دیپلماسی در جریان، کشتیرانی در تنگنا

هرمز؛ دماسنج واقعی مذاکرات

اهمیت داده‌های کشتیرانی دقیقا از همین نقطه آغاز می‌شود. بیانیه‌های سیاسی می‌توانند از پیشرفت مذاکرات، احتمال توافق یا آمادگی برای بازگشایی هرمز سخن بگویند؛ اما در نهایت تعداد نفتکش‌هایی که وارد تنگه می‌شوند، از آن عبور می‌کنند و با محموله نفتی خارج می‌شوند، آزمون عملی هر توافق خواهد بود. حتی افزایش تردد نیز به‌تنهایی کافی نیست. بازار باید مشخص کند آیا این عبور مقطعی است یا به یک جریان منظم تبدیل شده است؛ آیا نفتکش‌های حامل نفت خام و فرآورده‌ها دوباره در تعداد بالا حرکت می‌کنند و آیا شرکت‌های کشتیرانی و بیمه، ریسک مسیر را قابل قبول می‌دانند یا خیر؟ از این منظر، هرمز اکنون به دماسنج واقعی مذاکرات تبدیل شده است. هرچه عبورومرور منظم‌تر شود، نشانه‌ای از کاهش ریسک و نزدیک شدن بازار به شرایط عادی خواهد بود و هرچه تعداد کشتی‌های عبوری کمتر شود، فاصله میان دیپلماسی و واقعیت بازار بیشتر خواهد شد.

داده‌های اخیر این فاصله را به‌روشنی نشان می‌دهد. طبق داده‌های ردیابی کشتی‌ها، تنها پنج شناور کالایی روز شنبه پانزدهم اوت از هرمز عبور کردند و در روز یکشنبه هیچ عبوری ثبت نشد؛ درحالی‌که در انتهای هفته قبل، ۳۱شناور از این آبراه عبور کرده بودند. البته این ارقام تصویر کاملی از تردد ارائه نمی‌کنند. برخی کشتی‌ها ممکن است سامانه شناسایی خودکار یا AIS را خاموش کنند و از دید سامانه‌های ردیابی خارج شوند. اما حتی با در نظر گرفتن این محدودیت، افت شدید تردد نشان می‌دهد که ریسک عبور از هرمز همچنان بالاست.

بازگشایی یا بازگشت تجارت؟

همین موضوع یک نکته مهم را درباره مذاکرات روشن می‌کند: بازگشایی هرمز الزاما به معنای بازگشت فوری تجارت به شرایط پیش از جنگ نیست. حتی اگر یک توافق سیاسی میان طرف‌های درگیر حاصل شود، مالکان نفتکش‌ها، شرکت‌های بیمه و خدمه کشتی‌ها باید درباره امنیت مسیر تصمیم بگیرند. یک مسیر ممکن است از نظر سیاسی «باز» اعلام شود؛ اما اگر عبور از آن همچنان با خطر حمله، افزایش هزینه بیمه یا ابهام درباره مقررات همراه باشد، شرکت‌های کشتیرانی ممکن است همچنان از استفاده از آن خودداری کنند.

بنابراین، بازار نفت بیش از متن توافق به رفتار واقعی فعالان کشتیرانی توجه خواهد کرد.

آیا نفتکش‌ها دوباره وارد هرمز می‌شوند؟ آیا تعداد آنها به‌صورت پیوسته افزایش پیدا می‌کند؟ آیا نفتکش‌های بزرگ حامل نفت خام و فرآورده‌ها نیز در این جریان قرار می‌گیرند؟ و آیا بیمه‌گران پوشش عادی خود را برای این مسیر از سر می‌گیرند؟ پاسخ به این پرسش‌ها تعیین می‌کند که آیا هرمز واقعا به وضعیت عادی بازگشته یا تنها از نظر سیاسی بازگشایی شده است.

