موسیقی واژه‌ای یونانی برگرفته از واژه (Mousika) و از ریشه (Muse) که نام یکی از ۹ الهه حافظ شعر و هنرهای یونان باستان است. موسیقی از دید اقتصادی به دو دسته تقسیم می‌شود: موسیقی‌ای که در محافل خاص و برای کسانی که اهل دانش و علم و حکمت هستند، نواخته می‌شود، به‌نام موسیقی حکیمانه و عارفانه و برای کسب درآمد اجرا نمی‌شود. این شاخه ممکن است تاثیر غیرمستقیمی در اقتصاد داشته باشد. شاخه دیگری که در اقتصاد نقش دارد و موثر است اینکه نوازنده در قبال موسیقی خود، دستمزدی دریافت می‌کند و روابط و مناسبات خاصی بنا بر تقاضای مردم ایجاد می‌کند. وقتی در مورد اقتصاد موسیقی صحبت می‌شود، منظور جنبه درآمدزایی و ایجاد شغل است مانند: خواننده، نوازنده و ترانه‌سرا، بخش‌ها (استودیوهای ضبط، مراکز چاپ و مراکز پخش و فروش)،

 افراد (تهیه‌کنندگان، مدیران گروه‌های هنری و ناشران موسیقی) و رسانه‌های خبری مانند خبرگزاری‌های تخصصی موسیقی از جمله خبرنگاران، عکاسان و منتقدان. اگرچه برخی بر این باورند که نگاه اقتصادی در حوزه موسیقی می‌تواند بسیاری از ارزش‌ها را از میان برده و به تولید آثار بازاری بینجامد! اما به‌گفته کارشناسان حوزه موسیقی، هرچند نگاه صرف اقتصادی به موسیقی پیامد‌های مطلوبی را به دنبال ندارد، اما زیرساخت‌های معنوی‌ای که هنرمند با اتکا به آنها اقدام به خلق اثری می‌کند، باعث ماندگاری و تکرار آن شده و این استمرار به خودی خود قابلیت درآمدزایی دارد. اما بررسی‌ها نشان داده است که گردش مالی در حوزه موسیقی ۳۰۰‌میلیارد تومان است. درحالی‌که بودجه موسیقی ۱۰ میلیارد تومان است و این نشان می‌دهد که دولت در اقتصاد موسیقی تنها سهم ۳ درصدی دارد و ۹۷ درصد آن در دست بخش‌خصوصی است. یعنی نه تنها کمکی به موسیقی نمی‌کند، بلکه ۱۰‌‌درصد درآمد برگزاری کنسرت در کلان شهرها به مجتمع‌های فرهنگی اختصاص می‌یابد. همچنین براساس گزارشی که توسط شرکت تحقیقاتی Factors and Factors منتشر شده است، درآمد بازار‌جهانی پخش موسیقی از ۱۰میلیون دلار در سال ۲۰۱۸ به ۴۵هزارمیلیون دلار تا سال۲۰۲۷ افزایش خواهد یافت و همین‌طور در CAGR پیش‌بینی شده است که میزان نرخ رشد در حدود ۵/ ۱۷ درصد بین سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۷ خواهد بود. محبوبیت گسترده اشتراک موسیقی در صورت تقاضا، باعث افزایش رشد صنعت پخش موسیقی در مدت زمان معین شده و بالاترین درآمد را به خود اختصاص می‌دهد.

بازار موسیقی اکنون بازاری انحصاری است، چون بازار موسیقی جهانی در دستان چهار شرکت است و این چهار برند بزرگ با به‌دست گرفتن ۷۰ درصد بازار جهانی و ۸۰درصد بازار ایالات‌متحده به نوعی یک الیگوپولی (انحصار چندگانه) ایجاد کرده‌اند. که شرکت‌های کوچک در رقابت با این شرکت‌ها یا هضم می‌شوند و به بزرگ‌ترها می‌پیوندند یا ورشکست می‌شوند. صنعت موسیقی در قرن بیستم انحصاری بوده و بیش از ۷۵ درصد آن تنها به چهار برند مهم «Sony Music, the EMI Group, the Warner Music Group , the Universal Music Group» تعلق داشت. این صنعت هم‌اکنون نیز همین روال را دارد و انحصار چهارگانه همچنان بر بازار موسیقی جهان حاکم است. جالب اینجاست که دو شرکت «سونی» و «وارنر» در صنعت سینما نیز حضور داشته و یکی از ۶ شرکت انحصاری هالیوود محسوب می‌شوند. SonyBMG یکی از چهار شرکت اصلی است. درعرصه‌ بین‌المللی، این شرکت دارای چند شرکت بزرگ و معتبر مانند «Columbia Records، Epic Records و Legacy Recordings» است.

این مطلب برایم مفید است
5 نفر این پست را پسندیده اند