارد وضعیتی می‌شود که دانشمندان آن را «آشوب» می‌نامند. آشوب به معنای بی‌نظمی ساده نیست، بلکه وضعیتی است که در آن کوچک‌ترین تغییر در شرایط اولیه می‌تواند آینده سیستم را به‌طور کامل دگرگون کند و امکان پیش‌بینی دقیق را از بین ببرد.

به گفته عباسی ویژگی مهم این سیستم آن است که هر جسم هم‌زمان‌بر سایر اجسام اثر می‌گذارد و از آنها تاثیر می‌پذیرد. به بیان دیگر، رفتار هر جزء نتیجه رفتار اجزای دیگر است و همین رفتار جدید دوباره روی کل سیستم اثر می‌گذارد. این چرخه بازخورد دائما تکرار می‌شود و باعث می‌شود مسیر حرکت سامانه به‌شدت به شرایط اولیه وابسته باشد. در چنین شرایطی حتی اگر قوانین حاکم بر سیستم کاملا مشخص باشند، باز هم امکان پیش‌بینی بلندمدت وجود نخواهد داشت، زیرا تغییرات کوچک به مرور زمان بزرگ‌تر می‌شوند و نتیجه نهایی را تغییر می‌دهند.

بازارهای مالی نیز دقیقا چنین رفتاری دارند. زمانی که تحلیلگری آینده بازار را پیش‌بینی می‌کند، معامله‌گران براساس همان پیش‌بینی تصمیم می‌گیرند. این تصمیم‌ها قیمت را تغییر می‌دهد و تغییر قیمت باعث می‌شود معامله‌گران دوباره رفتار خود را اصلاح کنند. بنابراین خود پیش‌بینی به یکی از متغیرهای اصلی بازار تبدیل می‌شود و آینده‌ای را که قرار بود توصیف کند، دگرگون می‌سازد. به همین دلیل نمی‌توان بازارهای مالی را مانند بسیاری از پدیده‌های طبیعی مدل‌سازی کرد، زیرا واکنش بازیگران بازار بخشی از معادله و هر لحظه نتیجه را تغییر می‌دهد.

برای روشن‌تر شدن این مفهوم، می‌توان به منظومه شمسی اشاره کرد. سال‌ها دانشمندان تلاش کردند علت پایداری حرکت سیارات را توضیح دهند. نیوتن قوانین گرانش را مطرح کرد، اما نتوانست دلیل پایداری کامل منظومه را توضیح دهد. پس از او نیز لاپلاس تلاش کرد این مساله را حل کند، اما پژوهش‌های بعدی نشان داد که منظومه شمسی نیز کاملا پایدار نیست و تنها وجود خورشید به‌عنوان جرم بسیار بزرگ، روند بی‌ثبات شدن آن را به تاخیر انداخته است. خورشید مانند یک نیروی تثبیت‌کننده عمل می‌کند و اجازه نمی‌دهد سیارات به‌سرعت از مدار خود خارج شوند. همین مثال نشان می‌دهد که حتی در سامانه‌های طبیعی نیز مفهوم پایداری مطلق وجود ندارد و تنها برخی عوامل می‌توانند سرعت آشوب را کاهش دهند.

سیستم‌های پیچیده تنها در علوم تخصصی دیده نمی‌شوند، بلکه در زندگی روزمره نیز نمونه‌های فراوانی دارند. ویژگی اصلی این سیستم‌ها آن است که رفتار هر جزء می‌تواند بر کل مجموعه اثر بگذارد و نتیجه‌ای ایجاد کند که از ابتدا قابل پیش‌بینی نیست.

بازار رمزارز نیز نمونه‌ای از همین سیستم‌هاست. در این بازار، سرمایه‌گذاران تنها ناظر نیستند، بلکه بخشی از فرآیند شکل‌گیری قیمت محسوب می‌شوند. اگر تعداد زیادی از افراد به رشد یک دارایی باور داشته باشند، همین انتظار می‌تواند موج خرید ایجاد کند و قیمت را تغییر دهد. در مقابل، ترس جمعی نیز می‌تواند فشار فروش ایجاد کند و مسیر بازار را تغییر دهد. بنابراین رفتار و انتظار معامله‌گران، خود به یکی از عوامل سازنده آینده بازار تبدیل می‌شود.

