اما واقعیت این است که این گونه تدابیر ستون‌های سیاست آمریکا در حوزه فناوری در قبال چین را برای آینده نزدیک مشخص کرده‌اند. این سیاست مبتنی بر محدود کردن جریان فناوری به چین، تغییر ساختار زنجیره‌های بین‌المللی عرضه و سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوظهور در داخل آمریکا است. حتی اگر در انتخابات ماه نوامبر ترامپ شکست بخورد، بعید است دولت بعدی آمریکا این روند را متوقف کند.

واکنش‌های چین نیز اخیرا آشکار شده است. چین برای کاستن از آسیب‌پذیری خود در حوزه زنجیره عرضه یعنی آن بخش‌هایی از این زنجیره که به آمریکا وابسته است به سرعت تلاش می‌کند ترتیبی دهد تا نیمه‌هادی‌ها و دیگر فناوری‌های پیشرفته را در داخل تولید کند. رهبران چین برای دستیابی به این هدف درحال بسیج کردن شرکت‌های فناوری، مستحکم کردن ارتباط‌ها با کشورهای مشارکت‌کننده در برنامه راه ابریشم قرن ۲۱ و دنبال کردن کارزار جاسوسی صنعتی و سایبری هستند. تردیدی وجود ندارد که جنگ سرد فناوری آغاز شده، اما هنوز مشخص نیست آیا کسی از این جنگ سود می‌برد یا نه و اگر جواب مثبت است چه کسی از آن منفعت خواهد برد.

در یک دنیای دوقطبی از لحاظ فناوری، سرعت نوآوری‌ها حداقل در کوتاه‌مدت کند خواهد بود. همچنین هزینه‌ها افزایش خواهد یافت. دویچه بانک در یک گزارش تخمین زده هزینه جنگ سرد فناوری طی ۱۵ سال آینده حداقل ۳۵۰۰ میلیارد دلار خواهد بود. با این حال رهبران چین و آمریکا امیدوارند با تبدیل کردن پیشرفت فناوری به یک موضوع امنیت ملی بر سرعت آن بیفزایند. در حوزه استراتژی‌های چین در مقابله با آمریکا باید به چند موضوع اشاره کرد. ترامپ رقابت با چین در حوزه فناوری را آغاز کرده است و حتی اگر در انتخابات پیش رو، جو بایدن به پیروزی برسد تغییرات بزرگی در این مسیر به وجود نخواهد آمد. برای مثال دولت آمریکا برای رفع نگرانی‌ها درباره سانسور و نشت داده‌ها که حاصل فعالیت تیک تاک، وی‌چت و دیگر اپلیکیشن‌های چینی است، در نهایت چارچوب‌های قانونی سختگیرانه‌تر در حوزه حفاظت از حریم خصوصی ایجاد خواهد کرد و دولت بعدی می‌تواند تغییرات فراگیرتری اعمال کند که بر روند رقابت اثر خواهد گذاشت.

برای مثال اگر واشنگتن روابط خود با هم‌پیمان‌های آمریکا را مستحکم‌تر می‌کرد، شرکای آمریکا برای همکاری در ایجاد استانداردهای بین‌المللی، حفاظت از دارایی‌های معنوی حساس و سرمایه‌گذاری در نسل پنجم شبکه اینترنت تمایل بیشتری داشتند. دولت کنونی آمریکا پیشنهاد داده بودجه غیردفاعی در حوزه هوش مصنوعی و علوم اطلاعات کوانتومی ۳۰ درصد افزایش یابد، اما احتمالا بودجه دیگر تحقیقات علمی نیز افزایش خواهد یافت. سیاست‌های هوشمندانه‌تر در حوزه مهاجرت سبب خواهد شد بسیاری از برترین نخبه‌ها به‌دنبال فرصت‌های زندگی و فعالیت در کانادا، انگلستان، اتحادیه اروپا و استرالیا نباشند و به ایالات‌متحده مهاجرت کند. در این حالت توان رقابت آمریکا در زمینه نیمه‌هادی‌ها و هوش‌مصنوعی افزایش خواهد یافت.

