هزینه پنهان سرمایهگذاری ناهماهنگ
افزایش بودجه عمرانی همیشه به معنای کاهش ریسک شهری نیست. ممکن است شهری هر سال پروژههای بیشتری اجرا کند، ظرفیت شبکههای خود را افزایش دهد و داراییهای زیرساختی تازهای تحویل بگیرد؛ اما با نخستین بارندگی شدید یا موج گرما، همچنان بخشی از خدمات حیاتی آن مختل شود. این تناقض زمانی رخ میدهد که موفقیت سرمایهگذاری را با «آنچه ساختهایم» بسنجیم، نه با «خدمتی که توانستهایم حفظ کنیم.» فرض کنید برای توسعه شبکه زهکشی سرمایهگذاری قابلتوجهی انجام شده است؛ اما هنگام بارندگی شدید، اختلال برق عملکرد ایستگاههای پمپاژ را محدود میکند؛ مسیر دسترسی نیروهای عملیاتی مسدود میشود و اختلال حملونقل یا ارتباطات، مدیریت بحران را دشوارتر میسازد. در موج گرما نیز افزایش تقاضای برق میتواند شبکه را تحت فشار قرار دهد و پیامد آن از ساختمانها تا مراکز درمانی گسترش یابد. در چنین وضعیتی مساله فقط کمبود ظرفیت یا سرمایه نیست؛ مساله نحوه تخصیص سرمایه است. پروژهها معمولا جداگانه تعریف، بودجهریزی و ارزیابی میشوند؛ درحالیکه شهر بهصورت مجموعهای از سیستمهای وابسته عمل میکند. ممکن است هر پروژه بهتنهایی موفق باشد؛ اما مجموع سرمایهگذاریها نتواند ریسک کل سیستم را به همان نسبت کاهش دهد. بنابراین معیار اقتصادی مهمتر این است که هر واحد سرمایهگذاری تا چه اندازه احتمال و هزینه اختلال خدمات حیاتی را در طول عمر زیرساخت کاهش میدهد.