برای بررسی این موضوع، شبیه‌سازی ساده‌ای از رفتار چند معامله‌گر با استراتژی‌های مختلف انجام شد. در این مدل، تنها تغییرات کوچکی مانند زمان ورود معامله‌گران، میزان سرمایه اولیه یا توقف کوتاه‌مدت یکی از آنها اعمال شد، اما همین تغییرهای جزئی باعث تفاوت چشم‌گیر در نتیجه نهایی شد. این آزمایش نشان داد که حتی تغییرات کوچک در شرایط اولیه می‌تواند مسیر یک سیستم پیچیده را به‌طور کامل تغییر دهد.

حال اگر چنین حساسیتی در یک مدل محدود با چند معامله‌گر دیده شود، می‌توان تصور کرد بازار واقعی با‌میلیون‌ها سرمایه‌گذار، هزاران استراتژی، عوامل اقتصادی، اخبار سیاسی و متغیرهای ناشناخته تا چه اندازه پیچیده‌تر است. در چنین فضایی، هیچ فردی نمی‌تواند تمام عوامل موثر را همزمان در نظر بگیرد و همین موضوع، پیش‌بینی دقیق آینده بازار را بسیار دشوار می‌کند.

راه عبور از آشوب

اگر بازار رمزارز ذاتا غیرقابل پیش‌بینی است، آیا باید از آن فاصله گرفت؟ پاسخ منفی است. عباسی در این باره تاکید کرد که تفاوت مهمی میان معامله‌گری کوتاه‌مدت و سرمایه‌گذاری بلندمدت وجود دارد. بررسی عملکرد دارایی‌های مختلف در سال‌های گذشته نشان می‌دهد که بیت‌کوین در مقایسه با بسیاری از بازارها بازدهی قابل‌توجهی داشته است، اما این موضوع به معنای موفقیت معامله‌گری روزانه نیست. اتفاقا تجربه نشان می‌دهد بخش بزرگی از معامله‌گران خرد سرمایه خود را از دست می‌دهند، زیرا تصور می‌کنند می‌توانند آینده بازار را با دقت پیش‌بینی کنند.

عباسی در ادامه سخنان خود تاکید کرد که به جای تلاش برای پیش‌بینی دائمی نوسان‌های بازار، می‌توان رویکرد متفاوتی را انتخاب کرد. سرمایه‌گذار باید هدف مشخصی برای خود تعیین کند، دارایی مورد نظر را با برنامه خریداری کند و تا زمان رسیدن به هدف، هر روز نمودار قیمت را دنبال نکند. زمانی که سرمایه به هدف تعیین‌شده رسید، بهتر است تصمیم خروج براساس همان برنامه اولیه اجرا شود و فرد تصور نکند که می‌تواند آینده بازار را بهتر از دیگران پیش‌بینی کند. این رویکرد، فشار روانی سرمایه‌گذار را کاهش می‌دهد و احتمال گرفتار شدن در تصمیم‌های هیجانی را نیز کمتر می‌کند.

در نهایت می‌توان گفت که بزرگ‌ترین خطای فعالان بازار رمزارز، اعتماد بیش از اندازه به قدرت پیش‌بینی است. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که حتی معتبرترین موسسات پژوهشی، تحلیلگران حرفه‌ای و معامله‌گران باسابقه نیز بارها در پیش‌بینی آینده بازار دچار اشتباه شده‌اند. علت اصلی این خطا به کمبود دانش یا ضعف ابزارهای تحلیلی محدود نمی‌شود، بلکه از ماهیت پیچیده بازارهای مالی ناشی می‌شود. بازاری که در آن هر پیش‌بینی رفتار معامله‌گران را تغییر می‌دهد و همین رفتار، آینده بازار را دوباره می‌سازد، هرگز به‌طور کامل قابل پیش‌بینی نخواهد بود. به همین دلیل، موفقیت در بازار رمزارز بیش از آنکه به پیش‌بینی دقیق وابسته باشد، به مدیریت سرمایه، کنترل هیجان و داشتن استراتژی بلندمدت وابسته است.