«زنی بدون کاملیا» (۱۹۵۳) و «گریه» (۱۹۵۷) از فیلم‌های بعدی «آنتونیونی» بودند که موضوع هریک از آنها وضعیت اجتماعی طبقه‌ کارگر است. او به‌خاطر فیلم آگراندیسمان برنده جایزه نخل طلای کن در ۱۹۶۶ شد. آنتونیونی بیش از ۲۰ فیلم کوتاه و بلند ساخت که در تاریخ سینما دارای ارزش‌های هنری بی‌بدیلی هسند. فیلم «ماجرا» که بسیاری آن را شاهکار آنتونیونی می‌دانند، فیلمی است که زبان سینما را دگرگون کرد و برنده جایزه ویژه داوران جشنواره شد. در ۱۹۶۱ ماهنامه انگلیسی «Sight and Sound»، «ماجرا» را به‌عنوان دومین فیلم برتر تاریخ سینما پس از «همشهری کین» اورسن ولز، برگزید. پس از «ماجرا» آنتونیونی دو فیلم دیگر «شب» برنده جایزه خرس طلایی جشنواره فیلم برلین سال ۱۹۶۱ را ساخت.

او در کارنامه خود چندین جایزه مهم از جمله جایزه ونیز را نیز ثبت کرده است.  بهمن شیرمحمد، منتقد سینما درباره مساله صنعت و طبیعت در آثار آنتونیونی نوشته است: «تصاویر فیلم‌های او آکنده از معماری مدرن است. ساختمان‌های غالبا بی‌روح و مرده در برابر جلوه‌های مختلف زندگی صنعتی و تکنولوژی در یک طرف و طبیعت بلعیده شده در سوی دیگر همواره در پس‌زمینه حضور دارند. در صحرای سرخ تقابل فضای کارخانه و آلودگی‌های ناشی از آن در تقابل با طبیعت آسیب‌دیده قرار می‌گیرد. انگار که همه چیز بعدی مصرفی پیدا کرده و جایی برای حضور طبیعت نیست. دکل‌های برق، لجن‌زارهایی که از زباله‌های صنعتی شکل گرفته‌اند و دودکش‌هایی که با دودهای زرد رنگ و چرک مرتب هوا را آلوده می‌کنند از دید آنتونیونی جلوه‌هایی مهم از زندگی مدرن و متعاقبا عامل ماشینی شدن انسان‌ها هستند.