این یادداشت با رویکردی انتقادی، به تبیین نقش سازنده «کنشگری» و «عاملیت» شهروندان در مدیریت بحران و تاثیر بیبدیل آنان در ترسیم آیندهای مطلوب برای کلانشهر میپردازد. با بهرهگیری از آرای اندیشمندانی چون آنتونی گیدنز، جان فریدمن و پیتر مارکوزه، این گزاره محوری مورد بررسی قرار میگیرد که تهران فراتر از یک پدیده کالبدی، عرصه تعامل و تقابل پویای «ساختارهای» حاکم و «عاملیت» فعال ساکنان خود است.