تغییرات آب و هوایی هم برای محیط زیست و هم برای اقتصاد اثرات واقعی دارد و تعداد رو به رشدی از تحقیقات که از سوی اقتصاددان‌ها انجام شده نشان می‌دهد در آینده وضعیت آب و هوایی بیش از گذشته به کاهش رشد اقتصاد منجر خواهد شد. اما متاسفانه تقریبا در هیچ مدل پیش‌بینی‌کننده اقتصادی این تاثیر منفی در نظر گرفته نشده است و برخی اقتصاددان‌ها معتقدند نادیده گرفتن این تاثیرات از دقت پیش بینی‌ها می‌کاهد.

تازه‌ترین تحقیقی که در آن تاثیر اقتصادی انتشار گازهای گلخانه‌ای و تغییرات آب و هوایی اندازه‌گیری شده از سوی فدرال رزرو ریچموند منتشر شده است. در این تحقیق عملکرد اقتصادی ایالت‌های آمریکا در سال‌های گذشته ارزیابی شده و محققان به این نتیجه رسیده‌اند که هر یک درجه افزایش دما در تابستان بازده اقتصادی را بین ۱۵/ ۰ درصد تا ۲۵/ ۰ درصد کاهش می‌دهد. نکته نگران‌کننده این است که در آینده و به تدریج اثرات افزایش دما شدت پیدا می‌کند و اگر اقدامات درست انجام نشود در پایان سده حاضر یا حتی خیلی زودتر، نرخ رشد اقتصاد آمریکا تحت تاثیر تغییرات آب و هوایی به میزان یک‌سوم کاهش خواهد یافت. در واقع اگر سرعت گرم شدن کره زمین بیشتر از میزانی باشد که اکنون دانشمندان تخمین می‌زنند اثرات مختلف آن بر بخش‌های مختلف اقتصاد بسیار بزرگ‌تر خواهد بود.

از لحاظ نظری این به معنای فقیرتر شدن مردم و کاهش استاندارد زندگی است و اگر تمامی جنبه‌های منفی گرم شدن هوا را در نظر بگیریم به نتایجی بسیار نگران‌کننده تر خواهیم رسید. بلندمدت و تدریجی بودن اثرات گرم شدن هوا سبب شده تا اکثر اقتصاددان‌ها به اندازه‌ای که به مالیات یا تعرفه‌های تجاری توجه می‌کنند به تغییرات آب و هوایی توجه نکنند و این درحالی است که موضوعاتی نظیر کاهش مالیات‌ها یا افزایش تعرفه‌ها را می‌توان با تصمیم‌گیری جدید به سرعت تغییر داد، اما اثرات منفی گرم شدن هوا به سادگی و سرعت قابل رفع نیست.

در اکثر تحقیقاتی که درباره اثرات اقتصادی گرم شدن هوا انجام شده بازه زمانی چنددهه در نظر گرفته شده است. در بازه‌های زمانی کوتاه تر اثرات این گرم شدن کوچک‌تر است و شاید به همین دلیل است که اقتصاددان‌ها و دولت‌ها به تغییرات اندک نرخ‌های بهره که اثرات بزرگ و فوری بر شاخص‌های اقتصادی دارد توجه بیشتری نشان می‌دهند. این در حالی است که هرچه تحقیقات بیشتری انجام می‌شود تاثیرات منفی گرم شدن هوا بر بهره وری و رشد اقتصاد بیشتر آشکار می‌شود.

سال پیش یکی از کارشناسان در سخنرانی خود در کمیته بودجه سنای آمریکا گفت: «در حالی که هنگام تعیین بودجه‌های ایالتی تاثیرات آب و هوایی در نظر گرفته می‌شود اما کمیته بودجه معتقد است تاثیرات اقتصادی تغییرات آب و هوایی در بازه زمانی ۱۰ ساله که بودجه برای آن در نظر گرفته می‌شود اندک است. از سوی دیگر عده‌ای معتقدند اثرات تغییرات آب و هوایی نامشخص است.» این درحالی است که کمیته سیاست‌گذاری بانک مرکزی آمریکا که نرخ‌های پایه بهره را تعیین می‌کند افق ۵ ساله اقتصاد را برای تصمیم‌گیری درباره نرخ‌های بهره در نظر می‌گیرد، اما آنها همچنین باید با در نظر گرفتن شوک‌های آب و هوایی و زیست‌محیطی افق بلندمدت تر رشد اقتصاد را در نظر بگیرند. چند ماه پیش هنگامی که سناتور برایان شاتز از جروم پاول، رئیس بانک مرکزی آمریکا خواست تاثیرات اقتصادی توفان‌های بزرگ و آتش سوزی‌ها در سال ۲۰۱۷ را مورد توجه قرار دهد. او گفت تغییرات آب و هوایی در محاسبات بانک مرکزی در نظر گرفته نمی‌شود.

