لیدی با توجه به موقعیت جغرافیایی ممتاز و نزدیکی آن به دریا و مرزهای آبی و قرار گرفتن بر سر راه بازرگانی کشورهای آسیای غربی، آسیای صغیر و مدیترانه، همچنین موقعیت طبیعی و فراوانی نعمت خاک حاصلخیز و نیز دارا بودن فلزات گرانبها مخصوصا طلا از ثروتمندترین کشورهای شرق باستان بود. سارد پایتخت لیدی که نزد یونانیان به سارد طلایی مشهور بود، یکی از بازارهای عمده بازرگانی و مرکز فروش اجناس و فلزات گرانبها بود. لیدی از نخستین کشورهایی بود که سکه طلا ضرب کردند و سکه‌های طلای آنان که به سکه‌های کرزوسی معروف بود، مورد استفاده دیگر کشورها بوده است.

به این ترتیب موقعیت جغرافیایی، نزدیکی به دریا و مرزهای آبی، مهم‌ترین انگیزه کوروش برای تصرف لیدی بود و این امر در کنار توسعه‌طلبی ارضی پادشاه لیدی، سرانجام به رویارویی دو قدرت انجامید که پس از یک رشته نبرد بالاخره سپاه پارسیان به رهبری کوروش پیروز شدند و لیدی به یکی از ایالات ایران مبدل شد و از این رهگذر پادشاه ایران توانست از منافع تجاری این شهر که در مسیر راه‌های بازرگانی یونان قرار داشت، بهره ببرد. پس از آن کوروش سراسر بخش‌های آسیای صغیر را تصرف کرد. 

پس از آن موضوع فتح بابل مطرح شد. بابل نیز به لحاظ تجاری اهمیت ویژه‌ای داشت. این سرزمین بر سر راه شرق به غرب قرار داشت. رودهای دجله و فرات در آنجا قرار داشتند و مسیر دسترسی به شام و مصر از آن می‌گذشت. بنابراین بابل مرکز اصلی تجارت آسیای غربی بود و بسیاری از ملل متمدن آن روزگار به این منطقه رفت و آمد داشتند. این شهر همچنین از شرایط مطلوبی برای کشاورزی نیز بهره‌مند بود.  فتح بابل بسیار دشوار می‌نمود؛ چراکه این شهر از استحکامات مطلوبی بهره‌مند بود، برای فائق آمدن بر این دشواری، کوروش پس از بررسی‌های استراتژیک، آب فرات را منحرف کرد و به این ترتیب مقدار آب در شهر کافی نبود و مقاومت آن در هم شکسته شد. البته این امر یکی از عوامل سقوط بابل بود و همزمان با حمله کوروش به این شهر اوضاع داخلی آن چندان مطلوب نبود.

شمار زیادی از مردم شهر در اسارت به سر می‌بردند. به علاوه جمعیت بسیاری از یهودیان در این شهر زندانی بوده و اجازه بازگشت به سرزمین‌های خود را نداشتند، این جمعیت نیز به استقبال کوروش رفتند و شهر با کمترین خونریزی فتح شد. این شهر اگرچه به یکی از ساتراپ‌های ایران مبدل شد، اما هرگز نتوانست ارزش و اهمیت گذشته خود را بازیابد. با این حال تهدیداتی که از این ناحیه برای مرزهای ایران وجود داشت از میان رفت و پادشاهان هخامنشی از مزایای اقتصادی آن بهره‌مند شدند.

منبع:

۱) اصغر محمودآبادی، «کوروش و مرزهای دفاع استراتژیک»، مجله پژوهشگاهی دانشگاه اصفهان، ۱۳۷۴.

۲) رمضان هزاریان، «فتوحات و لشکرکشی‌های کوروش کبیر»، تاریخ‌پژوهی، ۱۳۹۳.

۳) عبدالمحمد آیتی، «فتح بابل»، ۱۳۴۹.