البته برخی داده‌های مهم اقتصادی از جمله رشد مصرف شهروندان و تولید صنعتی مربوط به ماه دسامبر احتمال به ثبات رسیدن اقتصاد را تقویت کرده است. اگر در بازه زمانی ۶ ماهه به شاخص‌های اقتصادی چین نگاه کنیم متوجه می‌شویم شرایط مناسب نیست. عامل اصلی وضعیت نگران‌کننده کنونی تنش‌های تجاری بین این کشور و آمریکاست. افق روابط تجاری و غیرتجاری چین و آمریکا به توانایی چین در حفظ ثبات اقتصادی در بلندمدت بدون به خطر افتادن ساختارهای اقتصادی وابسته است. واقعیت این است که دولت چین برای حفظ ثبات در اقتصاد و غلبه بر اثرات تنش‌های تجاری، ابزارهای متعددی در اختیار دارد. اما استفاده از هر یک از این ابزارها جنبه‌های منفی خاص خود را دارد. برای مثال اجرای سیاست‌های انبساطی به افزایش بدهی‌های دولت‌های محلی یا بالا رفتن بدهی‌های غیر‌قابل بازپرداخت منجر می‌شود و نمی‌توان این راه‌حل را یک راه‌حل بلندمدت تلقی کرد. دولت چین برای مقابله با اثرات تنش‌های تجاری برخی اقدامات حمایتی را انجام داده، اما تلاش کرده از تمامی ابزارهای حمایتی استفاده نکند. زیرا در صورتی که فشارهای آمریکا بیشتر شود راهی برای مقابله با اثرات آن باقی نمی‌ماند.

به نظر می‌رسد چین قصد ندارد به درخواست‌های تجاری آمریکا عمل کند و برای آنکه بتواند در برابر فشارهای تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای این کشور مقاومت کند باید سیاست‌های انبساطی را بسیار تدریجی اجرا کند و همزمان ترتیبی دهد که بر شدت فشارهای آمریکا افزوده نشود. از آنجا که چین توانایی این دو اقدام را دارد، بعید است مقابل درخواست‌های آمریکا تسلیم شود و به همین دلیل مذاکرات تجاری برای مدتی طولانی ادامه پیدا خواهد کرد. کاهش نرخ رشد اقتصادی چین یکی از دلایل متعدد افت فعالیت‌های اقتصادی در جهان است. صندوق بین‌المللی پول ابتدا نشست امسال داووس در سوئیس اعلام کرد اقتصادهای آلمان، ترکیه، ایتالیا و مکزیک امسال وضعیت بدتری نسبت به پیش‌بینی‌های قبلی خواهند داشت. کریستین لاگارد رئیس این صندوق در سخنرانی خود در نشست یاد شده گفت: «نرخ رشد اقتصاد جهان امسال پایین‌تر از حدی است که چند ماه پیش تصور می‌شد و ریسک‌ها در حال افزایش است. این به معنای بروز رکود در اقتصاد جهان در آینده نزدیک نیست اما احتمال کاهش قابل ملاحظه نرخ رشد اقتصادی افزایش یافته است.»

