گذشته از اینکه این اصل چقدر دقیق است ابتدا وضعیت ورود پول‌های تازه نفس را بررسی می‌کنیم. به‌عبارت دقیق‌تر ورود پول به بازار سهام کاملا مشهود است. بر این اساس در حالی شاخص کل بورس راه خود را تا محدوده ۲۴۰ هزار واحدی به زحمت طی کرد، ولی پس از آن مسیر خود از ۲۴۰ هزار واحد تا بیش از ۳۱۰ هزار واحد را به سریع‌ترین شکل ممکن پشت سر گذاشت. شاخص در این فاصله زمانی بر عکس روند گذشته، تقریبا یک نفس بالا آمده و رشدهای پیاپی را تجربه کرده؛ به‌طوری‌که اصلاح چندانی را در این مدت نداشته است. از سوی دیگر رشد ارزش معاملات در چند ماه اخیر، افزایش صدور واحدهای صندوق‌های سرمایه‌گذاری، صف کشیدن مردم جهت اخذ کد معاملاتی در کارگزاری‌ها و به‌طور کلی فضای حاکم بر جامعه نیز گواه بر آن هستند که عموم مردم تصمیم گرفته‌اند، پول خود را وارد بازار کنند. از سوی دیگر نشانه‌های زیادی وجود دارد که پول‌های وارد شده به بازار از تخصص کافی برخوردار نیستند. به‌طور مثال زمانی که دلار ارزان می‌شود یا قیمت‌های جهانی با ریزش همراه هستند، سهام شرکت‌های متاثر از این اتفاق جهش قیمتی را تجربه می‌کنند.

حال جدای از ورود نقدینگی جدید به بازار سهام که کاملا مشخص و مبرهن است، باید بررسی کرد که فرصت‌ها و تهدیدهای ورود این‌گونه پول‌ها چیست؟ در اقتصاد اصطلاحی به نام «پول داغ» وجود دارد. این اصطلاح به پولی گفته می‌شود که به واسطه اختلاف نرخ بهره از کشوری به کشور دیگر و با سرعت بالا جابه‌جا می‌شود. همین اصطلاح برای بازارهای داخلی نیز استفاده می‌شود. در واقع ویژگی این پول‌ها این است که وقتی یک بازار را جذاب می‌بیند، به سرعت وارد این بازار شده و با فروکش کردن هیجانات بازار را ترک می‌کنند. ترسو بودن پول‌های داغ می‌تواند مایه نگرانی باشد و به بازار آسیب برساند.

همچنین انتظارات تورمی و عدم‌اطمینان نسبت به آینده دو عامل مهم ظهور پدیده پول‌های داغ در بازارها هستند.  زمانی که افراد نگران کاهش ارزش پول خود هستند و به‌طور مکرر در اخبار و محاوره‌های مردم از رشد یک بازار می‌شنوند، ترغیب می‌شوند که سرمایه خود را وارد این بازار کرده و از آن در مقابل کاهش قدرت خرید محافظت کنند. همچنین عدم‌اطمینان نسبت به آینده باعث می‌شود سرمایه‌ها نقد شده و منتظر فرصتی در بازارها جهت هجوم بمانند. در این زمان هر بازاری که رشد پرسرو صدا تری داشته باشد، هدف پول‌های داغ خواهد بود. در واقع در حال حاضر انتظارات تورمی کمی تعدیل شده، اما همچنان عدم‌اطمینان پابرجاست. همچنین رکود بازارهای رقیب و رشد با تاخیر سهام موجب ورود پول داغ به بازار شده است.

اما حتی سابقه یک سال گذشته نیز نشان می‌دهد ورود پول‌های جدید تنها مولفه مهم برای پیش‌بینی پایان روند صعودی نیست. چه بسا بسیاری از عامه مردم از شاخص کمتر از ۲۰۰ هزار واحدی وارد بورس شده‌اند، اما شاخص تا ۳۱۰ هزار واحد رشد کرده و به این ترتیب بسیاری از پیش‌بینی‌ها مبنی‌بر پایان روند غلط از آب درآمده است. ازسوی دیگر بررسی متغیرهای بنیادی نظیر میزان رشد دلار نشان می‌دهد، شاخص حداقل تا محدوده ۳۰۰-۲۹۰ هزار واحدی دارای توجیه بنیادی است. همچنین فعلا نمی‌توان با قطعیت از تثبیت دلار سخن گفت. آنچه از بررسی سودآوری گروه‌های بزرگ نمایان می‌شود، این است که نگرانی زیادی نسبت به سقوط قیمت در صنایع بزرگ وجود ندارد. در این راستا یکی از راهکارهای کاهش اثرات مخرب پول‌های تازه وارد می‌تواند افزایش عرضه‌های اولیه بزرگ که توان جذب نقدینگی را دارند، باشد. در واقع باید از قبل شرایط ورود شرکت‌های بزرگ مهیا می‌شد تا اکنون به تقاضای موجود پاسخ داده و پول‌ها ماندگاری بیشتری داشته باشند. همچنین حضور فعال بازارگردان‌ها، سهامداران عمده، صندوق تثبیت و صندوق توسعه می‌تواند مانع از ایجاد ترس در بین پول‌های تازه وارد شود. افزون بر این در بلندمدت نیز باید فرهنگ سازی مناسب صورت گیردتا افراد بدون تخصص و دانش کافی، به جای سرمایه‌گذاری مستقیم، سرمایه‌گذاری غیرمستقیم در بورس داشته باشند.

این مطلب برایم مفید است
3 نفر این پست را پسندیده اند