آرشیو روزنامه شماره ۴۲۱۰ دنیای اقتصاد

اخبار تاريخ و اقتصاد - روزنامه شماره ۴۲۱۰

  • شهردار مغضوب

    سعیده سلطانی مقدم
    احمد نفیسی فرزند مهدی سال ۱۲۸۹ در اصفهان به دنیا آمد. او دوره ابتدایی را در دبیرستان «حکیم نظامی» اصفهان به پایان رساند و از دبیرستان سعدی دیپلم گرفت و در دانشگاه رشته علوم سیاسی خواند. نفیسی دوره فوق‌لیسانس را در رشته حسابداری صنعتی و امور اداری از «آمریکن یونیورسیتی» واشنگتن دریافت کرد. در بازگشت به ایران در سازمان برنامه به‌کار پرداخت و در وزارتخانه‌های مختلف شغل‌های زیادی را به عهده گرفت. از جمله: مدیر کل امور اداری سازمان برنامه، مدیر کل وزارت اقتصاد ملی، رئیس کل دفتر وزارت اقتصاد، بازرس اداره کل بودجه، معاون کل غله، مدیر رفاه اجتماعی سازمان برنامه، نماینده مدیرعامل و قائم مقام نخست‌وزیر در مراجع عمومی صاحبان سهام برنامه، عضو کمیسیون عالی تبلیغات سازمان برنامه، مدیر مجله «ایران‌آباد» و شهردار تهران. احمد نفیسی از طرفداران سرسخت امینی و عضو حزب ایران بود.
  • نفیسی: چگونه شهردار شدم؟

    ... روزی آقای امینی مرا برای معرفی نزد شاه به پارک خیام که بالاتر از اداره برق در میدان شهدا بود برد. قرار بود شاه آنجا بیاید و مقدمات انقلاب سفید را بذرپاشی کند. در آنجا وقتی شاه مرا دید و گفت: چطور اینجا آمدید؟ جواب دادم: آقای نخست‌وزیر مرا به شهرداری آوردند و به دستور ایشان اینجا آمدم. شاه گفت: بسیار کار خوبی شده و ما با شهرداری خیلی کار داریم. وقتی بازدید تمام شد، شاه به امینی گفت: سری هم به پارک شهر بزنیم. آنجا خلوت است و راحت‌تر صحبت می‌کنیم. شما با شهردار، روحانی و شجاع ملایری بروید. فلانی (یعنی ما) با من می‌آید. آنجا شاه گفت: ما برنامه‌هایی در سر داریم و قبلا انتظار داشتیم نخست‌وزیران سابق اجرا کنند و حالا قدم اول را آقای امینی برای اصلاحات ارضی برداشتند. برای اجرای بهتر این برنامه‌ها به نیروهای جوان احتیاج داریم و من مایلم برای رسیدن به این اهداف نیروهای جوان کمک کنند. بعد به من رو کرد و گفت: باید ترتیبی برای ملاقات بیشتر بدهید، دستورات بعدی را ما اعلام خواهیم کرد. این مطالب را گفت و رفت. من آهسته به دکتر امینی گفتم: امیدوارم آقای نصر از این ملاقات ناراحتی نداشته باشد. امینی گفت: چیز مهمی نیست و هیچ نگران نباش اما دکتر نصر چند روزی با من سرسنگین بود.
  • هشتمین کنفرانس کشورهای اسلامی

    هشتمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی هجدهم آذر ماه ۱۳۷۶، در تهران برگزار شد. در آن زمان فرآیند به اصطلاح صلح خاورمیانه و حمایت بی‌چون و چرای آمریکا از رژیم صهیونیستی، ادامه برادرکشی و جنگ در افغانستان و نیز بحران جامو و کشمیر، بوسنی و هرزگوین و... جزو مسائل اصلی بود.
  • ورود تفنگداران انگلیسی به بوشهر

    نهم دسامبر سال ۱۸۵۶ نیروهای تفنگدار انگلیسی پای به بندر بوشهر گذاشتند. ورود آنان به بوشهر پس از گلوله‌باران این بندر قدیمی ایران به‌دست ناوگان اعزامی انگلستان صورت گرفته بود. بوشهر روزها گلوله‌باران می‌شد.
  • وعده‌‌ای که محقق نشد

    «۱۲ اکتبر ۱۸۱۳ معاهده صلح گلستان ‌بین روسیه و ایران به امضا رسید. شرایط این معاهده برای ایرانیان شوم و مصیبت‌بار بود. ایران، دربند، باکو، شیروان، شکی، قراباغ و قسمتی از طالش را به روسیه واگذار کرده و از تمامی ادعاهای خود در گرجستان، داغستان، مین گرلیا، ایمریشیا و آبخاسیا، صرف‌نظر کرد.
  • وعاظ و آغاز مشروطه‌ در تبریز

    چند سال پیش از آغاز حرکت قانون‌خواهی و ضداستبدادی مردم تهران در شوال ۱۳۲۳ / آذر ۱۲۸۴ که فرجام آن برپایی نظام مشروطیت بود؛ در تبریز برخی کانون‌های مخفی ازسوی عده‌ای از نیروهای تحول‌خواه به‌وجود آمده بود. هدف موسسان آن کانون‌ها، آگاهی بخشی به همشهریان و هموطنان در زمینه‌های علمی، اقتصادی و سیاسی بود. اعضای این کانون‌ها در پاره‌ای مواقع با نوشتن و پخش شبنامه‌های ضدحکومتی که بیشتر انتقاد از رفتارهای استبدادی محمدعلی‌میرزا و نزدیکانش بود، به فعالیت‌های خود سمت و سوی سیاسی و ضدحکومتی می‌دادند. بنابر برخی شواهد و مدارک تاریخی تنی چند از روحانیان تبریز که بیشتر از وعاظ بودند، با آن کانون‌ها پیوستگی داشتند. واعظانی چون میرزا جواد ناطق، میرزاحسین واعظ، میرهاشم دوه‌چی، شیخ سلیم و میرزا علی‌اکبر مجاهد، از زمره آنان بودند. به دلیل کمبود مستندات تاریخی به سختی می‌توان از نخستین زمینه‌های آگاهی‌یابی و دلایل پیوستگی آنان به کانون‌های مذکور تصویر روشنی به‌دست داد.
  • قنات تهران قدیم

    در دارالخلافه تهران، بیش از اینکه آب رودخانه کرج به این شهر جریان یابد چندین قنات وجود داشت که در هر محله و منطقه روان بود. این قنات‌ها اکثرا وقفی بود به این کیفیت که شخص خیرخواه و نیکوکاری به‌خاطر رفاه خلق خدا اقدام به حفر قنات می‌کرد تا با این امر ثوابی برای خود ذخیره کرده باشد.

بیشتر