بازار میان دو نیروی متضاد

در همین حال، بازار نفت میان دو نیروی متضاد قرار گرفته است. از یک‌سو، کاهش تردد نفتکش‌ها و حملات به شناورها، نگرانی درباره امنیت عرضه را افزایش داده و حق‌بیمه ژئوپلیتیک را بالا برده است. از سوی دیگر، هنوز یک توقف کامل و پایدار در جریان فیزیکی نفت رخ نداده و همین مساله مانع از جهش شدیدتر قیمت‌ها شده است. به گزارش تارنمای Tradingeconomics و تا لحظه تنظیم این خبر قیمت برنت روز دوشنبه به بالای ۸۹دلار در هر بشکه رسید، اما بازار همچنان محتاطانه رفتار می‌کند. دلیل این احتیاط آن است که معامله‌گران هنوز نمی‌دانند اختلال موجود در هرمز موقتی است یا قرار است به یک محدودیت طولانی‌مدت در صادرات نفت خاورمیانه تبدیل شود. به بیان دیگر، بازار فعلا نه با یک شوک کامل عرضه، بلکه با افزایش احتمال چنین شوکی مواجه است. این تفاوت اهمیت زیادی دارد. اگر مذاکرات پیشرفت کند و جریان کشتیرانی به‌تدریج احیا شود، بخشی از حق‌بیمه ژئوپلیتیک می‌تواند از قیمت نفت خارج شود؛ اما اگر مذاکرات شکست بخورد و تردد نفتکش‌ها همچنان کاهش یابد، بازار ناچار خواهد شد احتمال اختلال طولانی‌تر در عرضه را جدی‌تر قیمت‌گذاری کند.

آبراه جغرافیایی

هرمز فقط یک آبراه جغرافیایی نیست؛ یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است. حجم قابل‌توجهی از نفت خام و LNG تولیدشده در خلیج‌فارس برای رسیدن به پالایشگاه‌ها و بازارهای مصرف آسیایی باید از این مسیر عبور کند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در هرمز تنها مساله ایران و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیست. کاهش عبور نفتکش‌ها می‌تواند هزینه حمل‌ونقل و بیمه را افزایش دهد، برنامه پالایشگاه‌های آسیایی را تحت تاثیر قرار دهد و ریسک عرضه را در بازار جهانی بالا ببرد. البته شدت این اثر به مدت زمان اختلال، میزان واقعی کاهش صادرات و توان سایر تولیدکنندگان برای جبران عرضه بستگی دارد. بازار نفت تاکنون نشان داده تا زمانی که کاهش عرضه به‌صورت فیزیکی و پایدار احساس نشود، احتمالا واکنش آن محدودتر از سناریوی یک قطع کامل صادرات خواهد بود؛ اما اگر کاهش تردد نفتکش‌ها به کاهش واقعی بارگیری و صادرات تبدیل شود، وضعیت متفاوت خواهد بود.

جریان منظم کشتیرانی

در شرایط کنونی، بنابراین، مهم‌ترین شاخص برای ارزیابی آینده هرمز نه فقط اظهارات سیاسی و نه حتی قیمت نفت، بلکه بازگشت جریان منظم کشتیرانی است. اگر تعداد نفتکش‌ها افزایش یابد و این افزایش طی چند روز و هفته تداوم پیدا کند، می‌توان آن را نشانه‌ای از کاهش ریسک و نزدیک شدن به عادی‌شدن شرایط دانست. اما اگر عبورومرور همچنان در سطوح پایین باقی بماند، بازار باید این واقعیت را بپذیرد که فاصله میان توافق سیاسی و بازگشت تجارت همچنان زیاد است. در واقع، هرمز اکنون یک آزمون ساده اما مهم پیش روی مذاکرات گذاشته است: آیا توافق می‌تواند کشتی‌ها را دوباره به حرکت درآورد؟ تا زمانی که پاسخ این سوال در دریا دیده نشود، هرگونه صحبت درباره بازگشت هرمز به شرایط عادی با یک علامت سوال بزرگ همراه خواهد بود. توافق واقعی در هرمز زمانی آغاز می‌شود که نفتکش‌ها دوباره حرکت کنند؛ نه زمانی که فقط درباره بازگشایی تنگه صحبت شود.