میرزاتقی با استقراض سی‌هزار تومان از یک تاجر تبریزی و تدارک نیروی نظامی کافی همراه شاه راهی تهران شد. شاه پس از شش هفته به تهران رسید.  میرزاتقی‌خان برای حفظ شأن شاه جوان از آمدن چند تن از دوستان نزدیک شاه به تهران جلوگیری کرد و دلیل وی این بود که این افراد با ناصرالدین میرزا از کودکی مانوس بوده‌اند و احترام مقام جدید وی را رعایت نخواهند کرد. در این مدت مهد علیا در تهران مشغول هماهنگی با سفارت انگلیس برای به قدرت رساندن افراد مورد نظرش بود و میرزا آقاخان‌نوری را که به قم تبعید شده بود، به تهران فراخواند. میرزا نصرالله صدرالممالک که خود را نامزد اصلی صدارت می‌دانست در منزل حاجی‌میرزا آقاسی منزل کرده بود و مشغول دسیسه‌چینی علیه میرزاتقی‌خان بود. اما شاه که به تهران رسید بلافاصله میرزاتقی‌خان را به مقام صدارت برگزید و لقب امیرکبیر را به وی اعطا کرد. عین فرمان شاه چنین است: ما تمام امور ایران را به دست شما سپردیم و شما را مسوول هر خوب وبدی که اتفاق می‌افتد، می‌دانیم. همین امروز شما را شخص اول ایران کردیم و به عدالت و حسن رفتار شما با مردم کمال اعتماد و وثوق داریم. به جز شما به هیچ‌کس دیگر چنین اعتقادی نداریم و به همین جهت این دستخط را نوشتیم.