چگونه انویدیا موتور انقلاب هوش مصنوعی شده است؟
جادوگر انقلاب هوش مصنوعی
به نوشته اکونومیست، جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، بیاغراق جادوگری در کانون انقلاب هوش مصنوعی است. ارزش سهام شرکت او نسبت به اواخر سال ۲۰۲۲ و زمان عرضه چتجیپیتی ۱۴برابر شده است. در حال حاضر ده شرکت بزرگ سهامی عام که پیشگامان عرصه هوش مصنوعی هستند، ۴۰درصد از ارزش شاخص اساندپی ۵۰۰ را تشکیل میدهند و سهم انویدیا به تنهایی ۸درصد است. برخلاف شرکتهایی مانند اپل یا تسلا که تولیدکننده گوشی هوشمند و خودرو هستند، انویدیا تقریبا تمام تمرکز خود را روی هوش مصنوعی گذاشته است. از سال ۲۰۲۳ تاکنون، حدود ۱۵ سنت از هر یک دلار بازدهی بازار سهام آمریکا در قبضه این شرکت بوده است. این بازدهی چشمگیر باعث شده تا مصرفکنندگان آمریکایی با وجود چالشهایی مانند افزایش نرخ بهره، تعرفههای تجاری و جنگ با ایران، همچنان به هزینهکرد و خرید ادامه دهند.
با این حال بسیاری از ناظران از زاویهای نگرانکننده به این جادوگر نگاه میکنند و بیم آن دارند که او صرفا شعبده بازی باشد که در حال باد کردن یک حباب خطرناک است. انویدیا از طریق قراردادهایی به ارزش یک تریلیون دلار، پول نقد یا تضامین مالی در اختیار مالکان مراکز داده و آزمایشگاههای هوش مصنوعی قرار میدهد تا بتوانند پردازندههای این شرکت را بخرند. برخی به انویدیا لقب «بانک هوش مصنوعی» دادهاند. منتقدان میگویند این مهندسی مالی در خوشبینانهترین حالت یادآور روش «تامین مالی فروشنده» است. این همان روشی است که در دوران حباب داتکام در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۱ درآمدهای شرکتهای تولیدکننده تجهیزات شبکه مانند سیسکو را به شکل کاذب بالا برد و سقوط آن در نهایت به یک رکود اقتصادی انجامید. اما با نگاهی دقیقتر متوجه میشویم که این نگرانیها تا حد زیادی بیاساس است. اگر سرمایهگذاریهای عظیم انویدیا روی هوش مصنوعی به ثمر بنشیند، روند پذیرش این فناوری در جامعه تسریع میشود و در پی آن بهرهوری و استانداردهای زندگی ارتقا مییابد. در مقابل، اگر این محاسبات اشتباه از آب درآیند، تاوان آن را عمدتا سهامداران انویدیا پس خواهند داد و این دقیقا همان سازوکار طبیعی سرمایهداری است.
سایه سنگین حباب داتکام
البته نمیتوان انکار کرد که رونق داتکام و تب هوش مصنوعی شباهتهای نگرانکنندهای دارند. در هر دو دوره با یک فناوری جدید و هیجانانگیز، یک بازار گاوی (Bulish) تاریخی و مدیران مغرور حوزه فناوری روبهرو هستیم. صعود انویدیا از یک فروشنده تراشه برای گیمرها و استخراجکنندگان رمزارز به ستون فقرات اقتصاد چنان سریع بوده که بسیاری هنوز تلفظ صحیح نام آن را نمیدانند. این وضعیت دقیقا مشابه اوجگیری سیسکو است که در سال ۲۰۰۰ برای مدت کوتاهی به ارزشمندترین شرکت جهان تبدیل شد. همانطور که فروش روترها و سوییچهای سیسکو بر مبنای پیشفرض رشد تصاعدی ترافیک اینترنت شکل گرفته بود، درآمدهای پردازشی انویدیا نیز بر پایه فرض تقاضای بیپایان برای توکنهای هوش مصنوعی بنا شده است.
پیشبینی سیسکو در مورد تقاضای نهایی بازار درست بود، اما در زمانبندی اشتباه کرد و همین موضوع به سقوط داتکام منجر شد. امروز نیز پیشبینی سرعت پذیرش هوش مصنوعی در جامعه دشوار است. اگر مهندسان نرمافزار متکی به مدلهای زبانی را کنار بگذاریم، استفاده عمومی از این فناوری هنوز در مراحل ابتدایی است. اگر این روند به زودی اوج نگیرد، ممکن است مشتریان انویدیا تضامین خود را به اجرا بگذارند و دقیقا در همان زمان فروش خود شرکت نیز با افت شدیدی مواجه شود. از آنجا که هیچکس دقیقا نمیداند پردازندههای گرافیکی با چه سرعتی ارزش خود را از دست میدهند، تراشههای دستدومی که انویدیا مصادره میکند ممکن است کاملا بیارزش باشند.
جادوگری مالی انویدیا تا حدودی جنبه تدافعی نیز دارد. جدیدترین پردازندههای این شرکت دیگر به تنهایی بازار را در اختیار ندارند. تقریبا نیمی از درآمد انویدیا از طریق غولهای پردازش ابری آمریکا شامل آمازون، گوگل، متا و مایکروسافت تامین میشود که حالا در حال طراحی تراشههای اختصاصی خود هستند. سهم تراشههای هوش مصنوعی متعلق به شرکتهایی غیر از انویدیا از ۲۶درصد در سال ۲۰۲۳ به ۳۸درصد از کل بازار رسیده است. انویدیا در گذشته برای حفظ پیشتازی خود بیش از یکپنجم فروش خود را صرف تحقیق و توسعه میکرد، اما این رقم اکنون به کمتر از یکدهم کاهش یافته است. در نهایت، مقیاس تعهدات مالی انویدیا میتواند ترسناک به نظر برسد. موسسه مورگان استنلی مجموع ریسک اعتباری این شرکت شامل استقراضهای اندک و حمایت مالی از مشتریان را تا ابتدای سال ۲۰۲۹ حدود ۲۰۰میلیارد دلار برآورد کرده است. با گذشت زمان، بدهی سایه انویدیا ممکن است به ۳۰۰میلیارد دلار یا بیشتر هم برسد. این رقم بسیار غولپیکر است و امروزه تنها شش بانک بزرگ آمریکا بدهی بیشتری از این رقم دارند.