آقای جرم پاول در سخنرانی خود در کمیته سیاست‌های پولی سنا گفت: «تغییرات آب و هوایی موضوعی است که دیگر نهادها باید به آن رسیدگی کنند. ما در بانک مرکزی مسوولیت‌ها و ابزارهای خاص خود را داریم، برای مثال نرخ‌های بهره را تعیین می‌کنیم و مراقب وضعیت سیستم مالی و پولی هستیم. موضوع تغییرات آب و هوایی و اثرات اقتصادی آن در حوزه مسوولیت ما نیست.»

اما تحقیقات متعدد نشان می‌دهد تغییرات آب و هوایی به روش‌های مختلف بر اقتصاد هر کشور اثر می‌گذارد. یکی از مشخص‌ترین تاثیرات در بخش کشاورزی مشاهده می‌شود. در سال‌های اخیر کشاورزان با مشکلاتی نظیر سرد شدن و گرم شدن زودهنگام هوا، مقاومت آفت‌های مختلف، آتش سوزی‌های گسترده و غیره مواجه بوده‌اند. همچنین افزایش دمای هوا سبب کاهش بهره‌وری نیروی کار می‌شود، زیرا کارگران در بخش‌های تولید و ساخت و ساز در هوای گرم نمی‌توانند به درستی وظایف خود را انجام دهند. طولانی شدن دوران گرما به خرده فروشی نیز لطمه وارد می‌کند زیرا مصرف‌کنندگان تمایلی ندارند در هوای گرم به گشت زنی در مراکز خرید بپردازند.

تاثیر گرمای هوا بر اقتصاد آمریکا شبیه تاثیر پیر شدن جمعیت است و این امر نیز در بلندمدت نرخ رشد را کاهش می‌دهد البته بانک مرکزی آمریکا در محاسبات خود اثرات پیر شدن جمعیت را در نظر می‌گیرد. برخی کارشناسان معتقدند دلیل نادیده گرفته شدن اثر منفی تغییرات آب و هوایی فقدان ارتباط کافی بین اقتصاددان‌ها و دانشمندان است. در نتیجه «اقتصاد تغییرات آب و هوایی» حوزه‌ای است که توجهی به آن نمی‌شود. از سوی دیگر دوستداران محیط زیست از گذشته‌های دور بیش از آنکه به اثرات اقتصادی تغییرات آب و هوایی توجه کنند به اثرات آن بر محیط زیست برای مثال از بین رفتن جانوران توجه کرده‌اند. همچنین محافظه کارها عموما معتقد بوده‌اند تدابیر سختگیرانه علیه تغییرات آب و هوایی از جمله تعیین مالیات بر انتشار گازهای گلخانه‌ای پرهزینه تر از مقابله با تاثیرات تغییرات آب و هوایی است. اما واقعیت این است که هزینه مقابله با اثرات تغییرات آب و هوایی بالاتر است.

در تمام تحقیقاتی که درباره اثرات اقتصادی تغییرات آب و هوایی انجام شده ثابت شده هزینه اقدام بسیار کمتر از نادیده گرفتن است و اکنون رقابتی بزرگ در سطح جهان برای استفاده از انرژی‌های پاک وجود دارد که آمریکا به دلیل بی‌توجهی به مسائل زیست محیطی در این مسابقه عقب مانده است و این امر زیان‌های بزرگی برای اقتصاد این کشور در بر خواهد داشت. در دوران ریاست جمهوری باراک اوباما ارتباط‌های متعددی بین تغییرات آب و هوایی و اقتصاد ایجاد شد و تعداد زیادی گزارش منتشر شد. همچنین معیاری جدید به نام «هزینه اجتماعی کربن» تعریف شد که از آن برای اندازه‌گیری هزینه‌ها و فواید مقررات جدید زیست محیطی استفاده شد. اما در دوران ریاست جمهوری ترامپ، تحقیقات در حوزه اثرات و تلاش‌ها برای تدوین مقررات برای مقابله با روندهای منفی زیست محیطی متوقف شده است. البته خوشبختانه تحقیقات در بخش خصوصی ادامه دارد. برای مثال شرکت‌های بیمه بسیار مایل هستند اثرات تغییرات آب و هوایی مشخص شود و مدت‌هاست پوشش‌های بیمه‌ای برای حوادث مرتبط با آن در نظر گرفته‌اند. از سوی دیگر موسسات رتبه سنجی از جمله موسسه رتبه سنجی استاندارد ‌اند پورز هنگام ارزیابی رتبه اعتباری هر کشور تغییراتی زیست محیطی را نیز در نظر می‌گیرد.