اما تمامی این تغییرات حول همان استراتژی اصلی یعنی مسدود کردن جریان فناوری به چین، تغییر زنجیره عرضه فناوری پیشرفته و تقویت نوآوری در ایالات‌متحده رخ خواهد داد. چین کاملا از این استراتژی ایالات‌متحده آگاه است، در نتیجه درحال آماده کردن خود برای آینده‌ای است که در آن نمی‌تواند برای داشتن فناوری‌های ضروری روی آمریکا حساب کند. سال‌جاری میلادی کنگره ملی خلق چین یک برنامه پنج ساله را معرفی کرد که در آن شهرداری‌ها، استان‌ها و شرکت‌ها در مجموع نزدیک به ۱۴۰۰ میلیارد دلار در ایجاد زیرساخت‌های جدید از طریق هوش مصنوعی، مراکز داده، اینترنت نسل پنجم، اینترنت صنعتی و دیگر فناوری‌های جدید سرمایه‌گذاری خواهند کرد. سیاستمداران چین به‌ویژه به‌دنبال کاستن از وابستگی کشورشان به آمریکا در زمینه نیمه‌هادی‌ها هستند. اکتبر سال گذشته میلادی، پکن یک صندوق ۲۹ میلیارد دلاری نیمه‌هادی تاسیس کرد و در ماه آگوست مقامات چین برای حمایت از صنایع تولیدکننده تراشه، سیاست‌های جدید به اجرا گذاشتند. این سیاست‌ها شامل ایجاد مزیت‌های مالیاتی، حمایت در حوزه تحقیق و توسعه و تشویق شرکت‌های بین‌المللی تولیدکننده نیمه‌هادی برای انتقال فعالیت‌ها به چین است. برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد دو شرکت تولیدکننده تراشه که مورد حمایت دولت چین هستند، بیش از ۱۰۰ مهندس ارشد را از شرکت تایوانی تولیدکننده نیمه‌هادی‌ها استخدام کرده‌اند و اخیرا یک شرکت که در حوزه امنیت سایبری فعالیت می‌کند از یک پروژه دو ساله هک پرده برداشت که در آن کدهای سورس، کیت‌های توسعه نرم‌افزار و طرح‌های تراشه از ۷ شرکت تایوانی تولیدکننده تراشه سرقت شده است. به‌نظر می‌‌رسد تلاش‌ها برای کاستن از وابستگی چین به آمریکا به پیشرفت برنامه فراگیرتر توسعه اقتصادی چین کمک کرده است. رسانه دولتی چین اخیرا به تبلیغ اندیشه‌های اقتصادی رئیس‌جمهور این کشور که نظریه جریان دوگانه نامیده می‌شود پرداخته است. اگرچه جزئیات این نظریه مشخص نیست اما به‌نظر می‌رسد در این نظریه، به مصرف داخلی، بازارها و شرکت‌های داخلی اولویت داده می‌شود تا پس از چند دهه رشد اقتصادی مبتنی بر صادرات، چین در حوزه فناوری به خودکفایی برسد. معاون نخست‌وزیر چین مدت‌هاست مشغول شناسایی آن دسته از شرکت‌های این کشور است که در خطر تحریم‌های آمریکا قرار دارند. شرکت‌هایی که مشخص شود بیشتر در معرض این ریسک هستند، در حوزه تحقیق و توسعه بیشتر از حمایت مالی دولت برخوردار خواهند شد. از سوی دیگر، دولت چین برای حمایت از اهداف ملی تلاش می‌کند شرکت‌های خصوصی فعال در حوزه فناوری را بسیج کند. رئیس‌جمهور چین ماه ژوئیه در یک نشست با کارآفرین‌های این کشور از آنها خواست برای نوآوری اولویت قائل شوند. بیش از نیمی از ۲۵ مدیری که در این نشست حضور داشتند در حوزه فناوری‌های نوظهور نظیر تولید تراشه، هوش مصنوعی و تولید هوشمند فعالیت می‌کنند. شرکت علی بابا سپتامبر سال ۲۰۱۸ یک بخش نیمه‌هادی‌ها را راه‌اندازی کرد و شرکت بایدو ژوئیه سال گذشته میلادی یک تراشه هوشمند را تولید کرد. علی بابا و تانسانت اعلام کرده‌اند در حوزه خدمات ابری و مراکز داده، سرمایه‌گذاری‌های عظیمی خواهند کرد تا از زیرساخت جدید حمایت کنند. چین در مسیر متنوع کردن زنجیره عرضه خود به طرف روش‌های اوپن سورس حرکت کرده، زیرا معتقد است این نوع منابع در معرض تحریم آمریکا قرار نمی‌گیرد. برای مثال شرکت هوآوی اعلام کرده برای جذب توسعه‌دهندگان جهت جایگزین کردن خدمات موبایل گوگل، یک میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خواهد کرد. از سوی دیگر شرکت‌های چینی بر توسعه زیرساخت دیجیتال برای کشورهای مشارکت‌کننده در پروژه عظیم راه ابریشم قرن ۲۱ تمرکز کرده‌اند. در واقع هدف، مستحکم کردن ارتباط با تعداد بیشتری از کشورها برای کاستن از وابستگی به زنجیره عرضه کنونی است. در نهایت باید به این نکته اشاره کرد که شرکت‌های آمریکایی فعال در حوزه فناوری در معرض اقدامات تلافی‌جویانه چین قرار دارند. چین و آمریکا درحال آماده شدن برای یک رقابت بلندمدت در حوزه فناوری هستند، رقابتی که نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هیچ تغییری در آن به‌وجود نخواهد آورد.

 

این مطلب برایم مفید است
7 نفر این پست را پسندیده اند