ترازنامهای مستحکم در برابر ریسکها با وجود همه این تفاسیر، تفاوتهای شرایط فعلی با دوران حباب داتکام بسیار مهمتر از شباهتهای آنهاست. ترازنامه مالی انویدیا فوقالعاده مستحکم است. این شرکت ۹۹ میلیارد دلار پول نقد در اختیار دارد و به سرعت بر این رقم میافزاید. در هر یک از سه سال گذشته، فروش سالانه انویدیا تقریبا دو برابر شده است. حاشیه سود ناخالص این شرکت از زیر ۶۰ درصد به ۷۵ درصد رسیده است.
جایگاه هوانگ بهعنوان یک مدیرعامل اسطورهای اکنون به جایگاه ایلان ماسک تنه میزند، اما تفاوت اینجاست که شرکتهای ماسک مانند تسلا پول نقد کمی تولید میکنند یا مانند اسپیسایکس سرمایه زیادی را میسوزانند، درحالیکه انویدیا امسال حدود ۲۰۰ میلیارد دلار نقدینگی تولید خواهد کرد. این بدان معناست که برخلاف سیسکو که به بدهی متکی بود، انویدیا میتواند از پول نقد برای پشتیبانی از قراردادهای خود با خریداران پردازندهها استفاده کند. حتی اگر زمان سررسید تعهدات شرکت فرا برسد و جریانهای نقدی آن از سال آینده ثابت بماند، باز هم در سال ۲۰۲۸ تنها ۳۹ شرکت غیرمالی از میان اعضای امروز شاخص اساندپی ۵۰۰ نسبت بدهی کمتری از انویدیا خواهند داشت. سود این شرکت باید ۶۰درصد از آن سطح کاهش یابد تا انویدیا رتبه اعتباری سرمایهگذاری خود را از دست بدهد.
از سوی دیگر تقاضا برای هوش مصنوعی برخلاف شرکتهای بدون درآمدی مانند پتسداتکام و دیگر نورچشمیهای دوران حباب داتکام، خیالی و توهمی نیست. فروش آنتروپیک به عنوان پیشروترین آزمایشگاه هوش مصنوعی از ۵ میلیارد دلار در سهماهه اول به ۱۱.۵میلیارد دلار در سهماهه دوم جهش کرده است. اوپنایآی بهعنوان رقیب اصلی آن نیز احتمالا فاصله چندانی با این ارقام ندارد. غولهای پردازش ابری نیز در حال ثبت درآمدهای سرشار از هوش مصنوعی هستند. در مجموع میتوان گفت هوش مصنوعی احتمالا سالانه حدود ۱۵۰میلیارد دلار برای بخش فناوری آمریکا درآمدزایی دارد. این رقم برای حوزهای که تا چند سال پیش هیچ درآمدی نداشت بینظیر است. البته این عدد هنوز با ۲.۵تریلیون دلار مورد نیاز برای پوشش هزینههای سرمایهای هوش مصنوعی فاصله زیادی دارد، اما سرعت رشد آن خیرهکننده است.
هوانگ معتقد است بزرگترین مانع بر سر راه انقلاب هوش مصنوعی کمبود تقاضا نیست، بلکه زیرساختهای ناکافی است. از آنجا که بازارها سرمایه لازم را در مقیاس مورد نیاز تامین نمیکنند، خود انویدیا وارد عمل شده و تامین مالی را بر عهده گرفته است. این شرکت در درک توازن میان ریسک و پاداش یک مزیت بزرگ دارد. هرچند این قمار آنقدر بزرگ است که میتواند کل اقتصاد را تحت تاثیر قرار دهد، اما در ذات خود یک حرکت کارآفرینانه محسوب میشود. هر شرکتی که به جای بازگرداندن پول نقد به سهامداران آن را مجددا سرمایهگذاری میکند، روی توانایی خود برای شکست دادن بازار قمار کرده است. فلسفه وجودی شرکتها انجام همین سرمایهگذاریهای متمرکز است. اگر سرمایهگذاران به دنبال تنوع بخشیدن به سبد دارایی خود هستند، میتوانند خودشان این کار را انجام دهند.
در این مسیر هوانگ به هیچ وجه تنها نیست. غولهای ابری که پیش از ظهور انویدیا موفقترین شرکتهای جهان بودند نیز دقیقا در حال انجام همین قمار هستند. نامهای بزرگ والاستریت نیز با او همراه شدهاند. ماه گذشته موسساتی مانند گلدمن ساکس، بلکراک، بلکاستون و چند نام بزرگ دیگر در یک پروژه ۵۰۰میلیارد دلاری مراکز داده به انویدیا پیوستند. سهامداران انویدیا نیز همچنان به این مسیر ایمان دارند و هنوز برای خروج از بازار هجوم نیاوردهاند. اگر همه آنها اشتباه کرده باشند، این پول خودشان است که به خطر افتاده است، اما اگر حق با آنها باشد، عصر هوش مصنوعی ممکن است کمی زودتر از حد انتظار فرا برسد.