کسانی شخصیت او را یک مستبد تمام‌عیار ارزیابی کرده‌اند و برخی نیز رهبری استالین در جریان جنگ جهانی دوم و نقش او در شکست هیتلر را برجسته می‌نمایند. استالین که خود یکی از بنیانگذاران انقلاب اکتبر بود، پس از مرگ لنین، سیاست‌های اقتصادی سوسیالیستی را همچنان در پیش گرفت و اشتراکی‌سازی اجباری در بخش کشاورزی را هدف قرار داد. اشتراکی‌سازی به معنای تغییرات عظیم اجتماعی بود که از لغو نظام سِرفی در ۱۸۶۱ به این طرف دیده نشده بود. در سال‌های اول کشاورزی تخمین زده شده بود که تولید صنعتی و کشاورزی به ترتیب ۲۰۰ درصد و ۵۰ درصد رشد ‌کند اما تولید کشاورزی در حقیقت سقوط کرد. استالین تقصیر این سقوط را به گردن کولاک‌ها (دهقانان ثروتمند) انداخت که با اشتراکی‌سازی مخالفت می‌کردند. (کولاک‌ها تنها ۴ درصد جمعیت دهقانان را تشکیل می‌دادند) از همین‌رو هرکسی که با برچسب «کولاک»، «حامی کولاک» یا «کولاک سابق» دستگیر می‌شد یا به قتل می‌رسید یا به اردوگاه‌های کار اجباری گولاگ می‌رفت یا به مناطق دور کشور تبعید می‌شد.

بعضی از تاریخدانان معتقدند اشتراکی‌سازی از دلایل اصلی قحطی‌های بزرگ پس از آن بوده‌ است. جنگ داخلی روسیه و «کمونیسم جنگی» تاثیر مخربی بر اقتصاد کشور داشت. بازده صنعتی در ۱۹۲۲ سیزده درصد ۱۹۱۴ بود. تحت رهبری استالین طرح نپ (سیاست نوین اقتصادی) در اواخر دهه ۲۰ با نظامی از «برنامه‌های پنج ساله» تعویض شد. این برنامه‌ها، برنامه‌هایی بسیار جاه‌طلبانه برای صنعتی‌سازی دولتی و اشتراکی‌سازی کشاورزی بودند. با تجارت بین‌المللی محدود و نبود هرگونه بنیاد مدرن، دولت استالین هزینه صنعتی‌سازی را با اعمال محدودیت بر شهروندان شوروی و با گرفتن ثروت کولاک‌ها تامین کرد. گرچه تمام تاریخدانان موافقند که اتحاد شوروی در زمان استالین به رشد خیره‌کننده اقتصادی رسید، اما نرخ دقیق این رشد مورد اختلاف است.