پایان سال گذشته پکن اقداماتی برای حفظ ثبات اقتصادی انجام داد و این اقدامات موثر بود به این معنا که خرده‌فروشی و تولید صنعتی در ماه دسامبر رشد کرد. اما این ارقام ماهانه نمی‌تواند عملکرد نیمه دوم سال گذشته را خوب جلوه دهد. در نیمه دوم سال قبل، رشد خرده‌فروشی کاهش یافت و رشد سرمایه‌گذاری ثابت برای مثال سرمایه‌گذاری در کارخانه‌های جدید و ساختمان‌های اداری بسیار اندک بود و نکته نگران‌کننده‌تر این است که بسیاری از اقتصاددانان معتقدند وضعیت اقتصادی چین بدتر از آن است که داده‌های منتشر شده از سوی دولت این کشور نشان می‌دهد. دولت و بانک مرکزی چین در هفته‌های اخیر ده‌ها میلیارد دلار به اقتصاد این کشور تزریق کرده‌اند و مشغول ارزیابی شرایط برای اقدامات بعدی هستند. مشکلات اقتصادی چین قبل از اعمال تعرفه از سوی آمریکا بر کالاهای صادراتی این کشور، آغاز شده بود. در واقع از تابستان سال قبل فروش خودرو کاهش یافته است. دولت چین می‌تواند با حذف مالیات بر خرید خودرو این بخش را تقویت کند. کاهش مالیات‌ها در سایر بخش‌های اقتصاد یک ابزار دیگر حمایت از ثبات اقتصاد و کمک به رشد تقاضای داخلی است. بدون تردید دولت و بانک مرکزی چین ابزارهای متعددی برای حمایت از اقتصاد دارند و این به آن معناست که پکن برای رسیدن به توافق تجاری با واشنگتن عجله‌ای ندارد، به ویژه اگر بخش ساخت و ساز و زیرساخت مورد حمایت گسترده دولت قرار گیرد. در نیمه دوم سال جاری میلادی اثرات این حمایت‌ها مشاهده خواهد شد و امسال نرخ هدف دولت برای رشد اقتصاد تحقق می‌یابد.

باید به یاد داشته باشید که دولت چین مایل است نرخ رشد اقتصاد به تدریج کاهش یابد و همزمان اصلاحات مالی و اقتصادی صورت گیرد بنابراین اگر کاهش نرخ رشد، شدید نباشد پکن وادار به تسلیم شدن به درخواست‌های آمریکا نخواهد شد و نکته مهم این است که دولت چین قادر است از کاهش شدید نرخ رشد اقتصادی این کشور جلوگیری کند. هفته قبل برخی اخبار نشان داد آمریکا و چین تا رسیدن به توافق فاصله بسیار زیادی دارند و همین اخبار سبب عملکرد منفی بازارهای مالی شد. هر خبر منفی سبب کاهش ریسک‌پذیری سرمایه‌گذاران و سقوط شاخص‌های مالی می‌شود و برعکس افزایش احتمال توافق، به رونق بازارهای مالی منجر می‌شود. البته یک احتمال وجود دارد و آن اینکه چین روی آسیب‌پذیری ترامپ حساب ویژه‌ای باز کرده است. عملکرد مثبت بازارهای مالی برای ترامپ اهمیت بالایی دارد و هرگونه شکست در مذاکرات تجاری به کاهش شدید شاخص‌های مالی منجر می‌شود. از آنجا که ترامپ ابزارهای مناسب را برای رونق بخشیدن به اقتصاد و بورس آمریکا در اختیار ندارد، نمی‌تواند در پایان ماه جاری میلادی یعنی زمان اتمام مذاکرات سه ماهه، شکست مذاکرات را اعلام کند و بر تعرفه کالاهای صادراتی چین بیفزاید. به این ترتیب مسلما مذاکرات ادامه پیدا خواهد کرد و شاید ماه‌ها شاهد برگزاری مذاکرات تجاری باشیم.

البته در این میان چین احتمالا میزان بالاتری از کالاهای آمریکا خریداری خواهد کرد و در این حالت ترامپ می‌تواند ادعا کند که کسری تجاری با چین در حال کاهش است و او در سامان دادن به شرایط بد تراز تجاری پیروز شده است. ترامپ به یک نتیجه نیاز دارد که بتوان آن را موفقیت‌آمیز نامید. تمدید مدت مذاکرات یک راه‌حل موقت است. مذاکرات تجاری چین و آمریکا نمی‌تواند تا سال آینده ادامه پیدا کند. زیرا در این حالت همه به این نتیجه می‌رسند که چین ترامپ را بازی داده تا رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا مشخص شود.